
نشستم تو ماشین همین موقع آقایی رو دیدم که داره میره سمت خونه مرینت خال کوبی پشت گردنش هم دقیقا مثل همون عکسی بود که به مرینت نشون دادم مسیرش و تغییر داد داشت میومد به سمت ماشین شیشه رو دادم پایین پرسید شما باید ادرین اگراست باشید درست گفتم بله خودم هستم گفت میخوام باهاتون صحبت کنم جواب. دادم خب میشنوم گفت اینجا که نمیشه باید یه جای خلوت باشه گفتم بیا داخل با شنیدن این حرفم اومد و نشست تو ماشین
گفتم من که به یاد نمیارم شما رو بشناسم و جایی دیده باشم ولی به نظر شما به خوبی من رو میشناسید. جواب داد بله خیلی خوب میشناسمتون ولی من اینجا نیستم که توضیح بدم که تو رو از کجا رو میشناسم و شاید نتونی حرف هامو باور کنی ولی من ترجیح میدم که بدونی چه کسی باعث مرگ مادرت بوده
از زبان مرینت : از دیشب تا حالا حتی از اتاق هم خارج نشدم انقدر ذهنم در گیر که با ادرین هم بد رفتاری کردم گوشی مو روشن کردم پدرم پیام داده بود سلام مرینت من الان نمیتونم توضیح بدم که کجا هستم ولی نگران نباش تا چند ساعت دیگه همه چی درست میشه با خواندن این پیام نگرانی که داشتم بیشتر شد مأموری که گوشه اتاق ایستاده بود گفت قبلا بهت اطلاع دادم که گوشیت رو خاموش کنی بلند شدم و گوشی مو گذاشتم تو کشو
انگار که طبقه پایین کار مهمی باهاش داشتند پس رفت دیگه راحت شدم از صبح تا حالا ایستاده گوشه اتاق و من و تحت نظر داره دفتر خاطراتم و برداستم و شروع کردم به نوشتن (. این متنی که مرینت مینویسه ) نمیدونم چرا جدیدا اتفاق های عجیبی میفته ولی خوش حالم کسی هست که تو این روز ها هم کنارم باشه
با صدای بلندی که از طبقه پایین اومد از جا پریدم با ترس رفتن سمت در بیشتر شبیه صدای شلیک بود
خداحافظ دوستان
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عاولییی
بعدییییییی❤
چشم
یا خدا یعنی چی میشه عالی پارت بعدیییییییییی
چشم سر وقت میزارم
راستی امتحانت چطور بود ؟
ممنونممممم
قبواللللللللللللللل
خدارو شکر که قبول شدی
ممنون**
عالییییی
پارت بعدد؟
مرسی
چشم سر فرصت میزارم
واووووووو
عالیییییییییییییی
ممنونم
عالیییییییییی
پارت بعد لطفاااااااا
مرسی چشم
دوستان لایک ها و کامنت ها خیلی کم این طوری پیش بره پارت بعد رو نمیزارم
فقط یه نفر کامنت داده و دو نفر لایک کردن
بعدیییییییییییییییی
چشم