
اینی که داری میبینی ...پارت پنجیه که نباید ببینی🤣🤣👾👾👾
میخواستم برم که شوگا اومد تو اتاق ... شوگا -میخوای بری؟کجا؟ +میخواستم با ماریا برم خرید....میشه بیای لطفا؟ شوگا -متاسفم... +لطططفاااااا شوگا-باوووششهههه +آخجون... اماده شد ...رفتیم حیلط پیش ماریا و راه افتادیم...تمام مدت من و شوگا دست همیدیگرو گرفته بودیم...
یکم خرید کردیم و برگشتیم خوابگاه.... شوگا -من باید با بچه ها برم تمرین ...یه ساعت دیگه میام. حوصلم سر رفته بود برای همین میخواستم واسش غذا درست کنم...اولین بارم بود برا کسی غذا درست میکردم . براش رامن درست کردم و یه شربت خنک...میز رو چیدم و شمع های کوچیک وسط میز گذاشتم ..
.۲ تا کاسه رامن و نوشیدنی...تا یه ربع دیگه میومد ...لباسامو عوض کردم . یه هودی زرد و شلوار زرد جذب . موهامو بستم و یه تل زرد گذاشتم...شوگا اومد ..اولش شکه شد . شوگا -به به ...کار خودته ؟ +اوهوم شوگا -خسته نمیشی با اون دستای ظریف آشپزی میکنی؟ میتونیم آشپز استخدام کنیم. +نمیخوام . دوس دارم خودم درست کنم . حالا برو لباساتو عوض کن. شوگا -باشه عشقم لباساشو عوض کرد و شروع کرد به خوردن .
شوگا -یاااا این خیلی خوشمزست...ولی باید قول فقط برا من غذا درست کنی +هههه.باشه.... غذاشو خورد ... شوگا-بیبی...میای فیلم ببینیم؟ +چه فیلمی ؟ شوگا-فیلم ترسناک... +اوپا من میترسم...آخه تو همیشه وسطاش خوابت میبره ... شوگا-هههه قول میدم نخوابم و مواظبت باشم. +قول دادیا شوگا-باشه. از زبان شوگا = فیلمو گذاشتم .وسطای فیلم احساس کردم چیزی دور بازوم پیچید.برگشتم سمت یوری
یوری-اوپا،،،،میترسم... +میخوای قعطش کنم؟ سرسو تکون داد .کنترلو گرفتم و خاموش کردم تلویزیونو .ساعتو نگاه کردم ۱۲شب بود . یوری -اوپا بیا تو اتاق خواب... دنبالش رفتم. میخواست درباره عوض کردن دکوراسیون خوابگاه نظر بده.همینجوری توضیح میداد و من نگاش میکردم.یه چیزی بین کیوت و جذاب شده بود ....این دختر منو دیوونه میکرد.حرفاش تموم شد.بهش یوری-اصن گوش کردی چی گفتم؟ به چی فکر میکنی؟ +به اینکه چطوری میتونم این دختری که موقع هیجان زدگیش انقدر خوشگل میشه رو مال خودم کنم و اون وقت هر روز بشینم جلوش و قشنگترین لحظه عالمو خودم تنهایی نگاه کنم! خجالت کشید .رفت تا لباساشو عوض کنه.یه لباس مخملی کیوت پوشید و به مبل تکیه داد.
چیع یا یاع یاع👾👾👾👾
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عال خست نباشی
چقدر منحرفییی پشمام شوگا اینا رو ببینه بنده خدا سکته می کنه
دوسش دارم
خودتی....🤣🤞
اعععععععععععععععع خیلی خوب بود
نه باو 🤣🤞🔥⛓👌
عالییییی 🤩🤩🌟🌟
پس چرا پارت بعد منتشر نمیشههههههه😭😭
عالیه داستانت
ولی من دو ماه مناظر پارت جدیدتم😂
آخه تو برسیه .یه هفته گذشت ولی آپ نمیشه🍨🍇
ادامهههههههههههههه هه
چششششششمممم🍁🍀🍁🍀