سلام دوستان من آرش هستم با اولین پارت سلطنت شدوماث
یه روز عادی بود یه انفجار توسط شدوماث ارتقاع یافته اتفاق افتاده بود تا کفشدوزک و گربه سیاه برای نجات مردم اومدن شدوماث رفته بود ریناروژ تله رو دید تله ای که شدوماث پهن کرده بود شدوماث بالاخره تونست قفس ضد معجزه گر رو پیدا کنه تا ریناروژ که به کفشدوزک خبر بده اونا تو تله گیر افتادن و چون تو تله گیر افتادن برای محافظ نگهبان ها تمام معجزه گر ها و کوامی های بدون هولدر تا وقتی نگهبان بیرون نیاد به یه جایی بیش از ۵۰۰۰ کیلومتر تلپورت میشدن و هیچ نشونی از خودشون نمی دادن و جعبه هم قفل میشد شدو ماث نمی دونست چیکار کنه
اگه ریسک می کرد و دستش رو می برد تو به حالت اول بر می گشت(اگه توجه کنین شدوماث وقتی از قدرت استفاده میکنه تا دیگه تا۵ دقیقه به حالت اول بر نمیگرده ولی اینجا چون از قدرت استفاده کرده بود و ۵.۱ دقیقه گذشته بود😅به حالت اول بر می گشت)در اینجا شدو ماث تصمیم میگیره یه نفر رو شرور کنه اما نمی دونست هر قدرتی از میراکلس هم خنثی میشه اینجا ریناروژ یه فکری به سرش زد یه توهم ایجاد کرد از یه آدم که از اونجا رد میشد وقتی شدوماث اون رو دید گفت:اگه میخوای این دو تا زنده بمونن بیا معجزه گرهاشون رو به من تحویل بده. اون آدم قبول کرد و وقتی شدوماث حواسش پرت شد کلید رو برداشت و به کفشدوزک داد
(چون قدرت ریناروژ بود نمیتونست خودش در رو وا کنه!)بعد از آزادی رسیدم به جنگ ۱۲ ساله و پی در پی😒😒 کفشدز تیر برق ها رو برید با یویو و همشون رو به سمت شدو ماث پرت کرد شدوماث سپر خودش رو ایجاد کرد(چون ارتقا یافته بود)گربه سیاه از پشت به شدو ماث حمله کرد و گفت کتکلیز... شدوماث اون رو گرفت شانس آورد کامل نگفت کتکلیزم کفشدوزک با یویو شدوماث رو گرفت بعد از اون گربه سیاه آزاد شد اینجا بود شدوماث خودش رو تلپورت کرد و بعد از اون ردیاب ها رو به یویو و چوب دستی اون ها چسبوند و اونها نفهمیدن دیگه همه چیز تمام شده بود... {•••}
تمام شد تاریخ انتشار قسمت بعدی ۲۸ اسفند
عالی بعدی 😊