پارت ۷ هنوز منتشر نشدههههههه
آیشا: مرینت نه همه چیز سریع اتفاق افتاده تو نباید تو نباید بفهمی اگر بفهمی هیچ تضمینی نیست که از کنترل خارج شی کاگامی : روح آب؟ مگه اون فقط ی افسانه نبود تو روح ابی؟ امکان نداره لوکا: قضیه چیه مرینت تو چرا می خوای بری ژاپن جولیکا: اممم شاید من بتونم ی سری چیزا رو توضیح بدم...
بقیه : بوگوووو جولیکا: در قدیم ها انسانی بود که مورد لطف خداوند قرار گرفت ولی او یک اشتباه بزرگ کرد و خداوند او را مجازات کرد ولی این داستان اشتباهه من نسخه واقعی رو خوندم بقیه: بوگوووو جولیکا : در نسخه واقعی این بود که یک فرشته بود که مورد لطف خوداوند بود قدرت او می توانست کره زمین را نابود کند
ولی او فقط یک در خاست داشت : من می خواهم انسان شوم و زندگی کنم بنا بر این خداوند او را انسان کرد ولی به او قدرت آب را داد تا او بتواند از خود مراقبت کند و هروقت بخواهد برگردد ولی انسان ها به قدرت او طمع داشتند
و حسودی می کردند او را کشتند فرشته دو باره به اسمان برگشت و یک بار دیگر از خدا درخاست کرد : خداوند من درخاست دارم دوباره به زمین برگردم و خداوند دوباره او را به زمین برگرداند ولی به قرنی دیگر در بدن دیگری و تا الان کسی نمیدونه که اون الان کیه
مرینت : ممنون بابت تعریف این داستان من اینو نمی دونستم من تیکه ای از خاطراتمو در ژاپن به یاد میارم من باید واقیتو بفهمم اون پسر کی بود
ایشا: نه تو اونو هم یادت میاد؟ مرینت من نمیخوام بزارم درد بکشی لطفا این قضیه رو تموم کن لطفا تو در اخر ضربه می خوری و اصلا نباید طرف معبد ها بری ( والا من خودمم نمیدونم چرا نوشتم معبد)
چالش: حدس بزنید اون پسر کیه
چرا مارو درحالی ای از ابهام قرار میدی🫠🫠
ج چ: واضحن ادرین
حالا ببینیم چی میشه ^ ^
خیلی خوب بود
اون پسر هم بنظرم ادرینه
با قدرت بیشتری ادامه بده🌿
ممنونمممم
خواهش💗
خب الان که داستان رو خوندم اصلا نمی شه حدس زد😐
خخخخ
تازه با داستانت آشنا شدم😁
و به همین خاطر یا ادرینه یا هم نمی دونم😐
اها ممنون بابت انجام چالششش
آدرین ؟