ناظر تروخدا منتشر کن😭💙 لطفا لازک و حمایت فراموش نشه🔥😻
بعد به سمت ما اومد و دست جولیا رو گرفت و گفت : &مگه بهت نگفتم ازش دوری کن؟چرا هر دفعه میبینمت پیششی؟من این چیزارو بخاطر خودت میگم که بیشتر از این ضربه نخوری. اون یه دورگه است. قطعا لیاقت دوستی با تو رو نداره. و جولیا رو با خودش برد... من خیلی کنجکاو بودم چون دفعات زیادی دراکو من رو ماگل زاده یا دورگه خطاب کرده بود. ولی آخه معنی این حرف ها چی میتونست باشه؟ توی راهِ برگشت به سالن گریفیندوری ها هری رو دیدم و تصمیم گرفتم سوالم رو از اون بپرسم. رفتم سمت هری و گفتم : +هری!من یه سوالی داشتم ●سلام اشلی. سوالتو بپرس راحت باش +میخواستم بدونم معنی دورگه یا ماگل زاده چیه؟؟ هری با تعجب و خشم پرسید : ●اینارو از کی شنیدی؟ +خب راستش اکثر اوقات دراکو یه همچین چیزایی بهم میگه ولی من هیچوقت متوجه منظورش نشدم. هری با عصبانیت و بدون توضیح دادن رفت سمت سالن اسلترینی ها و با دراکو درگیر شد... ●به چه حقی با دوست من اینطوری حرف میزنی ها؟؟ &دوستت؟آهااا یادم رفت اون دخترهی مسخرهی مو صورتی رو میگی درسته؟اون یه دورگه است همین ●اگه جرعت داری دوباره این حرفتو تکرار کن &باشه!دوست تو چیزی نیس جز یه دورگهی کثیف که جایی تو این مدرسه نداره آ...آخخخخخ تو چه غلطی کردییی
دراکو..
همه از اینکه دراکو رو تو اون حالت دیده بودن شگفت زده شده بودن. تا اینکه چند نفر از گروه اسلترین با هری درگیر شدن و باعث شدن هری هم آسیب ببینه. هر دوی اونها رو به سمت درمانگاه بردند. اشلی به دیدن هری و از طرفی جولیا به دیدن دراکو آمده بودن. +هری! چی شدی حالت خوبه؟نگرانت شدم تو بدون اینکه جوابم رو بدی سریع رفتی و من گمت کردم. ولی خب شنیدم که با مالفوی درگیر شدی...متأسفم تقصیر من بوده ●تقصیر تو نبوده اشلی...مشکل از یکی دیگست جولیا هم سمت دراکو آمد و گفت : _چی...چیشده!خوبی دراکو؟؟ همه جا بحث دعوا تو و هری پاتره جریان چیه؟ &بیخیالش...خودت خوبی؟:) _معلومه که نه...آسیب دیدی اصلا هم معلوم نیست سر چی. چطور باید خوب باشم؟ &نگران نباش خوب میشم بعد از کمی بهتر شدن با راهنمایی اساتید ، سمت دفتر خانم مک گونگال تشریف فرما شدن. $بسیار خب آقای هری پاتر و آقای مالفوی.
هری پاتر
مطمئنم موضوع درگیری هر چقدر هم بزرگ باشه به ارزش این نیست که هر دو نفر شما آسیب جدی ببینید. حالا توضیح بدید. منتظرم... ●پروفسور ، دراکو به دوستم بی احترامی کرد...خودش دعوا رو ادامه داد $بی احترامی هری؟چی گفت؟ ●بهش گفت دورگه...پروفسور خودتون میدونید اصلا حرف محترمانه ای نیست $آقای مالفوی!یادتون نمیاد چی در اینباره بهتون گفتم؟این اولین دفعه ای نیست کههمچین توهین هایی به دانش آموزان این مدرسه توسط شما انجام میشه. &ولی اونا حرصمو در میارن. $بهتون گفته بودم تنبیهی برای این کارتون انجام میشه. &خیلی خب باشه...چیکار باید بکنم؟ $شما امروز به همراه هاگرید به جنگل ممنوعه میرید تا گیاهان دارویی سال دومی ها رو بچینید. نزدیک غروب بود و وقتی هری و دراکو از دفتر پروفسور بیرون اومدن ، هری سمت خوابگاه رفت اما دراکو طبق چیزی که از هری شنیدم باید به جنگل ممنوعه میرفت. همینطور که در حیاط قلعه قدم میزدم دنبال جولیا هم میگشتم. میخواستم در مورد دعوای امروز باهاش حرف بزنم. همینطور که راه میرفتم به کلبه هاگرید که نزدیک جنگل ممنوعه بود رسیدم و کنار نرده ها جولیا رو دیدم. +هی جولیا کجا بودی کلی گشتم _عاح من اومده بودم دراکو رو ببینم. +فکر کنم الان دیگه خیلی دور شده باشن ، احتمالا وسطای جنگلن. وایسادن اینجا فایده ای نداره.
