4 سال پیش 4 اسلاید 168 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (9)
  • من از نامجون الگو گرفتم..قاب گوشیم رو دو روز بود گرفته بودم شکستمش..گارد گوشیم رو تازه عوض کرده بودم بعد یه هفته شکستمش..یه چی برای پوستم گرفته بودم جاش شیشه ای بود همون روز اول شکستمش؛😹

  • هوا گرم بود و نفس نفس میزدم.تصویر واضح نبود اما مطمعنم که چند تا پنل بادی جلوم بود.صدای شلیک میومد.گرمایی رو روی بازوی چپم احساس کردم.داشت خون میومد!_تالیاااااا!
    یه قسمت کوتاه از داستانم(:
    اسم داستان:*Allen*
    تا الان 9 پارت منتشر شده...
    ژانر:تخیلی،ماجراجویانه،کمی طنز و عاش قانه

  • کاور تستات رو دوستتت

  • عاولییی

  • پلیز‌به‌پرفمون‌سر‌بزنید-!🗿🌸
    مایل‌ب‌پین¿

  • فروش خواعر با 90درصد تخفیف🐜
    مفت و مجانی🐛
    با تچکر🌸

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.