9 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.
درسته اینا خوبه اما قرار نیس بخاطر اونا اینکارا رو کنیم:)ما با اینا خوشحالشون میکنیم:)💕
طناز بیشتر بهم میاد تا شادلین ولی شادلینو بیشتر دوست دارم
Omg daddy niki 😍
کانسپت شما چیه ؟ خبب همینطور که میبینید کانسپت امروز من بردن آشغالا دم دره خونست
کیسه زباله ای که به عنوان پیراهن پوشیدم نماد زباله های بیرون خونست ، دمپایی صورتی رنگ خال خالیم نشون میده که چقدر آماده انداختن آشغالا هستم و موهای توی هوا استایلمو کلاسیک کرده
پدرام : اومایی گاددد من فعل این لاو شدم ویت یو
Many miles away, a random American girl is thinking about what she should wear to the next pajama party, and we are thinking about our future. Not only our future, but our country’s future. We are like wild animals who are looking for another jungle where nobody hurts them again, or just trying to run away from something or someone. Learn languages, but not to talk about your feelings about our country and our past.
Let’s just act like we are normal, even if we can’t(:
Nobody can understand our feelings, no matter how many languages you learn. They can’t understand our words. I think the word “understanding” is not in their vocabulary.So don’t get yourself tired. Just relax and watch how the world is burning for us.No, no, no… not the whole world. Just Iran, the part where we are living.Isn’t it funny how different our lives are from normal 17-year-olds’?
Stai mentendo, l'ho trovato io. Qualcuno che ci capisce. Ma che senso ha?
L'ho visto solo una volta e poi l'ho perso!
Знаешь, в чём была настоящая проблема? Человек, которого ты нашла, тебе не подходил.
..Неважно! Просто забудь об этом идиоте.
من در حال سناریو ساختن برای زار زدن :
چقدر من بیشعور بودم خداوکیلی
یه دختره بود اسما باهاش تو تستچی دوست شده بودم خارج اینجا هم باهم حرف میزدیم بعد این یه اکانت دیگه هم داشت فکر کنم اسم اون یکی اکانتش سوا بود من فکر میکردم سوا یه آدم رندوم دیگست بعد من با اون سوا هم حرف میزدم ، سوا بیست چهار ساعته بهم میگفت اسما بیمارستانه حالش بده تظاهر میکنه خوبه کمکش کن منم این احمقا هعی میگفتم وای راست میگی و اینا تهشم دیدم عه دوتاشون یه نفرن و یه روز خیلی رندوم از همه جا بلاکم کرد
فکر کنم اینم اولین اکانتم نیست پس اولیش کوش
یادش بخیر یکی بود اومده بود خواستگاریم تو تستچی 🤣
نه ببین اگه اون بود دیگه لازم نبود من درس بخونم چقدرررر من بدبختممم
چه چیزا