داستان جدیددددددد حاوی ۵ قسمت تکمیل شده لطفا منتشرش کن گناه دارم 🥲
توی نتیجه هست من هر ۵ پارت رو نوشتم ولی اینو فعلا منتشر میکنم اگه حمایت شد هر ۵ پارت رو میزارم و حتی امکان داره فصل ۲ داشته باشه پس حمایت کنید لایک و کامنت و فالو یادت نره که با این کار خیلی به من انرژی میدی
اسم شخصیت اصلی کیم ساکیباس هست ساکیباس به معنیه ش.ی.ط.ا.ن ولی به شخصه من رو یاد ساکورا میندازه خب امیدوارم خوشتون بیادددد و این رو شاید عاشقانه کنم ولی با اعضا عاشقانه نیست چونننن حالا میفهمید
دستم شکست تا بنویسم به مولا لایک کامنت و فالو یادت نره دوباره میگم توی نتیجه گذاشتم
نگرانم نباشد من پارت ها رو تقریبا طولانی درست کردم داستانی که قولش رو دادم هم داره تموم میشه
نتیجه 1
خانواده ی زیبای من ⅕ یه روز زیبای دیگه توی کره ی جنوبی شهری که پول و چهره تعداد دوست هایتان را نشان میدهد خیابان ها بدون توجه به ساعت که 6 صبح را نشان میداد شلوغ بود دخترک درحالی که با چسب زخمش درگیر بود تا اون رو روی جای درستش بزارد به دیوار تکیه داد دستانش برای کلاس های فشرده ای که خوانواده ی او برایش ترتیب دادند زخم ها کبودی و لرزش زیادی داشت بلاخره تونست چسب را روی جایش بگذارد و به سمت فروشگاه رفت کیفش به خواطر کتاب ها و دفتر ها روی دوشش سنگینی داشت رفت تو فروشگاه و یه قهوه ی سرد از توی دستگاه انتخواب کرد و اون رو بعد از گرفتن توی کیفش جا داد امروز توانسته بود خوانواده اش را راضی کند تا روز اول مدرسه را بدون ماشین و با پای پیاده برود موهایی که شلخته جلوی صورتش بودن رو کمی به عقب داد و گفت : نگران نباش تو میتونی ساکیباس * اه خاله این چه اسمی بود روم گذاشتی تو فکر میکردی که ساکیباس شبیه ساکورا که به معنی شکوفه ی گیلاسه هست ولی معنیش رو میدونی معنی اسم من شیطانه بعد تموم شدن حرفش رو به دیوار ایستاد و دوباره شروع کرد به تمرین معرفی خودش : سلام اسم من کیم ساکیباسه . . . نه نه نه این خوب نیست اه نگاهی به ساعت انداخت و گفت : مدرسه الان باز شده ولی هنوز زنگ نخورده و به سمت مدرسه رفت کمی بعد به در بزرگی رسید که باز بود آروم وارد شد و به سمت دفتر مدیر قدم بر داشت مدیر مردی بلند قد بود با موهای مشکی کوتاه و عینکی مدیر گفت : او خانوم کیم از این طرف و اون رو به سمت دری کشویی سفید با رده های مشکی که اون رو تزیین کرده بود راهنمایی کرد در رو باز کرد که همه تعظیم کردن مدیر گفت : بچه ها خوشحالم که امسال هم شما رو کنار خودم دارم و اینکه امسال بانوی جوانی به خوانواده ی بزرگ هامفورد اضافه شده ( هامفورد اسم دبیرستان ) خانوم جوان میشه خودتون رو معرفی کنید دخترک گفت : بله آقای مدیر سلام من کیم ساکیباس هستم خوشحالم امسال رو با شما میگذرونم بعد تموم شدن حرفش صدای پچ پچ بچه ها قابل شنیدن بود ؟ : گفت کیم ؟ ؟ : دروغگو ؟ : عمرا یه کیم باشه که صدای بچه ها با صدای مدیر قطع شد مدیر : ساکت خانوم کیم هر جا دوست داری بشین دخترک تعظیم کوتاهی به مدیر کرد و به سمت صندلی آخر سمت دیوار رفت و روی اون نشست و مدیر بیرون رفت همه ی بچه ها به سمت دخترک حجوم اوردن پسر و دختر همه از دخترک سوالات شخصی در مورد خوانواده ی او میپرسیدن ؟ : واقعا تو دختر همون خوانواده ای ؟ ؟ : راسته که ۵ تا قصر توی کره دارید ؟ ؟ : واقعا خوش بحالت هر روز میخوری و میخوابی و خدمت کار هات مشقات رو انجام میدن لباس پرنسسی میپوشی و همه ی پسرا آرزوی دیدن تو رو دارن و تو هم به خدمتکار هات دستور میدی ؟ : اتاقت بزرگه ؟ ؟ : این چه سوالیه حتما اتاقش اندازه ی یه خونس همه ی این سوالات بدون اینکه فرصت صحبت به دختر بدهد رد و بدل میشد تا اینکه یک دختر چیزی گفت دختر : دیوونه شدید ؟ معلومه داره دروغ میگه ! فکر کردید واقعا یه کیمه ؟ اون خوانواده پولداره ! و امکان نداره دختر بد بخت و زشتی مثل این یه کیم باشه ! اسمش رو شنیدید ؟ سیکیباس یعنی شیطان ! از اسمشم معلومه ! چقدر خنگید که باور کردید دخترک یاد گرفته بود آرام و با وقار و معدب باشد پس با آرامی و لحنی زیبا و دلنشین گفت : از آشنایی باهاتون خوشوقتم خانومه ؟ دختر با تمسخر و خودپرستی گفت : من الیزا هستم یین الیزا دوست دختر کیم تهیونگ دخترک گفت : خوشوقتم خانوم یین امیدوارم این حرف ها فقط یه شوخی باشه چون دوست ندارم کسی نفرتی نسبت به خوانواده ی ما داشته باشه دختر که خودش را الیزا معرفی کرده بود گفت : کدوم خوانواده ؟ او ببخشید یادم نبود که خوانواده ای نداری دخترک گفت : پدر من کیم جونگ یین مدیر شرکت بزرگ *King* مادر من کیم ماریانا آیدل و رقصنده ی برتر قاره ی آسیا برادر بزرگم کیم سوکجین مدل بزرگ کره برادر دومم کیم یونگی رپر و نوازنده ی بزرگ که معروفه به موزیک سیاه ( اینجا همه ی اعضا کیم هستن و فقط فامیلی شون عوض شده ) برادر بزرگم کیم هوسوک برترین رقصنده ی مرد آسیا برادر بزرگم کیم نامجون نویسنده و بازیگر معروف برادر بزرگم کیم تهیونگ بازیگر و عکاس معروف برادر بزرگترم کیم جیمین رقصنده و خواننده ی بزرگ و برادر بزرگم کیم جونگ کوک ورزشکار بازیگر و خواننده و من دختر و فرزند کوچیک خوانواده کیم ساکیباس در حال حاضر دانش جو هر چند چندین داستان با ژانر ها و رده های سنی متفاوت منتشر کردم بزرگ ترین اثرم هم شب های بی پایان داستانی مفهومی غمگین و البته زندگینامه ی یکی از اجدادمه و البته ممنونم از آقای لی جونگ سوک که طراحی این اثر رو قبول کرد هر چند من چند تابلو ی رنگ روغن هم کشیدم و با قیمت بالا و قابل توجهی فروش رفته معروف ترین تابلو ی من چرخ ی من که با قیمت ۳ میلیون دلار به فروش رفته سکوت دخترک باعث شد که همه ی کلاس در سکوت غرق شه که ناگهان سکوت با کشیده شدن در کشویی شکسته شد همه تعظیم کردن و سر جاشون نشستن پایان پارت ⅕
نتیجه 2