کلبه هاگرید
_هوم راست میگی...بهتره بریم. چشمم که جاروهای که کنار کلبه هاگرید بودن افتاد پس از جولیا پرسیدم +عام اون جاروها ، برای پروازن؟ _هوم اونا اره برای پروازن +چطوره یه دوری بزنیم؟ _اما میدونی که ما هنوز یاد نگرفتیم +بیخیال بابا یه امتحان که چیزی نداره _عام باشه... رفتیم سمت جارو ها. روی جارو نشستم و تمرکز کردم. بعد از چند ثانیه با کمال تعجب خیلی راحت روی هوا معلق بودم. در حالی که برعکس روی جارو سوار بودم و خوشحال از اینکه موفق شدم ، به جولیا گفتم
جارو هاا
+تو ام بیا دیگه خیلی راحته _عام من ، میدونی شاید نتونم +بیا...میتونی جولیا هم روی اون یکی جارو نشست اول کمی تعادلش رو از دست میداد که بهش گفتم روی پرواز تمرکز کنه...حالا ما دو تا میتونستیم تا هر جا که بخوایم پرواز کنیم. همینطوری که خوش میگذروندیم صدای آشنایی شنیدیم...بله بازم خانم مک گونگال. ایندفعه تنها نبود ، همراه پروفسور اسنیپ بود و چهره چندان خوشحالی نداشتن. $شما بچه ها!اون بالا چیکار میکنید؟ +وای نه...لو رفتیم رفتم بالا و بالاتر تا جایی که کامل دیده نمیشدم. _چیکار میکنی اشلی!اگه همین الان نیای پایین مجازاتمون بدتر میشه. +یعنی میگی بریم پایین؟ _اهوم...ولی اینجا که جای فرود نداره. +بیا بریم زمین بازی. اونجا جا هست. _باشه پایین اومدیم و جارو هارو سر جاشون گذاشتیم اما تا خواستیم شروع به فرار کنیم پروفسور اسنیپ گفت : *کجا با این عجله؟؟ $ممنونم سوروس...شما بچه ها!همین الان باید توضیح بدید +ببخشید پروفسور م قصد سرپیچی از قوانین رو نداشتیم فقط ، از سر کنجکاوی بود. _حق با اشلی عه پروفسور... $هووف دنبالم بیاید. دنبال پروفسور رفتیم. چی در انتظارمون بود؟نکنه قرار بود صد بار از کلمه قانون رونویسی کنیم؟یا شاید بدتر ، نکنه باید میرفتیم به دستشویی طبقه پنجم و تا صب به آ*ه و نا*ل*ه های نارتل نالان گوش میکردیم؟وایی واقعا وحشتناکه... $سوروس ، لطفا اولیور رو از خوابگاه پسرا بیار منم میرم سراغ هرماینی *حتما پروفسور. تمام راه خوابگاه دختران گریفیندور رو سکوت کردیم پشت سر مک گونگال راه میرفتیم. به سالن اصلی که رسیدیم ، فقط ما نبودیم. اولیور وود از اسلترین
اولیور وود ( ببخشید یکم ادیت اش سخت بود بزور ، یجوری شده 😂🙄)
و هرماینی گرنجر از گریفیندور هرمیون شبیه کوتوله ها شده 🤣 بازم ادیته ، اخه هرمیون اصن بازیکن نبود که عکس پیدا شه ساری!!♡
هم روبهرومون بودن. $خب بچه ها ، براتون جستجوگر پیدا کردم. هرماینی و اولیور ذوق زده شده بودن ولی من حتی خبر نداشتم که اونا در مورد چی حرف میزنن. +عام ببخشید چی؟ _جستجوگر تیم کوییدیچ دیگه. وای باورم نمیشه. ما تقریبا توی این صد سال اخیر تنها سال اولیایی هستیم ک تو تیم کوییدیچ میریم وایی... +جولیا ناراحت نشیا ولی کوییدیشه کوییدیچه یا هر چی که تو میگی ، چی هست اصن؟ جولیا ک نگاه ناامید داشت یکی ب پیشونی خودش زد. _پوفف ای خدا و بعد یه ضربه به سر من. _اشلی تا حالا بهت گفتم خیلی خنگی؟ +عا راستش نه. _خب چون نبودی...ولی الان یقینا ایمان آوردم خنگی :|
خب اینم این قسمت ^-^ بای بای
نتیجه 1
👤🤍👤🤍👤🤍👤🤍👤🤍
نتیجه 2
👤🤍👤🤍👤🤍👤🤍👤🤍
نتیجه 3
👤🤍👤🤍👤🤍👤🤍👤🤍
نتیجه 4
لایک اتون کو پ ؟ 💜🥺
پرفکت-!
افرین عسیسمم🤍💕
میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی میسی
3 تا تست اخرت لایک شد لطفا سه تست اخرمو لایک کن لایکاش بیش از ۵۰ تا بشه ازت ممنونم🥹❤