
اینم قسمت چهارم✨ امیدوارم لذت ببرید
یکسال گذشت و امروز قراره در چهار سطح رتبه بنده بشیم...دوباره استرس...انگار استرس تمومی نداره. توی این یک سال دوست های خوبی پیدا کردم، درس هامو خوب خوندم ولی فقط یک بار تونستم مامان و بابا رو ببینم، روز کریسمس. دلمون خیلی براشون تنگ شده. اون روز کلی با هم حرف زدیم و خوش گذروندیم...
بچه های عزیز لطفا سکوت رو رعایت کنید...خانم اسپنر بود. گفت: به نوبت بیاید جلو و سطح بندی و کلاس مربوط به سطحتون و شلغ هایی که قبلا دربارشون صحبت کردیم بگیرید...اسم چند نفر رو خوند تا رسید به سدنا. سدنا توی رتبه ی a بود. حالا مطمئن بودم پیش هم خواهیم بود، چون اونقدرا هم درسم بد نیست که b بشم.
می دونستم که سدنا می خواستم طراحی داخلی بخونه، درساش رو هم مرتبط با همونا انتخاب کرده بود. موقعی که از من خواستن شلغ انتخاب کنم گفتم که می خوام معلم ادبیات بشم. آخه ادبیاتم عالیه. شاید می تونستم همینجا در تیکوا درس بدم. خانم هلر هم گفت با توجه به نمرات و درس هایی که علامت زده ام می تونم این شغل رو انتخاب کنم اما باید حداقل در رتبه a باشم تا شانسش رو داشته باشم...
هر کسی رو که صدا می زدند با توجه به رتبه اش می رفت و جلوی قسمتی که براش مشخص شده بود می ایستاد، مثلا سدنا در بخش a بود. ٱوین در بخش c. جنا در بخش a. ایوُر و آلارد اولین کسایی بودند که در بخش a+ قرار می گرفتند. خیلی براشون خوشحال بودم. آلارد می خواست پزشک بشه، ایور هم می خواست وکیل بشه. مطمئنا حالا که در بخش a+ هستن خیلی پیشرفت می کنن. تیارا هم(دوست جدید سدنا، توی بخش a بود)
بالاخره نوبت من شد، خانم اسپنر صدایم زد. کاغذم را از روی میز برداشتم...اوه خدای من...فوق العاده بود...باورم نمیشد...در بخش a+ قبول شده بودم...اما....این یعنی از سدنا جدا می شدم.کنار برگه ام نوشته بود، مدرس ادبیات.
وارد خوابگاه هایمان شدیم. من با یک دختر جدید که سال قبل در گروه ما نبود هم اتاقی شدم. اسمش تارا بود...امسال سال دومه، نمیشه از درس غافل شد اما من...خب یه حواس پرتی داشتم...یه جورایی عاشق شده بودم...عاشق آلارد. آلارد خیلی پسر خوبیه، و خب همه ی استاندارد هایی که من می خوام رو داره، این یک سال که گذشت حتما باید با هم حرف بزنیم.
گوشی سینتیا: از طرف آلارد: میگم سین میای امروز رو بیخیال درس بشیم و بریم یه جایی؟•کجا؟•من یه جا رو می شناسم که مطمئنم ببینی عاشقش میشی...• باشه ولی زود بر گردیم، من باید یه سری به سدنا بزنم، از وقتی از هم جدا شدیم خیلی تنبل شده، شنیدم تیارا ،یکی از دوستاش می گفتم اصلا درس نمی خونه...نگرانشم•باش، پس می بینمت.
یه ربع بعد آلارد اومد دنبالم، نمی دونستم کجا میریم، اما به نظر میومد داریم میریم قسمت کامپیوتر. آلارد گفت: بیا اینجا بشین...نشستم. آلارد چند تا کد توی یکی از کامپیوتر ها زد یکهو کل سقف پر از ستاره شد. گفتم: چطوری اینجا رو هک کردی؟ گفت: راحت بود، به خاطر این که تو رو خوشحال کنم هر کاری می کنم... گفتم: خیله خب حالا خودت رو جمع کن. هنوز که چیزی مشخص نیست.
اون شب خیلی بهمون خوش گذشت، دقیقا قبل از شروع گشت زدن های خانم هلر به اتاق هامون رفتیم. کی فکرش رو می کرد عشق اینقدر ساده باشه؟ ، ای وای، اصلا یادم رفت به سدنا پیام بدم، مهم نیست فردا باهاش حرف می زنم...
قسمت چهارم هم تموم شد، خیلی ممنونم تا اینجا همراهم بودید...لطفا برام کامنت بگذارید. راستی دوستان اگر می خواهید معنی هر کدوم از اسم های داستانم رو بدونید کافیه برام کامنت کنید✨
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود🌸
🙏
شت عاشق شده😐😍🤣
عالی بود
راستی من معنی همه اسمای داستانتو میخوام🙃
خوشحالم راضی بودید
راستش بعضی هاشون رو معنیشون رو نمی دونم اما اونایی که می دونم رو بهتون میگم
سینتیا: الهه ماه 🌒
سدنا: الهه دریا 🌊
آلارد: نجیب و استوار
تارا: ستاره، نماد نور روح هم هستش
اسپنر:(خانم اسپنر) آچار فرانسه
هلر: نامی مردانه است به معنی درخشان اما اینجا برای خانم استفاده شده است
امیدوارم کاربردی بوده باشه ✨
عالی عالی از عالی هم بهتر ممنون😘❤️🌷🌈
ممنون از شما 💙
خوشحالم خوشتون اومده ✨
عالی ولی زود داری حلو نیری احساس میکنم
من دوست ندارم عاشق بشه زود
سدنا هم یادت نره
من خودم خیلی به ژانر عاشقانه علاقه ندارم، فقط یکم توش هست
و اینکه ممنونم و خوشحالم راضی بودید 💜
باور کنید سریع جلو نمیرم، خیلی چیزا هست که باید گفته بشه...
خیلی قشنگ بود، حتما ادامه بده♥️
حتما
ممنونم💜
سینتیا: الهه ماه
سدنا: الهه دریا
💙💙💙
چه معنی های قشنگی
خیلی قشنگه من دنبال میکنم داستان هاتو😉
خیلی لطف دارید💙
داستانت عالیییییییییه ، فقط سدنا ازش عقب نیفته
سدنا جزو نقش های اصلی نیست ولی در بخش های از داستان به او هم پرداخته میشه
ممنونم♥️
عالی بود خلی خوب بود
من برای هر پارت داستان لایک گذاشتم
و اینکه خیلی خوشحال میشم در مورد معنی اسم ها شون بگی
به تست های منم سر بزنید
خیلی ممنونم💜
خیلی لطف کردید ♥️
چشم حتما 💙
بله من داستان شما رو دنبال می کنم