ممنون بخاطر نظرات انرژی بخشتون
من دوست مرینت هستم ما مثل خواهر بودیم تا اینکه مرینت باید می رفت به پاریس و بخاطر دلایلی اون فراموشی گرفت اون منو فراموش کرد ولی من هرگز فراموشش نکردم نمیتونم جزعیات رو براتون بگم چون باعث میشه قلبم درد بگیره مری داخل خاب: الان دیگه کجام؟ اینجا کجاست؟ اها اینجا دریاست... دریای ژاپن... ژاپن؟!
چطور می تونم زیر اب نفس بکشم؟ صدای چیه؟ ی اهنگه؟ می خام برم دنبالش و شنا میکنه به سمت عمق اب و ی الماس ابی می بینه و دستشو میزاره روش و مری: سرم درد می کنه چی چرا صدا های غریبه تو گوشم می پیچه این چه خاطره ایه.... ژاپن؟؟... روح اب؟؟.. آیشا؟!!! من دقیقا کی هستم؟؟
این ها خاطرات منه... قلبم آیییییییییییییییییی ( صدای جیغ) از زبان رز: مری مرییییییی مری بیدار شد!!!!!!!! و همه دخترا می پرن بغلش مری بعد بغل کردنشون میگه: آیشا تو.... چرا؟... چرا؟ ( واسه کسایی که نفهمیدن میگم آیشا دختر روی استیج همون خاننده هست و وقتی مری دست زد به کریستالی که در عمق اب بود ی خاطراتی رو یادش اومد)
ایشا: مری تو چطوری منو میشناسی.. نکنه طلسم شکسته؟! نه!!!!! مری: من نیاز به اون طلسم نداشتم آیشا من می خوام تو رو و بقیه رو بیاد داشته باشم حتی اگه دردناک باشه ( الان اینجا رو با گریه می گه) آلیا: مری تو تازه بیدار شدی... قضیه چیه؟ یکی برای ما توضیح بده
مری: نه من نمی تونم باید همه چیزو یادم بیاد... باید برم ژاپن! زادگاهم کاگامی : مری تو چه اتفاقی برات افتاده لطفا بگو مری: من... روح آبم
انچه خواهید دید: ( صدای جیغ).... چطور امکان داره...... من کیم!؟؟؟ مرینت دو پن چنگ یا مرینت کاستل....
جیغغغغغ (چیزی نشده همینطوری دوست داشتم بگم...)
عالی بود😍😍😍
عرررررررررررررررررررررررررررررررر
خیلی خوب بود
عالی بود🤘🙃
عالییی بود☺❤
فالویی
آجی میشی
هیلدا ۱۴ سالمه☺❤
پس من میشم ابجی کوچیکه من ۱۱ سالمه
❤💚🐾
فالوت کردم فالوم کن تا من آنفالوت نکنم
باشه
فالوت کردم فالوم کن تا من آنفالوت نکنم