خانواده ی زیبای من ⅕ یه روز زیبای دیگه توی کره ی جنوبی شهری که پول و چهره تعداد دوست هایتان را نشان میدهد خیابان ها بدون توجه به ساعت که 6 صبح را نشان میداد شلوغ بود دخترک درحالی که با چسب زخمش درگیر بود تا اون رو روی جای درستش بزارد به دیوار تکیه داد دستانش برای کلاس های فشرده ای که خوانواده ی او برایش ترتیب دادند زخم ها کبودی و لرزش زیادی داشت بلاخره تونست چسب را روی جایش بگذارد و به سمت فروشگاه رفت کیفش به خواطر کتاب ها و دفتر ها روی دوشش سنگینی داشت رفت تو فروشگاه و یه قهوه ی سرد از توی دستگاه انتخواب کرد و اون رو بعد از گرفتن توی کیفش جا داد امروز توانسته بود خوانواده اش را راضی کند تا روز اول مدرسه را بدون ماشین و با پای پیاده برود موهایی که شلخته جلوی صورتش بودن رو کمی به عقب داد و گفت : نگران نباش تو میتونی ساکیباس * اه خاله این چه اسمی بود روم گذاشتی تو فکر میکردی که ساکیباس شبیه ساکورا که به معنی شکوفه ی گیلاسه هست ولی معنیش رو میدونی معنی اسم من شیطانه بعد تموم شدن حرفش رو به دیوار ایستاد و دوباره شروع کرد به تمرین معرفی خودش : سلام اسم من کیم ساکیباسه . . . نه نه نه این خوب نیست اه نگاهی به ساعت انداخت و گفت : مدرسه الان باز شده ولی هنوز زنگ نخورده و به سمت مدرسه رفت کمی بعد به در بزرگی رسید که باز بود آروم وارد شد و به سمت دفتر مدیر قدم بر داشت مدیر مردی بلند قد بود با موهای مشکی کوتاه و عینکی مدیر گفت : او خانوم کیم از این طرف و اون رو به سمت دری کشویی سفید با رده های مشکی که اون رو تزیین کرده بود راهنمایی کرد در رو باز کرد که همه تعظیم کردن مدیر گفت : بچه ها خوشحالم که امسال هم شما رو کنار خودم دارم و اینکه امسال بانوی جوانی به خوانواده ی بزرگ هامفورد اضافه شده ( هامفورد اسم دبیرستان ) خانوم جوان میشه خودتون رو معرفی کنید دخترک گفت : بله آقای مدیر سلام من کیم ساکیباس هستم خوشحالم امسال رو با شما میگذرونم بعد تموم شدن حرفش صدای پچ پچ بچه ها قابل شنیدن بود ؟ : گفت کیم ؟ ؟ : دروغگو ؟ : عمرا یه کیم باشه که صدای بچه ها با صدای مدیر قطع شد مدیر : ساکت خانوم کیم هر جا دوست داری بشین دخترک تعظیم کوتاهی به مدیر کرد و به سمت صندلی آخر سمت دیوار رفت و روی اون نشست و مدیر بیرون رفت همه ی بچه ها به سمت دخترک حجوم اوردن پسر و دختر همه از دخترک سوالات شخصی در مورد خوانواده ی او میپرسیدن ؟ : واقعا تو دختر همون خوانواده ای ؟ ؟ : راسته که ۵ تا قصر توی کره دارید ؟ ؟ : واقعا خوش بحالت هر روز میخوری و میخوابی و خدمت کار هات مشقات رو انجام میدن لباس پرنسسی میپوشی و همه ی پسرا آرزوی دیدن تو رو دارن و تو هم به خدمتکار هات دستور میدی ؟ : اتاقت بزرگه ؟ ؟ : این چه سوالیه حتما اتاقش اندازه ی یه خونس همه ی این سوالات بدون اینکه فرصت صحبت به دختر بدهد رد و بدل میشد تا اینکه یک دختر چیزی گفت دختر : دیوونه شدید ؟ معلومه داره دروغ میگه ! فکر کردید واقعا یه کیمه ؟ اون خوانواده پولداره ! و امکان نداره دختر بد بخت و زشتی مثل این یه کیم باشه ! اسمش رو شنیدید ؟ سیکیباس یعنی شیطان ! از اسمشم معلومه ! چقدر خنگید که باور کردید دخترک یاد گرفته بود آرام و با وقار و معدب باشد پس با آرامی و لحنی زیبا و دلنشین گفت : از آشنایی باهاتون خوشوقتم خانومه ؟ دختر با تمسخر و خودپرستی گفت : من الیزا هستم یین الیزا دوست دختر کیم تهیونگ دخترک گفت : خوشوقتم خانوم یین امیدوارم این حرف ها فقط یه شوخی باشه چون دوست ندارم کسی نفرتی نسبت به خوانواده ی ما داشته باشه دختر که خودش را الیزا معرفی کرده بود گفت : کدوم خوانواده ؟ او ببخشید یادم نبود که خوانواده ای نداری دخترک گفت : پدر من کیم جونگ یین مدیر شرکت بزرگ *King* مادر من کیم ماریانا آیدل و رقصنده ی برتر قاره ی آسیا برادر بزرگم کیم سوکجین مدل بزرگ کره برادر دومم کیم یونگی رپر و نوازنده ی بزرگ که معروفه به موزیک سیاه ( اینجا همه ی اعضا کیم هستن و فقط فامیلی شون عوض شده ) برادر بزرگم کیم هوسوک برترین رقصنده ی مرد آسیا برادر بزرگم کیم نامجون نویسنده و بازیگر معروف برادر بزرگم کیم تهیونگ بازیگر و عکاس معروف برادر بزرگترم کیم جیمین رقصنده و خواننده ی بزرگ و برادر بزرگم کیم جونگ کوک ورزشکار بازیگر و خواننده و من دختر و فرزند کوچیک خوانواده کیم ساکیباس در حال حاضر دانش جو هر چند چندین داستان با ژانر ها و رده های سنی متفاوت منتشر کردم بزرگ ترین اثرم هم شب های بی پایان داستانی مفهومی غمگین و البته زندگینامه ی یکی از اجدادمه و البته ممنونم از آقای لی جونگ سوک که طراحی این اثر رو قبول کرد هر چند من چند تابلو ی رنگ روغن هم کشیدم و با قیمت بالا و قابل توجهی فروش رفته معروف ترین تابلو ی من چرخ ی من که با قیمت ۳ میلیون دلار به فروش رفته سکوت دخترک باعث شد که همه ی کلاس در سکوت غرق شه که ناگهان سکوت با کشیده شدن در کشویی شکسته شد همه تعظیم کردن و سر جاشون نشستن پایان پارت ⅕
نتیجه 3
خانواده ی زیبای من ⅕ یه روز زیبای دیگه توی کره ی جنوبی شهری که پول و چهره تعداد دوست هایتان را نشان میدهد خیابان ها بدون توجه به ساعت که 6 صبح را نشان میداد شلوغ بود دخترک درحالی که با چسب زخمش درگیر بود تا اون رو روی جای درستش بزارد به دیوار تکیه داد دستانش برای کلاس های فشرده ای که خوانواده ی او برایش ترتیب دادند زخم ها کبودی و لرزش زیادی داشت بلاخره تونست چسب را روی جایش بگذارد و به سمت فروشگاه رفت کیفش به خواطر کتاب ها و دفتر ها روی دوشش سنگینی داشت رفت تو فروشگاه و یه قهوه ی سرد از توی دستگاه انتخواب کرد و اون رو بعد از گرفتن توی کیفش جا داد امروز توانسته بود خوانواده اش را راضی کند تا روز اول مدرسه را بدون ماشین و با پای پیاده برود موهایی که شلخته جلوی صورتش بودن رو کمی به عقب داد و گفت : نگران نباش تو میتونی ساکیباس * اه خاله این چه اسمی بود روم گذاشتی تو فکر میکردی که ساکیباس شبیه ساکورا که به معنی شکوفه ی گیلاسه هست ولی معنیش رو میدونی معنی اسم من شیطانه بعد تموم شدن حرفش رو به دیوار ایستاد و دوباره شروع کرد به تمرین معرفی خودش : سلام اسم من کیم ساکیباسه . . . نه نه نه این خوب نیست اه نگاهی به ساعت انداخت و گفت : مدرسه الان باز شده ولی هنوز زنگ نخورده و به سمت مدرسه رفت کمی بعد به