
سلام سلامممم چطورین ؟؟؟؟؟ ببخشید بابت غیبتم مدرسه و اینا و تابستون خسته کننده😔😂
از زبون جیمین امروز قرار بود بریم مراسم ماما و ما اهنگ ایدول رو آماده کرده بودیم جیمین:هیونگ تموم شدین بریم دیگههههه جین : اره بریم راه افتادیم سمت مراسم وقتی پیاده شدیم آزمون عکس گرفتن و سوال پرسیدن و رفتیم تو و تو جایگاهمون نشستیم جایگاه لیا هم دقیقا پیشم بود چشمم خورد به نامجون داشت با یکی چت میکرد جیمین: داری با کی حرف میزنی نامجون:لیا جیمین:چی میگه نامجون:میگه رسیدین جیمین:اها بعد از چند دقیقه لیا رو دیدم محوش شده بودم خیلی خو*شگل شده وای کی این دختر رو برای خودم میکن*ممم من اومد پیشم نشست از زبون من وقتی پیشش نشستم ضربان قل*بم بدجوری بالا رفت سعی کردم نشون ندم مراسم شروع شد مجری :خب سلام به همه ی گروه های کیپاپ و فندوم ها و گروه ها تک تک شروع کردن رفتن بالای ست و اجرا کردن اول اکسو ایتزی اورگلو سی ال سی بلک پینک و بی تی اس الان پسرا پاشدن رفتن پشت صحنه لباس عوض کنن منم نشسته بودم و منتظر بودم و بالاخره اجراشون شروع شد اهنگ
ایدول بود بعد چند دقیقه که اعضا رفتن بالا زمین داشت میلرزید من:یاااااا خدااااا چرا داره زمین میلرزه پسرا خیلی محکم میرقصیدن نگران بودم چیزیشون بشه وقتی تموم شد خودم رو رسوندم پشت صحنه حالشون خوب نبود من:بدویید اکسیژن ها رو بسازید نمیتونن درست حسابی نفس بکشن کارکنا آوردن چون یدونه کم بود به جیمین نرسید دزدکی با جادو یدونه درست کردم و جلو دهنش گرفتم جیمین: هه هه من:بهتری جیمین:اره پاشد و رو زمین نشست من:بقیه همه خوبن اعضا:اره مرسی من:پاشین لباساتون رو عوض کنید بریم پسرا رفتن لباس هاشون رو عوض کردن و رفتیم تو جایگاهمون اجرا ها تموم شده بود وقت اعلام جوایز بود مجری: بهترین اجرااا و بهترین گروه بوی کیپاپ نسل سومممم……….بی تی اسسسسسس همه با هم پاشدیم زود پریدم بغ*ل جیمین همو بغ*ل کردیم و اعضا رفتن رو ست جایزه رو گرفتم یه سخنرانی کوچولو کردن اومدن مجری:و بهترین اجرا و گروه گرل نسل سوممم:بلک پینک پلک پینک هم رفتن رو ست و یه سخنرانی کردن مجری:حالا بهترینن رئیس کمپانی و مدیریت کمپانی میرسه بههههه………پارک لیاااااا همه منو اعضا تعجب کرده بودیم پاشدن بغل*م کردن و راه افتادم به ست جایزه رو گرفتم ویه تشکری کردم و من:ممنون به تک تک گروه ها و فندوم که تشریف آوردن تا اجرا های گروه های ما رو ببینن ممنون که منو بهترین رئیس انتخاب کردین خیلی ممنون و خیلی دوستون دارم💜
از زبون جیمین وقتی پیشم نشست نفسم به سینم حبس شد گروه ها شروع به اجرا کردن نوبت ما داشت میزسید که رفتیم پشت صحنه آماده شدیم نامجون:همه آماده ایددددد اعضا:بلههه همه دستا رو آوردن جلو اعضا:همه تلاشمون رو میکنیم فایتینگ رفتیم رو ست و اجرا کردیم چون فشار خیلی زیادی رومون بود نفسمون بالا نمیومد رفتیم پایین رو زمین دراز کشیدم نفسم بالا نیمیومد صدای لیا رو شنیدم که میگه اکسیژن ها رو بیارید چون به من نمونده بود یدونه درست کرد و گرفت جلوی دهنم حالم بهتر شد و پاشدم نشستم لیا:بهتری من:اره بعد داد زد و گفت بقیه همه خوبن همه هم جواب دادن با اون لباس بنفش چقدر خوش*گل شده بود
