سلام علیرضا هستم امیدوارم خوشتون بیاد نظر فراموش نشه
من توی شب مامانم ازم اینگلیسی می پرسه کتاب رو میاره کناره چشم من بعد می گه وایسدس من هم چشمم بسته هست می گم ایتسه ناشناس😆😆😆😄😄😄
یک بار توی مدرسه سوسک بود بعد همه ترسیدن من نترسیدم رفتم بکشمش نزدیک شدم بعد فرار کردم ترسیدم😆😆😆😁😁😁😁😁
یک بار داشتم با گربه ی خودم صحبت می کردم باخودم می گفتم اینکه متوجه نمیشه من چی میگم زبانم رو نمی دونه بعد یهو گربه گفت هی همین حالا تواس کاری که کردی رو پس میدی واقعیتش من درباره چیستی که خوردم حرف میزدم شوخی کردم فقط الکی لب خونی کردم😁😁😁😁😁😆😆😆😆😆😆
یک بار امدم برم تاکسی سوار شم دوستم به هم گفت کجا می ری من گفتم دارم می رم ناکجا آباد ان باور کرد واقعاً خیلی کم اقل بود خودش کنارم من بود نفهمید من دارم می رم کجا ولی راستش قرار بود باهم بریم پیکنیک
من یک بار از خاب بیدار شدم دیدم ساعت ۱۰ صبح هست بعد گفتم چیزی نیست کلاسم هنوز شروع نشده ( لابد کلاس ساعت 7 کلاسش شروع میشه هیچ اهمیت ندادم گرفتم خوابیدم ساعت رو دیدم ولی متوجه نشدم کلاس شروع شده بعد ساعت ۹شب رفتم مدرسه دیدم مدرسه بستس با خودم گفتم یعنی مدرسه تعطیل شده همین که رفتم خونه جشن گرفتم بچه ها ساعت ۹ شب بود من رفتم مدرسه خوب معلومه که بسته هست مامان و بابا که رسیدن خونه باهم دیگه یک صدا گفتن چه خبره تو چرا مشق نمی نویسی من گفتم اخه مدرسه تعطیل شده مامانم گفت تو کی رفتی مدرسه من گفتم حدود ۱۰ دقیقه پیش بابام گفت خوب دیگه اخه مگه ساعت ۹ شب مدرسه باز هست بعد مامان گفت خونه رو کثیف کردی تمیز کن( اصلا خونه تمیز بود😆😆😆😆😆🤣🤣🤣🤣😁😁😁😄😄
امید وارم که خوشتون امده باشه خدا نگهدار تا تست بعدی😘😘😘🤩🤩🤩🤩😍😍😍😍🥰🥰🥰
من دنبال کل پسرا تستچی هستم
نظرسنجی آخرم؟
اصل میدی؟
علیرضا ۱۳
اون اکانتم از دست دادم متاسفان😐
خوش😂
و متاسفانه الان اون اکم رو هم از دست دادم
و الان با ایمیل اشتباهی تونستم بیام رو این اک😮
عالی بود خیلی خندیدم
لطف داری
عالی بود🥰🥰
ممنون
عالی کیوت♥️♥️♥️
ممنون عزیز دلم
فقط میتونم هیچی نگم😐😑😐
چرا
از تعجب