در بزرگی رسید که باز بود آروم وارد شد و به سمت دفتر مدیر قدم بر داشت مدیر مردی بلند قد بود با موهای مشکی کوتاه و عینکی مدیر گفت : او خانوم کیم از این طرف و اون رو به سمت دری کشویی سفید با رده های مشکی که اون رو تزیین کرده بود راهنمایی کرد در رو باز کرد که همه تعظیم کردن مدیر گفت : بچه ها خوشحالم که امسال هم شما رو کنار خودم دارم و اینکه امسال بانوی جوانی به خوانواده ی بزرگ هامفورد اضافه شده ( هامفورد اسم دبیرستان ) خانوم جوان میشه خودتون رو معرفی کنید دخترک گفت : بله آقای مدیر سلام من کیم ساکیباس هستم خوشحالم امسال رو با شما میگذرونم بعد تموم شدن حرفش صدای پچ پچ بچه ها قابل شنیدن بود ؟ : گفت کیم ؟ ؟ : دروغگو ؟ : عمرا یه کیم باشه که صدای بچه ها با صدای مدیر قطع شد مدیر : ساکت خانوم کیم هر جا دوست داری بشین دخترک تعظیم کوتاهی به مدیر کرد و به سمت صندلی آخر سمت دیوار رفت و روی اون نشست و مدیر بیرون رفت همه ی بچه ها به سمت دخترک حجوم اوردن پسر و دختر همه از دخترک سوالات شخصی در مورد خوانواده ی او میپرسیدن ؟ : واقعا تو دختر همون خوانواده ای ؟ ؟ : راسته که ۵ تا قصر توی کره دارید ؟ ؟ : واقعا خوش بحالت هر روز میخوری و میخوابی و خدمت کار هات مشقات رو انجام میدن لباس پرنسسی میپوشی و همه ی پسرا آرزوی دیدن تو رو دارن و تو هم به خدمتکار هات دستور میدی ؟ : اتاقت بزرگه ؟ ؟ : این چه سوالیه حتما اتاقش اندازه ی یه خونس همه ی این سوالات بدون اینکه فرصت صحبت به دختر بدهد رد و بدل میشد تا اینکه یک دختر چیزی گفت دختر : دیوونه شدید ؟ معلومه داره دروغ میگه ! فکر کردید واقعا یه کیمه ؟ اون خوانواده پولداره ! و امکان نداره دختر بد بخت و زشتی مثل این یه کیم باشه ! اسمش رو شنیدید ؟ سیکیباس یعنی شیطان ! از اسمشم معلومه ! چقدر خنگید که باور کردید دخترک یاد گرفته بود آرام و با وقار و معدب باشد پس با آرامی و لحنی زیبا و دلنشین گفت : از آشنایی باهاتون خوشوقتم خانومه ؟ دختر با تمسخر و خودپرستی گفت : من الیزا هستم یین الیزا دوست دختر کیم تهیونگ دخترک گفت : خوشوقتم خانوم یین امیدوارم این حرف ها فقط یه شوخی باشه چون دوست ندارم کسی نفرتی نسبت به خوانواده ی ما داشته باشه دختر که خودش را الیزا معرفی کرده بود گفت : کدوم خوانواده ؟ او ببخشید یادم نبود که خوانواده ای نداری دخترک گفت : پدر من کیم جونگ یین مدیر شرکت بزرگ *King* مادر من کیم ماریانا آیدل و رقصنده ی برتر قاره ی آسیا برادر بزرگم کیم سوکجین مدل بزرگ کره برادر دومم کیم یونگی رپر و نوازنده ی بزرگ که معروفه به موزیک سیاه ( اینجا همه ی اعضا کیم هستن و فقط فامیلی شون عوض شده ) برادر بزرگم کیم هوسوک برترین رقصنده ی مرد آسیا برادر بزرگم کیم نامجون نویسنده و بازیگر معروف برادر بزرگم کیم تهیونگ بازیگر و عکاس معروف برادر بزرگترم کیم جیمین رقصنده و خواننده ی بزرگ و برادر بزرگم کیم جونگ کوک ورزشکار بازیگر و خواننده و من دختر و فرزند کوچیک خوانواده کیم ساکیباس در