لیا:پاشین لباس هاتون رو عوض کنید بریم پاشدم رفتم لباس عوض کردیم و رفتیم نشستیم سر جامون داشت برنده رو اعلان میکردن که ما اول شدیم لیا پرید بغ*لم و تبریک گفت تعجب کردم بعد رفت تک تک اعضا رو بغ*ل کرد و تبریک گفت رفتیم بالا یه سخنرانی کردیم جایزه رو گرفتیم و اومدیم نفر اول گرل ها هم بلک پینک بود و مجری: حالا بهترینن رئیس کمپانی و مدیریت کمپانی میرسه بههههه………پارک لیاااااا همه مون تعجب کردیم خودش هم تعجب کرده بود اول از همه بغ*ل*ش کردم و تبریک گفتم و بقیه هم بغ*ل*ش کردن و پاشد رفت رو ست خیلی درخشان و زیبا بود بعد سخنرانی اومد پایین از زبون من وقتی تموم شدم
یه تشکر کردم و رفتم پایین پیش پسرا جایزه رو گذاشتم رو میز و مجری :مرسی که امروز همراهتون بودید خدا نگهدار جمع شدیم و میرفتیم بیرون منتظر ماشین ها بودیم که من داشتم به خودم میلرزیدم یهو جیمی کتش رو در اورد و روم کشید خدا را شکر که خبر نگاری دورمون نبود لیا: مرسی جیمین: خواهش میکنم ماشین ها اومد من و مکنه ها تو یه ماشین هیونگ ها هم تو یه ماشین دیگه داشتیم میرفتیم بار که جشن بگیریم منم چون دام*نم از لباسم جدا میشد جداش کردم و یه لباس تقریبا بالای زانوم بود جیمین یه جوری نگام که* که ترسیدم از زبون جیمین لیا اومد پایین و پیشم نشست مجری خداحافظی هاش رو کرد منو و لیا و اعضا آماده شدیم که قبلا ب*ار رزرو کرده بودیم رو بریم دم در بودیم منتظر ماشین که دیدم لیا داره به خودش میلرزه کتم و در اوردم و گزاشتم رو شونه هاش لیا: مرسی جیمین: خواهش میکنم رفتیم نشستیم تو ون دیدم که لیا داره دام*نش رو در میاره لباسش تقریبا کوتاه بود یه نگاه ترسناکی بهش کردم و از زبون لیا اهمیت ندادم و داشتم به گوشی نگاه میکردم و اینستا رو چک میکردم و تو استوریم یه نامه تشکر از طرفدار ها نوشتم و بعد دیدم ماشین وایستاد راننده اومد در رو باز کرد و ما پیاده شدیم چون رزرو کرده بودن کسی به جز کارکنا داخل نبود رفتیم داخل بعد چند دقیقه اهنگ باز شد و من رو مبل نشسته بود که هوبی اومد و طرفم هوپی:لیا بیا ببینم استعدادت تو رقص چطوریه لیا:اوکی
رفتیم وسط یه اهنگ پخش شد و رقصیدیم همه اعضا دهنشون باز مونده بود کوک:هی لیا استعداد های تو از مال منم بیشتره لیا: ما اینیم دیگه یه ش*ات ورداشتم و همشون رو سر کشیدم چون ضرفیتم تقریبا بالا بود دومین شاتم رو زدم دیگه نزدم مثل دیونه ها داشتیم میرقصیدیم که یکی از کارکنان اونا سمتم حم*له ور شد سعی داشتم از دستش در برم ولی نمیشد یهو دیدم جیمین داره پسره رو کتک میزنه سریع پاشدم من: جیمین جیمین بس کن بس کن ترو خدا جیمین :نه لیا بزار یاد نگیره به دختر مردم دست درازی نکنه بزار جیمین رو از اون جدا کرد یهو داد زد لعنتی من دوس*ت دارم نمیبینی دوست ندارم کسی بجز من بهت دس*ت بزنه تو مال منی مال منننننن و یهو لب*اش رو کوبید به لب*ام و مک میزد منم همراهیش میکردم اعضا هم دیگه خودتون بدونید که ازم جدا شد لیا:لعنتی منم تو رو دوس*ت دارم و سیاهی مطلق…
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ادامه نمیدی؟
عالییی بود فقط زود پارت بعد رو بزار
چشم🙂
عالی
مرسیییی💜