خب پارت دو آوردم برا آجی هایی که حمایت میکنن❤❤❤❤
ادامه پارت قبلی. لیدی باگ:راستش اممم.......نه نتونستم بفهمم کت:عیب نداره تا حالا اگه راحت بود شکستش میدادیم ریناروژ:آره راست میگه لیدی باگ:خب آ...یعنی ریناروژ بیا معجزه گرت رو برگردون. ریناروژ:باشه اومدم. کت(تو خودش):چرا من نباید بفهمم ریناروژ و کاراپیس و .....کی هستن ولی لیدی باگ میدونه....چی!!!!!!!!!!!! لیدییییییییی باگگگگگگگگگگگگگگگگ کمکککککککککککککککک آلیا:چیشد مرینت تو زود تیکی رو غذا بده برو مرینت(تیکی رو غذا میده و تبدیل میشه و میره پیش کت میبینه هیچیش نشده!😐😂)کتتتتتتتتتت تو چرا بیهوده منو اینجا کشوندیییییی الان میام پاره پورت میکنم صب کن
فردا بعد از ظهر(بچه ها خیالتون راحت کت فرار کرد از دست لیدی😅😂) مرینت: آلیا...یه دقیقه بیا.....من..همه چیو خراب کردم😪😭🥺😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 آلیا:آروم آروم مگه چیشده!😳😦 مرینت:هیچی امتحانو خراب کردمممممم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 الیا:🔫😐💔یجوری گفتی انگار....خب دیگه حالا ولش کن😐 (و در این حال دوباره کلویی از آدرین خوشگلمون امضا میگرفت💔) کلویی:وای ادریکینزم اینجام رو هم امضا میکنی ادرین:باشه ولی این اخریشه ها من نمیخوام یه جای دیگه رو هم ببینم😳😐😁😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
آدرین دوباره:عه سلام مرینت...نینو مرینت گریه کرده!؟🤨 نینو:آره آدرین:چرا؟ نینو:ازش بپرس😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁 ادرین:🔫😐 مرینت:اگه برم خونه مامانم پوره ام میکنه😐💔 الیا:پس بیا خونه ما😁😁😁😁😁😁
بچه ها دستم دیگه همراهی نمیکنه 💖💦
خب دیگه پارت بعدی اونوقت میاد که ³ تا لایک و ² تا کامنت داشته باشه
خب دیگه خداحافظ💖💖💖💖💖💖
عالی عالی عالی 😍😍😍
عالیی
یکم هیجان به داستانت اضافه کن جالب میشه راستی به داستان منم سر بزن😗😗
پارت سوم هیجان دارم صب کن
باش آجی به تستات نگاه میکنم حتما
🥰