خب باید بگم که تو نتیجش
لطفا اگه داستانی دوست ندارید نخونید و بی دلیل هیت ندید ! چون شاید بعضی ها دوست داشته باشن
خب لطفا حمایت کنید که ۱ پارت بیشتر نمونده
خب بریم لایک کامنت و فالو یادتون نرههه
نتیجه 1
خانواده ی زیبای من ⅘ مرد وارد کلاس شد و در رو کشید و بست همه تعظیم کردن و به سمت میز خودشون رفتن دخترک به سمت میز خودش رفت و کیفش رو سر جاش گذاشت و روی صندلی نشست مرد گفت : سلام بچه ها خب امروز فکر کنم همه فا دانش آموز جدید آشنایید و فقط منم که نمیشناسمشون لطفا خودتون رو معرفی کنید دخترک بلند شد و با صدای نسبتا بلند گفت : بله من کیم ساکیباس هستم مفتخرم که در این مدرسه درس میخونم و بعد تعظیم نشست معلم گفت : خب خانوم کیم من رفتار ناخوشایند خانوم یین و دوستشون خانوم پارک رو با شما دیدم و از اینکه شما انقدر خونسرد خودتون رو برای کلاس بعد آماده کردید تعجب بسیاری کردم و این فکر کنم نشانه ی این باشه که این رفتار زیاد با شما شده خب برای تنبیه خانوم یین و پارک بیان جلو الیزا ناگهان وسط حرف معلم پرید و گفت : ولی آقا ساکیباس هم خیلی من رو اذیت کرده مرد گفت : بله شاید اون شما رو تحقیر کرده و یا کیف شما رو با غذا های داخلش روی شما ریخته و دستتون رو پیچونده و شما رو هول داده ؟ درسته ؟ الیزا که ساکت شده بود با خجالت همراه کیتی بلند شد و به سمت معلم رفت معلم گفت : خب شما دو نفر باید به علاوه ی مشق در ۱۵ صفحه رفتار مناسب برای برخورد کردن با افراد جدید بنویسید هر چند تمیز کردن کلاس ها هم برای خانوم یین و تمیز کردن راه رو ها برای خانوم پاک در نظر گرفته شده این مدرسه جایی برای افراد نادان نداره اگه به این رفتارتون ادامه بدید هر دو اخراج میشید متوجه اید ؟ هر دو گفتند : بله آقا و سر جاشون نشستند مرد صدایش را صاف کرد و گفت : خب اینم از این حالا دفتر هاتون رو باز کنید موضوع انشا شما باید برنامه ی روزانه تون رو در ۲ صفحه یا بیشتر توضیح بدید و از توانایی ها و استعداد هاتون بگید تا در جلسات دیگر بر حسب همین استعداد ها از شما انشا میخوام مفهومه ؟ همه گفتند : بله آقا دخترک در ذهن خود میگفت : آخه ۲ صفحه ؟ خیلی کمه من بخوام هفته ای بنویسم دستم میشکنه دفترش را باز کرد و خودکارش را در آورد شروع کرد به نوشتن و سعی کرد تا جایی که میتونه خلاصه کنه : شنبه : بیداری ساعت 30 : 5 دوش گرفتن و آماده شدن برای کلاس آرامش ذهن ساعت 7 صبحانه ی خانوادگی و بعد یاد گیری کار های خانه داری تا ساعت 9 ساعت 9 تا ساعت 12 رسیدگی به حیوانات خونگی ساعت 12 تا ساعت 1 نرمش ها برای خشک نشدن بدن ساعت 1 تا 30 : 1 ناهار ساعت 30 : 1 تا 2 استراحت ساعت 2 تا 4 کلاس های استقامت بدن ساعت 4 تا 6 کلاس پارچه بافی ساعت 6 تا ساعت 9 مشق ها و درس ها ساعت 9 تا 10 شام و جلسه ی خانوادگی ساعت 10 تا 11 آزارد ساعت 11 خاموشی ( فکر کنم بدونید که خارجی ها یکشنبه و شنبه ها تعطیل هستن و پنجشنبه جمعه ها کلاس و کار دارن آره ؟ ) یکشنبه : ساعت 6 بیداری ساعت 6 تا ساعت 8 کلاس سوار کاری ساعت 8 تا ساعت 30 : 8 صبحانه ساعت 30 : 8 تا 12 گردش و پیاده روی در محوطه ی شرکت پدرم ساعت 12 تا 2 بخشی از کلاس رقص با مادرم ساعت 2 تا 3 ناهار ساعت 3 تا 4 ادامه ی کلاس رقص ساعت 4 تا ساعت 9 آزاد ساعت 9 تا ساعت 10 شام 10 تا 11 آماده شدن برای خواب دوشنبه : ساعت 5 بیداری ساعت 6 تا 7 آماده شدن برای مدرسه ساعت 7 مدرسه ساعت 2 برگشت به خونه ساعت 2 تا ساعت 6 کلاس ژیمناستیک ساعت 6 تا 9 مشق و درس ساعت 9 تا ساعت 10 شام ساعت 10 خواب سه شنبه : ساعت بیداری 6 6 تا 30 : 6 آماده شدن ساعت 30 : 6 تا 2 مدرسه 2 تا 4 چرت زدن 4 تا 6 کلاس گلدوزی 6 تا 8 حمام 8 تا 9 استراحت و مشق ساعت 9 تا 10 شام 10 خاموشی چهارشنبه : ساعت 6 بیداری 6 تا 7 هم آماده شدن 7 تا 2 مدرسه 2 تا 3 استراحت 3 تا 5 ورزش های سنگین 5 تا 9 آزاد 9 تا 30 : 9 شام 10 خواب پنجشنبه : 6 بیداری 7 مدرسه تا 1 1 تا 2 مشق 2 تا 4 کلاس شنا 4 تا 6 تقویت فیزیکی 6 تا 8 پاکسازی افکار منفی 6 تا 9 رسیدگی به گیاها 9 تا 12 خانوادگی 12 خاموشی جمعه : بیداری 5 7 مدرسه تا 12 12 تا 1 کمی گردش با خانواده 1 تا 5 درس فشرده 5 تا 9 آزاد 9 تا 10 شام 10 خاموشی هوف بلاخره تموم شد حالا استعداد ها نویسندگی طراحی گلدوزی ورزش ارتباط با حیوانات آشپزی خیاطی رقص خوانندگی مدلینگ هوففف تموممم دخترک بلند شد و ۵ صفحه رو روی میز معلم گذاشت و منتظر جواب شد معلم گفت : وای چقدر برنامت فشردس پس لرزش دستت و زخمات واسه اینه پس کی با دوستات میری بیرون ؟ دخترک درحالی که کمی معذب بود گفت : دوستی ندارم ، اگر هم داشتم نمیتونستم اون رو ببینم معلم ابرویی بالا انداخت و گفت : باشه برو بشین الان زنگ میخوره چند دقیقه بعد زنگ خورد و الیزا به سمت دخترک رفت و دست اون رو گرفت و به بیرون کشید و فرصت حرف زدن به دخترک را نداد پایان ⅘
نتیجه 2
خانواده ی زیبای من ⅘ مرد وارد کلاس شد و در رو کشید و بست همه تعظیم کردن و به سمت میز خودشون رفتن دخترک به سمت میز خودش رفت و کیفش رو سر جاش گذاشت و روی صندلی نشست مرد گفت : سلام بچه ها خب امروز فکر کنم همه فا دانش آموز جدید آشنایید و فقط منم که نمیشناسمشون لطفا خودتون رو معرفی کنید دخترک بلند شد و با صدای نسبتا بلند گفت : بله من کیم ساکیباس هستم مفتخرم که در این مدرسه درس میخونم و بعد تعظیم نشست معلم گفت : خب خانوم کیم من رفتار ناخوشایند خانوم یین و دوستشون خانوم پارک رو با