
سلام دوستان ببخشید که اومدن این پارت یکم طول کشید
یه چیزایی رو باید بگم که داخل داستان ایراد داشت .این داستان مربوط میشه به سال 2028 که یعنی شما 20 یا 21 سال سن دارین و اینکه تا آهنگای سال 2020 انسیتی مثلا اومده
این داستان حول محور شخصیت های اصلی می چرخه(وات 😐چه ادبی) و اینکه من وقتی میگم یکی با یه خاننده دیگه دوسته و هم کلاسی بودن باید سن اون شخص رو با داستان و شخصیت اصلی هماهنگ کنین.متوجه همه چیز شدین؟؟؟ پس بریم سراغ داستان....
پس از دم اداره پلیس پیاده به سمت خونه رفتیم . هیچ کس هیچ حرفی نمیزد تا اینکه تهیون سکوت رو شکست:خب دخترا، میخواین چیکار کنین؟ لیا: نمیدونم اگر نریم یعنی به پلیس تحویلمون میدن؟(و روشو کرد سمت من) اونی من خیلی میترسم .هانی هم اومد و به من چسبید و گفت: اونی بگو چیکار کنیم؟ -تهیون چیکار کنیم ؟بگو تا با هم مشورت کنیم . هرچی نباشه تو لیدری!!!
...حس عجیب و تو خالی دارم در حدی که الان یک ربعه دارن بحث میکنن و ما به خونه رسیدیم.اگر الان ازم بپرسی یک کلمه از اون حرفارو بگو نمیتونم بگم . به رفتن به شرکت حس خوبی داشتم اما به اون پسره اممم اسمش چیه؟ تهیون ،تییونگ، تایونگ... آها ته یونگ یادم اومد ولی به اون حس خوبی ندارم ، نمیدونم چرا؟...
- هعی ا/ت نظر تو چیه؟؟؟ - ها؟ چی ؟چیرو نظر بدم ؟ -آیییی . گفتی لیدری یه کاری کن الان به حرفام گوش نمیدی از وقتی از اداره پلیس اومدیم داریم بحث میکنیم.الان نیم ساعته دارم سر خودمو درد میارم که تو بگی ها چی؟؟؟؟ -ببخشید . خب به نظر من رفتن به کمپانی خوبه ولی به اون ته یونگه حس خوبی ندارم. انگار زورکی اومده بود و میخواست از شر ما خلاص بشه . یعنی میخواست و میخواد . حالا دیگه نمی دونم
اون طرف سمت ته یونگ :::: بعد از رسیدن به خونه حسابی بی اعصاب بودم . یعنی چی انسیتی یه گروه پسرونه قراره مختلت(درست نوشتم؟) بشه!!! چه بد بختی بزرگ تر از این؟؟؟ وای حالا چه طور به بچه ها بگم؟؟؟ توی افکار خودم غرق بودم و متوجه نشدم که جه (جهیون) هی صدام میزنه -با تو ام ته(ته یونگ) به حرفام گوش میدی؟؟ -ها ؟ نه ببخشید فکرم درگیره. هرچی نباشه من لیدر این گروهم ، چطور میتونم اینو به بچه ها بگم؟؟؟ - نمیدونم، حالا یه جوری میگیم ، ولش کن فعلا زیاد اعصابت رو خورد نکن -باشه ممنونم -اممممم برای چی دقیقا؟ - نصیحت بیخودت و یه نیشخند زدم که اونم با یه اخم غلیظ نگام کرد و گفت: گرچه ازت کوچیکترم هیونگ ولی تو همون خری که بودی هستی و نمیشه تغییرت داد و سری از روی تأسف تکون داد که با پس گردنی من تموم شد: خرس گنده من تورو بزرگت کردم اونوقت به من میگی خر . واقعا که خیر سرم آدم تربیت کردم. من اگر نه جای اون 21 نفر جای تو یه نفر یه گوسفند داشتم الان گرگ وال استریت بودم باور کن (گشت ارشاد 2😂) تمام...لایک و کامنت فراموش نشه....ناظر جونم منتشر کن چیزی نداره❤❤مرسی که منتشر میکنی
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی … بایست کیه ؟!!
همههههه
بنده سندروم بایس بی قراااااار دارم.
در حال حاضر شوتارو ، یوتا ، یانگ یانگ، مارک ، هه چان ، رنجون و ته ایل البته در حال حاضر😂😂😂
بهبهههههه بنده خودم جیسونگ 😂💔 بچم کیوته اما صداش …🥲🤌🏻