
ناظر جون من منتشر کن به خدا زحمت میکشم تو اینجوری رد میکنی....
شوگا.چه خبرتونه نمیزارید ما بخوابیم........جیمین.از این بپرس....لیا.من اسم دارم.....جیمین.پرو شدیا.....لیا😒😒....نامجون.سلام.....(بقیه اعضا هم میان پایین)......ته.خیلییی گشنمه.......لیا.میدونید چند ساعته خوابیدید؟.....جیکی.اوهههه چهارساعته.......لیا.غذا چی میخورید درست کنم؟؟؟؟....جین.ایندفعه نوبت منه غذا درست کنم.......جیمین.نه لیا درست میکنه.......لیا.جین شی نظرت چیه باهم درست کنیم که تو هم خسته نشی؟......جین.باشه............(بعد از درست کردن ناهار اعضا نشستن و حدود ساعتای شیش بود که جیکی صداش در اومد).....جیکی.حوصلم سر رفته.......لیا.جیمین شی.......جیمین.ارباب.....لیا.خب باشه ارباب من که دفعه اول که اومدم فرار کنم یه جایی دیدم که زده بود انبار 🔫🔫
جیمین.خب....لیا.میشه بریم اونجا رو ببنیم؟......جیمین.چراااا......لیا.ببین من نشونه گیریم خیلی خوبه.....اگر میشه چندتا بطری بچینیم تو حیاط بعد ببینیم نشونه گیری کی قوی تره؟......نامجون.بسیاررررر موافق........جیکی.اوهههه مگه تو دختری نیستی چرا باید همچینی بازی هایی انجام بدی؟؟؟.........لیا.دوستام بهم میگن تو باید پسر میشدی........چون از چیزایی که اکثر دخترا خوششون میاد خوشت نمیاد و عاشق چیزای پسرونه ای.....خب راستم میگن.......جین.مگه تاحالا با 🔫 کار کردی؟؟؟؟......لیا.دروغ نباشه اره.......همین بازی رو توی پارک با بابام انجام دادم........جیکی.جیمین هیونگ پس حله کلیدو بده بریم چند تا 🔫🔫 بیاریم نشونه گیریمونو بسنجیم......جیمین.فقط بخاطر بانیمون.......جیکی.بابا من بانی نیستم........تهیونگ.ارههههههه.....جین.اون کسی هم که یه کیلو هویج تو کولا پشتیش داشت من بودم!!!.........جیکی.باشه بابا شما هم
+لیا.خیلی خوش گذشت.......من با امتیاز 36 نفر دوم و جونگ کوک با امتیاز 37 نفر اول و شوگا با امتیاز 35 نفر سوم شد......قرار شد به انتخاب بردنده یه فیلم بزارن.....جین اوپا برامون غذا درست کرده بود و واقعا خوشمزه بود.......قرار شد فیلم رو بزارن........فیلم عا.قانه گزاشته بودن.......اخه چراااااا......من بدم میاددددد.........حدود چند ساعت گذشته بود اخه خیلی طولانی بود فیلمش از ساعت یازده داشتیم میدیدم........الان ساعت دوازدهه......حوصلم سر رفته بود..........+جیمین.داشتیم فیلم میدیدم که یه دفعه سنگینی روی شونم حس کردم.........لیا خوابیدع بود.........حدود ساعتای یک بود که فیلم تموم شد.......منم لیا رو براید استایل بلند کردم و بردن تو اتاقش........اما موقع رفتن یه صدایی باعث شد نتونم بیرون برم......لیا تو خواب گریه میکرد......
رفتم سمتش......نباید بیدارش میکردم چون دیگه نمیتونست بخوابه.....یواش یواش موهای مشکیشو ن.ز میکردم و بهش میگفتم نترس من اینجام......چند دیقه بود که داشتم ن.زش میکردم که خودمم همون جا خوابم برد........صبح بیدار شدم......روی تخت خوابیده بودم....انگار بیدار شده و دیده تو اون وضعم دلش سوخته و بالش زیر سرم گزاشته.....خودشم روی زمین خوابیده......البته بود.....انگار باز اومده رو تخت چون بالش و پتوش روی زمین بود و خودش دوباره اومده بود روی تخت....امان از این شب راه رفتنا.....(ناظر بیست تا صلوات برای سلامتیت میفرستم که این تستو رد نکنی.....من چیزی بدی ننوشتم)........