شما دیدم و از اینکه شما انقدر خونسرد خودتون رو برای کلاس بعد آماده کردید تعجب بسیاری کردم و این فکر کنم نشانه ی این باشه که این رفتار زیاد با شما شده خب برای تنبیه خانوم یین و پارک بیان جلو الیزا ناگهان وسط حرف معلم پرید و گفت : ولی آقا ساکیباس هم خیلی من رو اذیت کرده مرد گفت : بله شاید اون شما رو تحقیر کرده و یا کیف شما رو با غذا های داخلش روی شما ریخته و دستتون رو پیچونده و شما رو هول داده ؟ درسته ؟ الیزا که ساکت شده بود با خجالت همراه کیتی بلند شد و به سمت معلم رفت معلم گفت : خب شما دو نفر باید به علاوه ی مشق در ۱۵ صفحه رفتار مناسب برای برخورد کردن با افراد جدید بنویسید هر چند تمیز کردن کلاس ها هم برای خانوم یین و تمیز کردن راه رو ها برای خانوم پاک در نظر گرفته شده این مدرسه جایی برای افراد نادان نداره اگه به این رفتارتون ادامه بدید هر دو اخراج میشید متوجه اید ؟ هر دو گفتند : بله آقا و سر جاشون نشستند مرد صدایش را صاف کرد و گفت : خب اینم از این حالا دفتر هاتون رو باز کنید موضوع انشا شما باید برنامه ی روزانه تون رو در ۲ صفحه یا بیشتر توضیح بدید و از توانایی ها و استعداد هاتون بگید تا در جلسات دیگر بر حسب همین استعداد ها از شما انشا میخوام مفهومه ؟ همه گفتند : بله آقا دخترک در ذهن خود میگفت : آخه ۲ صفحه ؟ خیلی کمه من بخوام هفته ای بنویسم دستم میشکنه دفترش را باز کرد و خودکارش را در آورد شروع کرد به نوشتن و سعی کرد تا جایی که میتونه خلاصه کنه : شنبه : بیداری ساعت 30 : 5 دوش گرفتن و آماده شدن برای کلاس آرامش ذهن ساعت 7 صبحانه ی خانوادگی و بعد یاد گیری کار های خانه داری تا ساعت 9 ساعت 9 تا ساعت 12 رسیدگی به حیوانات خونگی ساعت 12 تا ساعت 1 نرمش ها برای خشک نشدن بدن ساعت 1 تا 30 : 1 ناهار ساعت 30 : 1 تا 2 استراحت ساعت 2 تا 4 کلاس های استقامت بدن ساعت 4 تا 6 کلاس پارچه بافی ساعت 6 تا ساعت 9 مشق ها و درس ها ساعت 9 تا 10 شام و جلسه ی خانوادگی ساعت 10 تا 11 آزارد ساعت 11 خاموشی ( فکر کنم بدونید که خارجی ها یکشنبه و شنبه ها تعطیل هستن و پنجشنبه جمعه ها کلاس و کار دارن آره ؟ ) یکشنبه : ساعت 6 بیداری ساعت 6 تا ساعت 8 کلاس سوار کاری ساعت 8 تا ساعت 30 : 8 صبحانه ساعت 30 : 8 تا 12 گردش و پیاده روی در محوطه ی شرکت پدرم ساعت 12 تا 2 بخشی از کلاس رقص با مادرم ساعت 2 تا 3 ناهار ساعت 3 تا 4 ادامه ی کلاس رقص ساعت 4 تا ساعت 9 آزاد ساعت 9 تا ساعت 10 شام 10 تا 11 آماده شدن برای خواب دوشنبه : ساعت 5 بیداری ساعت 6 تا 7 آماده شدن برای مدرسه ساعت 7 مدرسه ساعت 2 برگشت به خونه ساعت 2 تا ساعت 6 کلاس ژیمناستیک ساعت 6 تا 9 مشق و درس ساعت 9 تا ساعت 10 شام ساعت 10 خواب