
«مرینت» با قدم های کوتاه، هر لحظه داشت بهم نزدیک و نزدیک تر میشد. از شدن ترسی که داشتم حتی توان برداشتن یه قدم و نداشتم برای فرار از اون نگاه خیره اش، عقب گرد کردم و همین که خواستم دستگیر در و بچرخونم و وارد بشم. حضورش و پشت سرم احساس کردم. زیر گوشم لب زد: تا حالا شک نکردی که چرا تا الان نکشتمت! گویا با صداش میخکوب شدم و حرکت دیگه ای نکردم. بدون اینکه منتظر جوابی از جانب من باشه ادامه داد: چون دوستت داشتم! تنم ارزید نمیدونستم تهدیدای چند روز پیش و باور کنم یا حرف الانشو... با کشیده شدن ناگهانی دستم از فکر و خیال بیرون اومدم با چشمای درشت شده به اخمای درهمش نگاه کردم. آدرین: به حرفام گوش میدی یا نه؟ تند سرم و تکون دادم که باعث شد لبخند کجی روی لبش بشینه!
آدرین: پس منتظر جوابت هستم! گیج و منگ سرم و کج کردم و گفتم: جواب چی؟ وارفته گفت: خب من الان بهت اعتراف کردم پس منتظرم عشقم و بپذیری! من:کِی اعتراف کردی؟ دستش و محکم رو پیشونیش کوبید و با درموندگی بهم نگاه کرد: همین الان دیگه! با به یاد اوردنش چند دقیقه پیش کنایه دار لب زدم: اها منظورت همون مِنَتی بود که روی سرم گذاشتی! به نشونه اعتراض با بدخلقی گفت: کجا منت گذاشتم ببین چه با عشق بیانش کردم. چشم قوره ای بهش رفتم و برعکس چند لحظه پیش که مثل چی ازش میترسیدم دست به سینه با عصبانیت گفتم: اینجوری نمیشه الان مثلا من قهر کردم تو باید بیای نازم و بکشی! مظلوم لب زد: چیکار کنم حالا؟! با کف دست به عقب هلش دادم و در همون حال براش توضیح دادم: ببین تو الان باید بری با گل و کادو برگردی و تا ۱ هفته مثل اسکلا دنبالم بیوفتی اون موقع شاید یه فکری به حالت بکنم!
انقدر هلش دادم تا اینکه بلاخره از حیاط بیرون رفت. با قیافه ای که نارضایتیش و نشون میداد گفت: اخه این چه کاریه! من که تا عمرم همچین چیزی نشنیده بودم. من: حالا که شنیدی پس زود باش برو! با لب و لوچه اویزون باشه ای زیر لب گفت. در حالی که دستم و به نشونه بای بای براش تکون میدادم منتظر به رفتنش خیره شدم تا اینکه بلاخره از دیدم خارج شد. همین که در و بستم نفس حبس شده ام و سخت بیرون دادم و به در تکیه دادم. این رفتارش مشکوک به نظر میاد چطوری از دیروز تا الان ۱۸۰ درجه تغییر کرده؛ یه جای کار می لنگید چشمام و برای مدت کوتاهی بستم و باز کردم که با لوکا روبه رو شدم. دست به سینه کنجکاو پرسید: آشتی کردی؟ لبخند کم جونی زدم: فعلا فرستادمش دنبال نخود سیاه، تا ببینم چی میشه!
پوزخند روی لبش تبدیل به لبخند شد و گفت: افرین، نباید گول اون آدم و بخوری باشه؟ غمگین سرم و تکون دادم. با به یاد اوردن اینکه نصف کارای خونه هنوز تموم نشده بود. سراسیمه خودم و تو خونه انداختم. «آدرین» نیم نگاهی به گل تو دستم کردم و درحالی که دستی به لباسام میکشیدم. سعی کردم لبخند بزنم. با دستم درب اهنی و هل دادم و وارد شدم. انتظار روبه رو شدن با هر کسی و داشتم جز لوکا، تا چشمش بهم افتاد اخم غلیظی بین ابروهاش نشست. لوکا: چه زود برگشتی! توجه ای به حرفش نکردم: مرینت کجاست! لوکا: بیرون رفته! اهانی زیر لب گفتم و همین که خواستم برگردم با حرفی که زد سرجام خشک شدم. لوکا: دلیل این کارات و میدونم! پس بهتره قبل از اینکه دردسر درست کنی دیگه این اطراف پیدات نشه! رو پاشنه پا چرخیدم و به صورتش نگاه کردم
پوزخند تلخی زدم. حالا باید به ایشونم جواب پس میدادم. آه سوزناکی کشیدم: از کجا انقدر مطمعنی؟! حق به جانب لب زد: ببین حتی مرینتم فهمیده مشکوکی! اخه چطور ممکنه یهویی آدم خوب بشی! پس انگار مرینتم حرفم باورم نکرده. هر چند بهش حق میدادم! سرم و پایین انداختم و بی حوصله برای خلاص شدن از حرفاش، گفتم: ببین من چند روزه دارم به این مسئله فکر میکنم و فهمیدم دنیا ارزش این و نداره از هم دور باشیم. میخوام برای یه بارم شده به حرف دلم گوش کنم! سرش و به نشونه تاسف تکون داد ای بابا هر چی میخواستم با روی خوش باهاش حرف بزنم نمیشد. عصبی لب زدم: اصلا تو کی باشی برای من نظر میدی!؟ لوکا: من مثل برادرشم، نمیزارم چون خانواده نداره ازش سواستفاده کنی! کلافه چشم روهم گذاشتم: بهتره تا عصبی نشدم بس کنی! صدای کنایه دارش اتیش درونم و بیشتر کرد: مگه قراره چیکار کنی! دستام از شدت حرص مشت شد. حرف اخرش باعث شد صبرم به حداکثر ممکن برسه: آدمی که برای انتقام هر کاری میکنه هیچ وقت عوض نمیشه!..
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود پارت بعد
مرسی قشنگم تو بررسیه💕✨
باز دوباره گیر کردیم روی یک پارت بببببببععععععددددددییییییییییی
به خدا گیر کردم نصفش و امروز نوشتم فردا دیگه تموم میکنم.. خودمم بدم میاد هی دیر میزارم☹️
پارت بعد کی میاد ؟؟
پارت بعدددددددد
عالییی بود! منتظر پارت بعدی هستم😊
مثل همیشه عالی بود
لطف داری ☺️✨💕
کم بود 😐
عالییییییییییییییییی
اره میدونم پارت بعد و بیشتر می نویسم😂 مرسیی✨💕
مرسی😍
عالیییییییییی بود پارت بعد لطفاااا
مرسی قشنگم✨💕
💕💖
عاای آجی بعدی زود
ممنون اجولی💕✨چشم😁
عالی بود آجیی 🤝🏻💛
مرسیی اجی💕✨😁