یواش موهای مشکیشو ن.ز کردم......توی اون نگاهش غرق شده بودم......به خودم اومدم و فهمیدم لپام سرخه.......رفتم پایین و دیدم صدای داد و بیداد جین و نامجون میاد........جین.مگه بهت نگفتم دست نزن......نامجون.هیونگ به خدا من نکردم.....جین.من زدم گلدونو شکوندممممم.......نامجون.نه تو نبودی....جین.نه تورو من بودم..........جیمین.باز چیکار کردی؟......جین.زده گلدون منو شکونده.......نامجون.برات همین شکلی میخرم......جین.😂عیبی نداره دیگه شکوندی و این چیز عجیبی نیست.......نمیخواد بخری میخواستم اذیتت کنم........نامجون.هیونگااا خیلی نامردی........جیمین.😂😂حالا من یه چیزی بگم.......نامجین.بگو.........جیمین.تاحالا شده کارتون دست خودتون نباشه و یه دفعه به خودتون بیایید؟........جین.اره اینجوری شده ولی برای اطلاعات بیشتر از نامجون بپرس 😂😂😂😂😂😂(بقیه اعضا میان پایین و لیا هم میاد و صبحونه میخورن).........
لیا.اینجا تو حیاط چیزی نداره؟........جیکی.میای بریم تاب بازی؟.......لیا.یسسسس(بلند میشن برن).......شوگا.ما دیشب یه فکری کردیم که نظر تو هم مهمه.......جیمین.چی؟.........جیهوپ.درمورد لیاعه اون تو کار با 🔫 خیلی خوبه و میتونه با چند وقت اموزش بیاریمش تو ب.ا.ن.د ...جیمین.این کار براش دردسر داره.......نامجون.نترس مگهه ما اتفاقی برامون پیش اومده؟......جیمین.براز برم ازش بپرسم اگر گفت اره باشه منم مشکلی ندارم....+جیمین.بلند شدم رفتم تو حیاط...صدای خنده های لیا و جونگ کوک میومد.......لیا.تورو خدا انقدر محکم حل نده..........جونگ کوک.تا نگی اشتباه کردم نمزارم بیای پایین....لیا.من غلط کردم گفتم نمیترسم.......جونگ کوک.افرین.......(میزاره بیاد پایین و لیا می افته دنبال جونگ کوک)......+جیمین.من داشتم به جونگ کوک حسودی میکردم؟؟؟؟.....من چم شده؟.....چرا باید به این فکر کنم برم دست لیا رو بگیرم بگم فقط باید برای من بخندی...باید برای من گریه کنی.....فقط باید برای من باشی............(ناظر بیست تا صلوات برای سلامتیت میفرستم اگر منتشر کنی.....).......(چیز بدی هم ننوشتم)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود
تا باشه از این ارباب ها
راستی واقعا صلوات رو میفرستی؟
تا پارت بعد نگیرم آروم نمیگگیرم😁💕
میشه پارتا رو زود زود بزاری🥲♥️
اره میزارم الان
مرسی نمیدونم به طور فجیعی وابسته شدمممم😂😐♥️
پارت بعدیی
پارتتتت بعدددد
پارت بعد
صلوات نفرست فرزندم چیزی نداشت که رد بشه من ناظرش بودم شاید اونایی که رد میکنن یکم میترسن واس همون⛓️😂عالی بود❤️💖
دمت گرم خدایی عاشقتم
نمیدونی چقدر سلام و صلوات فرستادم تا به ناظر خوبی بیاد منتشر کنه
خداییییی مرسییییی🙏🙏
ولی بیست تا صلوات برات فرستادم😂💜
خواهش عجقم😔♥️💙ولی تستت چیزی نداش انصافا که اینقد نگران بودی😐
نمیدونم چرا اینجوری میکنن
همه ی پارتارو همینجوری کردن
عه چه بد😔💔
عالیییییییی مثل همیشع :)
پارت بعد مگر نه به لولو ها میگم بخورنت🧟