سه شنبه : ساعت بیداری 6 6 تا 30 : 6 آماده شدن ساعت 30 : 6 تا 2 مدرسه 2 تا 4 چرت زدن 4 تا 6 کلاس گلدوزی 6 تا 8 حمام 8 تا 9 استراحت و مشق ساعت 9 تا 10 شام 10 خاموشی چهارشنبه : ساعت 6 بیداری 6 تا 7 هم آماده شدن 7 تا 2 مدرسه 2 تا 3 استراحت 3 تا 5 ورزش های سنگین 5 تا 9 آزاد 9 تا 30 : 9 شام 10 خواب پنجشنبه : 6 بیداری 7 مدرسه تا 1 1 تا 2 مشق 2 تا 4 کلاس شنا 4 تا 6 تقویت فیزیکی 6 تا 8 پاکسازی افکار منفی 6 تا 9 رسیدگی به گیاها 9 تا 12 خانوادگی 12 خاموشی جمعه : بیداری 5 7 مدرسه تا 12 12 تا 1 کمی گردش با خانواده 1 تا 5 درس فشرده 5 تا 9 آزاد 9 تا 10 شام 10 خاموشی هوف بلاخره تموم شد حالا استعداد ها نویسندگی طراحی گلدوزی ورزش ارتباط با حیوانات آشپزی خیاطی رقص خوانندگی مدلینگ هوففف تموممم دخترک بلند شد و ۵ صفحه رو روی میز معلم گذاشت و منتظر جواب شد معلم گفت : وای چقدر برنامت فشردس پس لرزش دستت و زخمات واسه اینه پس کی با دوستات میری بیرون ؟ دخترک درحالی که کمی معذب بود گفت : دوستی ندارم ، اگر هم داشتم نمیتونستم اون رو ببینم معلم ابرویی بالا انداخت و گفت : باشه برو بشین الان زنگ میخوره چند دقیقه بعد زنگ خورد و الیزا به سمت دخترک رفت و دست اون رو گرفت و به بیرون کشید و فرصت حرف زدن به دخترک را نداد پایان ⅘
نتیجه 3
خانواده ی زیبای من ⅘ مرد وارد کلاس شد و در رو کشید و بست همه تعظیم کردن و به سمت میز خودشون رفتن دخترک به سمت میز خودش رفت و کیفش رو سر جاش گذاشت و روی صندلی نشست مرد گفت : سلام بچه ها خب امروز فکر کنم همه فا دانش آموز جدید آشنایید و فقط منم که نمیشناسمشون لطفا خودتون رو معرفی کنید دخترک بلند شد و با صدای نسبتا بلند گفت : بله من کیم ساکیباس هستم مفتخرم که در این مدرسه درس میخونم و بعد تعظیم نشست معلم گفت : خب خانوم کیم من رفتار ناخوشایند خانوم یین و دوستشون خانوم پارک رو با شما دیدم و از اینکه شما انقدر خونسرد خودتون رو برای کلاس بعد آماده کردید تعجب بسیاری کردم و این فکر کنم نشانه ی این باشه که این رفتار زیاد با شما شده خب برای تنبیه خانوم یین و پارک بیان جلو الیزا ناگهان وسط حرف معلم پرید و گفت : ولی آقا ساکیباس هم خیلی من رو اذیت کرده مرد گفت : بله شاید اون شما رو تحقیر کرده و یا کیف شما رو با غذا های داخلش روی شما ریخته و دستتون رو پیچونده و شما رو هول داده ؟ درسته ؟ الیزا که ساکت شده بود با خجالت همراه کیتی بلند شد و به سمت معلم رفت معلم گفت : خب شما دو نفر باید به علاوه ی مشق در ۱۵ صفحه رفتار مناسب برای برخورد کردن با افراد جدید بنویسید هر چند تمیز کردن کلاس ها هم برای خانوم یین و تمیز کردن راه رو ها برای خانوم پاک در نظر گرفته شده این مدرسه جایی برای افراد نادان نداره اگه به این رفتارتون ادامه بدید هر دو اخراج میشید متوجه اید ؟ هر دو گفتند : بله آقا و سر جاشون نشستند مرد صدایش را صاف کرد و گفت : خب اینم از این حالا دفتر هاتون رو باز کنید موضوع انشا شما باید برنامه ی روزانه تون رو در ۲ صفحه یا بیشتر توضیح بدید و از توانایی ها و استعداد هاتون بگید تا در جلسات دیگر بر حسب همین استعداد ها از شما انشا میخوام مفهومه ؟ همه گفتند : بله آقا دخترک در ذهن خود میگفت : آخه ۲ صفحه ؟ خیلی کمه من بخوام هفته ای بنویسم دستم میشکنه دفترش را باز کرد و خودکارش را در آورد شروع کرد به نوشتن و سعی کرد تا جایی که میتونه خلاصه کنه : شنبه : بیداری ساعت 30 : 5 دوش گرفتن و آماده شدن برای کلاس آرامش ذهن ساعت 7 صبحانه ی خانوادگی و بعد یاد گیری کار های خانه داری تا ساعت 9 ساعت 9 تا ساعت 12 رسیدگی به حیوانات خونگی ساعت 12 تا ساعت 1 نرمش ها برای خشک نشدن بدن ساعت 1 تا 30 : 1 ناهار ساعت 30 : 1 تا 2 استراحت ساعت 2 تا 4 کلاس های استقامت بدن ساعت 4 تا 6 کلاس پارچه بافی ساعت 6 تا ساعت 9 مشق ها و درس ها ساعت 9 تا 10 شام و جلسه ی خانوادگی ساعت 10 تا 11 آزارد ساعت 11 خاموشی ( فکر کنم بدونید که خارجی ها یکشنبه و شنبه ها تعطیل هستن و پنجشنبه جمعه ها کلاس و کار دارن آره ؟ ) یکشنبه : ساعت 6 بیداری ساعت 6 تا ساعت 8 کلاس سوار کاری ساعت 8 تا ساعت 30 : 8 صبحانه ساعت 30 : 8 تا 12 گردش و پیاده روی در محوطه ی شرکت پدرم ساعت 12 تا 2 بخشی از کلاس رقص با مادرم ساعت 2 تا 3 ناهار ساعت 3 تا 4 ادامه ی کلاس رقص ساعت 4 تا ساعت 9 آزاد ساعت 9 تا ساعت 10 شام 10 تا 11 آماده شدن برای خواب دوشنبه : ساعت 5 بیداری ساعت 6 تا 7 آماده شدن برای مدرسه ساعت 7 مدرسه ساعت 2 برگشت به خونه ساعت 2 تا ساعت 6 کلاس ژیمناستیک ساعت 6 تا 9 مشق و درس ساعت 9 تا ساعت 10 شام ساعت 10 خواب سه شنبه : ساعت بیداری 6 6 تا 30 : 6 آماده شدن ساعت 30 : 6 تا 2 مدرسه 2 تا 4 چرت زدن 4 تا 6 کلاس گلدوزی 6 تا 8 حمام 8 تا 9 استراحت و مشق ساعت 9 تا 10 شام 10 خاموشی چهارشنبه : ساعت 6 بیداری 6 تا 7 هم آماده شدن 7 تا 2 مدرسه 2 تا 3 استراحت 3 تا 5 ورزش های سنگین 5 تا 9 آزاد 9 تا 30 : 9 شام 10 خواب پنجشنبه : 6 بیداری 7 مدرسه تا 1 1 تا 2 مشق 2 تا 4 کلاس شنا 4 تا 6 تقویت فیزیکی 6 تا 8 پاکسازی افکار منفی 6 تا 9 رسیدگی به گیاها 9 تا 12 خانوادگی 12 خاموشی جمعه : بیداری 5 7 مدرسه تا 12 12 تا 1 کمی گردش با خانواده 1 تا 5 درس فشرده 5 تا 9 آزاد 9 تا 10 شام 10 خاموشی هوف بلاخره تموم شد حالا استعداد ها نویسندگی طراحی گلدوزی ورزش ارتباط با حیوانات آشپزی خیاطی رقص خوانندگی مدلینگ هوففف تموممم دخترک بلند شد و ۵ صفحه رو روی میز معلم گذاشت و منتظر جواب شد معلم گفت : وای چقدر برنامت فشردس پس لرزش دستت و زخمات واسه اینه پس کی با دوستات میری بیرون ؟ دخترک درحالی که کمی معذب بود گفت : دوستی ندارم ، اگر هم داشتم نمیتونستم اون رو ببینم معلم ابرویی بالا انداخت و گفت : باشه برو بشین الان زنگ میخوره چند دقیقه بعد زنگ خورد و الیزا به سمت دخترک رفت و دست اون رو گرفت و به بیرون کشید و فرصت حرف زدن به دخترک را نداد پایان ⅘
نتیجه 4
خانواده ی زیبای من ⅘ مرد وارد کلاس شد و در رو کشید و بست همه تعظیم کردن و به سمت میز خودشون رفتن دخترک به سمت میز خودش رفت و کیفش رو سر جاش گذاشت و روی صندلی نشست مرد گفت : سلام بچه ها خب امروز فکر کنم همه فا دانش آموز جدید آشنایید و فقط منم که نمیشناسمشون لطفا خودتون رو معرفی کنید دخترک بلند شد و با صدای نسبتا بلند گفت : بله من کیم ساکیباس هستم مفتخرم که در این مدرسه درس میخونم و بعد تعظیم نشست معلم گفت : خب خانوم کیم من رفتار ناخوشایند خانوم یین و دوستشون خانوم پارک رو با شما دیدم و از اینکه شما انقدر خونسرد خودتون رو برای کلاس بعد آماده کردید تعجب بسیاری کردم و این فکر کنم نشانه ی این باشه که این رفتار زیاد با شما شده خب برای تنبیه خانوم یین و پارک بیان جلو الیزا ناگهان وسط حرف معلم پرید و گفت : ولی آقا ساکیباس هم خیلی من رو اذیت کرده مرد گفت : بله شاید اون شما رو تحقیر کرده و یا کیف شما رو با غذا های داخلش روی شما ریخته و دستتون رو پیچونده و شما رو هول داده ؟ درسته ؟ الیزا که ساکت شده بود با خجالت همراه کیتی بلند شد و به سمت معلم رفت معلم گفت : خب شما دو نفر باید به علاوه ی مشق در ۱۵ صفحه رفتار مناسب برای برخورد کردن با افراد جدید بنویسید هر چند تمیز کردن کلاس ها هم برای خانوم یین و تمیز کردن راه رو ها برای خانوم پاک در نظر گرفته شده این مدرسه جایی برای افراد نادان نداره اگه به این رفتارتون ادامه بدید هر دو اخراج میشید متوجه اید ؟ هر دو گفتند : بله آقا و سر جاشون نشستند مرد صدایش را صاف کرد و گفت : خب اینم از این حالا دفتر هاتون رو باز کنید موضوع انشا شما باید برنامه ی روزانه تون رو در ۲ صفحه یا بیشتر توضیح بدید و از توانایی ها و استعداد هاتون بگید تا در جلسات دیگر بر حسب همین استعداد ها از شما انشا میخوام مفهومه ؟ همه گفتند : بله آقا دخترک در ذهن خود میگفت : آخه ۲ صفحه ؟ خیلی کمه من بخوام هفته ای بنویسم دستم میشکنه دفترش را باز کرد و خودکارش را در آورد شروع کرد به نوشتن و سعی کرد تا جایی که میتونه خلاصه کنه : شنبه : بیداری ساعت 30 : 5 دوش گرفتن و آماده شدن برای کلاس آرامش ذهن ساعت 7 صبحانه ی خانوادگی و بعد یاد گیری کار های خانه داری تا ساعت 9 ساعت 9 تا ساعت 12 رسیدگی به حیوانات خونگی ساعت 12 تا ساعت 1 نرمش ها برای خشک نشدن بدن ساعت 1 تا 30 : 1 ناهار ساعت 30 : 1 تا 2 استراحت ساعت 2 تا 4 کلاس های استقامت بدن ساعت 4 تا 6 کلاس پارچه بافی ساعت 6 تا ساعت 9 مشق ها و درس ها ساعت 9 تا 10 شام و جلسه ی خانوادگی ساعت 10 تا 11 آزارد ساعت 11 خاموشی ( فکر کنم بدونید که خارجی ها یکشنبه و شنبه ها تعطیل هستن و پنجشنبه جمعه ها کلاس و کار دارن آره ؟ ) یکشنبه : ساعت 6 بیداری ساعت 6 تا ساعت 8 کلاس سوار کاری ساعت 8 تا ساعت 30 : 8 صبحانه ساعت 30 : 8 تا 12 گردش و پیاده روی در محوطه ی شرکت پدرم ساعت 12 تا 2 بخشی از کلاس رقص با مادرم ساعت 2 تا 3 ناهار ساعت 3 تا 4 ادامه ی کلاس رقص ساعت 4 تا ساعت 9 آزاد ساعت 9 تا ساعت 10 شام 10 تا 11 آماده شدن برای خواب دوشنبه : ساعت 5 بیداری ساعت 6 تا 7 آماده شدن برای مدرسه ساعت 7 مدرسه ساعت 2 برگشت به خونه ساعت 2 تا ساعت 6 کلاس ژیمناستیک ساعت 6 تا 9 مشق و درس ساعت 9 تا ساعت 10 شام ساعت 10 خواب سه شنبه : ساعت بیداری 6 6 تا 30 : 6 آماده شدن ساعت 30 : 6 تا 2 مدرسه 2 تا 4 چرت زدن 4 تا 6 کلاس گلدوزی 6 تا 8 حمام 8 تا 9 استراحت و مشق ساعت 9 تا 10 شام 10 خاموشی چهارشنبه : ساعت 6 بیداری 6 تا 7 هم آماده شدن 7 تا 2 مدرسه 2 تا 3 استراحت 3 تا 5 ورزش های سنگین 5 تا 9 آزاد 9 تا 30 : 9 شام 10 خواب پنجشنبه : 6 بیداری 7 مدرسه تا 1 1 تا 2 مشق 2 تا 4 کلاس شنا 4 تا 6 تقویت فیزیکی 6 تا 8 پاکسازی افکار منفی 6 تا 9 رسیدگی به گیاها 9 تا 12 خانوادگی 12 خاموشی جمعه : بیداری 5 7 مدرسه تا 12 12 تا 1 کمی گردش با خانواده 1 تا 5 درس فشرده 5 تا 9 آزاد 9 تا 10 شام 10 خاموشی هوف بلاخره تموم شد حالا استعداد ها نویسندگی طراحی گلدوزی ورزش ارتباط با حیوانات آشپزی خیاطی رقص خوانندگی مدلینگ هوففف تموممم دخترک بلند شد و ۵ صفحه رو روی میز معلم گذاشت و منتظر جواب شد معلم گفت : وای چقدر برنامت فشردس پس لرزش دستت و زخمات واسه اینه پس کی با دوستات میری بیرون ؟ دخترک درحالی که کمی معذب بود گفت : دوستی ندارم ، اگر هم داشتم نمیتونستم اون رو ببینم معلم ابرویی بالا انداخت و گفت : باشه برو بشین الان زنگ میخوره چند دقیقه بعد زنگ خورد و الیزا به سمت دخترک رفت و دست اون رو گرفت و به بیرون کشید و فرصت حرف زدن به دخترک را نداد پایان ⅘
سلام کیوتی خوبی؟🥺🌹
فالوم کن بک میدم☀️🦄
لطفا تو مسابقه آخرم ( ادامه بدید) شرکت کن😗🙂
ادمین لطفا پین کن🥰😘
یه خوبی کن لطفا پینم کن ✨💫
میصیییی🤍♥️
عزیزم داخل مدارس کره شنبه ها فقط تعطیله که اونم هرکی دلش خواست میتونه بره مدرسه
خیلی خیلی قشنگ و عالی بود
بعدییییییییییی