حال حاضر دانش جو هر چند چندین داستان با ژانر ها و رده های سنی متفاوت منتشر کردم بزرگ ترین اثرم هم شب های بی پایان داستانی مفهومی غمگین و البته زندگینامه ی یکی از اجدادمه و البته ممنونم از آقای لی جونگ سوک که طراحی این اثر رو قبول کرد هر چند من چند تابلو ی رنگ روغن هم کشیدم و با قیمت بالا و قابل توجهی فروش رفته معروف ترین تابلو ی من چرخ ی من که با قیمت ۳ میلیون دلار به فروش رفته سکوت دخترک باعث شد که همه ی کلاس در سکوت غرق شه که ناگهان سکوت با کشیده شدن در کشویی شکسته شد همه تعظیم کردن و سر جاشون نشستن پایان پارت ⅕
نتیجه 4
خانواده ی زیبای من ⅕ یه روز زیبای دیگه توی کره ی جنوبی شهری که پول و چهره تعداد دوست هایتان را نشان میدهد خیابان ها بدون توجه به ساعت که 6 صبح را نشان میداد شلوغ بود دخترک درحالی که با چسب زخمش درگیر بود تا اون رو روی جای درستش بزارد به دیوار تکیه داد دستانش برای کلاس های فشرده ای که خوانواده ی او برایش ترتیب دادند زخم ها کبودی و لرزش زیادی داشت بلاخره تونست چسب را روی جایش بگذارد و به سمت فروشگاه رفت کیفش به خواطر کتاب ها و دفتر ها روی دوشش سنگینی داشت رفت تو فروشگاه و یه قهوه ی سرد از توی دستگاه انتخواب کرد و اون رو بعد از گرفتن توی کیفش جا داد امروز توانسته بود خوانواده اش را راضی کند تا روز اول مدرسه را بدون ماشین و با پای پیاده برود موهایی که شلخته جلوی صورتش بودن رو کمی به عقب داد و گفت : نگران نباش تو میتونی ساکیباس * اه خاله این چه اسمی بود روم گذاشتی تو فکر میکردی که ساکیباس شبیه ساکورا که به معنی شکوفه ی گیلاسه هست ولی معنیش رو میدونی معنی اسم من شیطانه بعد تموم شدن حرفش رو به دیوار ایستاد و دوباره شروع کرد به تمرین معرفی خودش : سلام اسم من کیم ساکیباسه . . . نه نه نه این خوب نیست اه نگاهی به ساعت انداخت و گفت : مدرسه الان باز شده ولی هنوز زنگ نخورده و به سمت مدرسه رفت کمی بعد به در بزرگی رسید که باز بود آروم وارد شد و به سمت دفتر مدیر قدم بر داشت مدیر مردی بلند قد بود با موهای مشکی کوتاه و عینکی مدیر گفت : او خانوم کیم از این طرف و اون رو به سمت دری کشویی سفید با رده های مشکی که اون رو تزیین کرده بود راهنمایی کرد در رو باز کرد که همه تعظیم کردن مدیر گفت : بچه ها خوشحالم که امسال هم شما رو کنار خودم دارم و اینکه امسال بانوی جوانی به خوانواده ی بزرگ هامفورد اضافه شده ( هامفورد اسم دبیرستان ) خانوم جوان میشه خودتون رو معرفی کنید دخترک گفت : بله آقای مدیر سلام من کیم ساکیباس هستم خوشحالم امسال رو با شما میگذرونم بعد تموم شدن حرفش صدای پچ پچ بچه ها قابل شنیدن بود ؟ : گفت کیم ؟ ؟ : دروغگو ؟ : عمرا یه کیم باشه که صدای بچه ها با صدای مدیر قطع شد مدیر : ساکت خانوم کیم هر جا دوست داری بشین دخترک تعظیم کوتاهی به مدیر کرد و به سمت صندلی آخر سمت دیوار رفت و روی اون نشست و مدیر بیرون رفت همه ی بچه ها به سمت دخترک حجوم اوردن پسر و دختر همه از دخترک سوالات شخصی در مورد خوانواده ی او میپرسیدن ؟ : واقعا تو دختر همون خوانواده ای ؟ ؟ : راسته که ۵ تا قصر توی کره دارید ؟ ؟ : واقعا خوش بحالت هر روز میخوری و میخوابی و خدمت کار هات مشقات رو انجام میدن لباس پرنسسی میپوشی و همه ی پسرا آرزوی دیدن تو رو دارن و تو هم به خدمتکار هات دستور میدی ؟ : اتاقت بزرگه ؟ ؟ : این چه سوالیه حتما اتاقش اندازه ی یه خونس همه ی این سوالات بدون اینکه فرصت صحبت به دختر بدهد رد و بدل میشد تا اینکه یک دختر چیزی گفت دختر : دیوونه شدید ؟ معلومه داره دروغ میگه ! فکر کردید واقعا یه کیمه ؟ اون خوانواده پولداره ! و امکان نداره دختر بد بخت و زشتی مثل این یه کیم باشه ! اسمش رو شنیدید ؟ سیکیباس یعنی شیطان ! از اسمشم معلومه ! چقدر خنگید که باور کردید دخترک یاد گرفته بود آرام و با وقار و معدب باشد پس با آرامی و لحنی زیبا و دلنشین گفت : از آشنایی باهاتون خوشوقتم خانومه ؟ دختر با تمسخر و خودپرستی گفت : من الیزا هستم یین الیزا دوست دختر کیم تهیونگ دخترک گفت : خوشوقتم خانوم یین امیدوارم این حرف ها فقط یه شوخی باشه چون دوست ندارم کسی نفرتی نسبت به خوانواده ی ما داشته باشه دختر که خودش را الیزا معرفی کرده بود گفت : کدوم خوانواده ؟ او ببخشید یادم نبود که خوانواده ای نداری دخترک گفت : پدر من کیم جونگ یین مدیر شرکت بزرگ *King* مادر من کیم ماریانا آیدل و رقصنده ی برتر قاره ی آسیا برادر بزرگم کیم سوکجین مدل بزرگ کره برادر دومم کیم یونگی رپر و نوازنده ی بزرگ که معروفه به موزیک سیاه ( اینجا همه ی اعضا کیم هستن و فقط فامیلی شون عوض شده ) برادر بزرگم کیم هوسوک برترین رقصنده ی مرد آسیا برادر بزرگم کیم نامجون نویسنده و بازیگر معروف برادر بزرگم کیم تهیونگ بازیگر و عکاس معروف برادر بزرگترم کیم جیمین رقصنده و خواننده ی بزرگ و برادر بزرگم کیم جونگ کوک ورزشکار بازیگر و خواننده و من دختر و فرزند کوچیک خوانواده کیم ساکیباس در حال حاضر دانش جو هر چند چندین داستان با ژانر ها و رده های سنی متفاوت منتشر کردم بزرگ ترین اثرم هم شب های بی پایان داستانی مفهومی غمگین و البته زندگینامه ی یکی از اجدادمه و البته ممنونم از آقای لی جونگ سوک که طراحی این اثر رو قبول کرد هر چند من چند تابلو ی رنگ روغن هم کشیدم و با قیمت بالا و قابل توجهی فروش رفته معروف ترین تابلو ی من چرخ ی من که با قیمت ۳ میلیون دلار به فروش رفته سکوت دخترک باعث شد که همه ی کلاس در سکوت غرق شه که ناگهان سکوت با کشیده شدن در کشویی شکسته شد همه تعظیم کردن و سر جاشون نشستن پایان پارت ⅕
فالوم کنید بک میدم 😐✨😐✨😐✨😐✨😐✨
فالوم کنید بک میدم 😐✨😐✨😐✨😐✨😐✨
فالوم کنید بک میدم 😐✨😐✨😐✨😐✨😐✨
فالوم کنید بک میدم 😐✨😐✨😐✨😐✨😐✨
فالوم کنید بک میدم 😐✨😐✨😐✨😐✨😐✨
فالوم کنید بک میدم 😐✨😐✨😐✨😐✨😐✨
فالوم کنید بک میدم 😐✨😐✨😐✨😐✨😐✨
تست هم لایک شد.
ادمین پین میکنی؟🙂♥️🖇
پارت بعدی کوووو
حاجی ۵ ماهه اومده چی میگی ؟ 🥲
نه بخدا برای من نیاورده آقا جون🥺🥺
پارت بعد رو گذاشتم هااااااااا 🥲😂