
سلام کیوتم یک پارت از داستانم رو میزارم اگه خوشتون اومد ادامشو هم میزارم لایک و فالو و نظر یادتون نره
اول بالا رو بخون حالا بزن بعدی برای خوندن داستان 😆
سلام من رزي هستم ۱۴ سالمه به موسیقی علاقه دارم صبح رزی: باصدای زنگ گوشیم بیدار شدم و رفتم دست و صورتمو شستم به ساعت نگاه کردم .وای خدا داره دیرم میشه امروز کلاس هنر دارم زنگ اول درسته تیکی :اره .اوه خداروشکر. رفتم پایین به مامان و بابا و برادرم سلام کردمو رفتم نشستم سر میز صبحانه سلام من لوکا هستم ۱۴سالمه برادر دوقلو رزي هستم لوکا: راستی رزي امروز زنگ اول هنر داریم درسته؟ رزی: آره چطور؟ لوکا: چون می خوام گیتارمو هم بیارم مدرسه رزی:آهااا بیارش احتمالا اون آقایی که نوازندگی خوب بود بیاد امروز لوکا:اگه بیاد خیلی خوب میشه از زبان راوی: رزي و لوکا صبحانه شونو خوردن سریع رفتن لباساشون عوض کردن کیف هاشونم برداشتن از زبان رزي و لوکا :خداحافظ مامان و بابا از زبان رزی:از مادر و پدرمون خداحافظی کردیمو راه افتادیم به مدرسه مدرسمون نزدیک خونه هست همینطور که داشتیم راه می رفتیم به یک آقایی برخوردم و افتادم زمین رزي:آقا جلوتونو نمی بینید؟ فرد ناشناس:ببخشید خانم جوان داشتم دنبال آدرسی می گشتم من معذرت میخوام آقا کیف رزي برداشت و دادبه رزي رزی:ممنون آقا از زبان رزی: مرده خیلی آشنا می زد برام فکر کنم آدم معروفی بود چون با دوتا بادیگارد داشت می رفت رزی: لوکا اون آقاهه آشنا نمیزد؟ لوکا: آره انگار شبیخون یک جا دیدم از زبان راوی بچه ها به مدرسه رسیدن و رفتن سر جاهاشون نشستن ملیکا :سلام رزي خوبی؟ رزی: سلام ملیکا خوبم ممنون تو چطوری؟ ملیکا:ممنون منم خوبم راستی چنتا دانش آموز جدید داریم پنج دقیقه دیگه باید بریم صف رزی:پس که اینطور . دختر هستن یا پسر؟ ملیکا: خبر ندارم ولی فکر کنم پسر باشن رزی:اهوم مبصر کلاس: بچه ها صف بشید و برید روی شماره خودتون تو صف بایستید بچه ها :باشه از زبان رزی: بلند شدم از روی صندلیم و رفتم پیش لوکا و باهم رفتیم سر صف شماره صف من و لوکا پشت سر همه اول لوکاست بعد من و پشت سر من ملیکاست راوی :همینطور بچه ها منتظر بودن که آقا مدیر اومدند #کپی ممنوع
راوی :همینطور بچه ها منتظر بودن که آقا مدیر اومدند مدیر: سلام بر بچه های عزیز امروز چنتا دانش آموز جدید داریم رزی:لوکا اون آقاهه همونی نیست که تو راه بهش خوردم؟ لوکا:آره خودشه مدیر :خب اول از همه از دانش آموزان کلاس ۱۰۳ شروع میکنم بفرماید خودتون رو برای دوستاتون معرفی کنید اون پسر :سلام من آدرین آگرست هستم و ۱۵ سالمه امید وارم از من خوشتون بیاد ملیکا: اون آدرین آگرستهههههههه رزی: مگه میشناسیش بگو ببینم کیه که انقدر براش ذوق کردی؟ ملیکا :اون پسر طراح مد معروف گابریل آگرستِ خودش هم مدل معروفههه رزی: اون پدرشه؟ ملیکا :آره خودشه مگه میشناسید رزی: تو راه که داشتم میآمدم مدرسه بهش خوردم افتادم زمین ملیکا:واقعا رزی:آره لوکا :چی شده رزی؟ رزی:اون آقایی که توراه بهش خوردم افتادم زمین طراح معروفه پسرش هم همون آدرین آگرسته لوکا: وقعااااا رزی:آره می شناسیش لوکا:آره ولی از نزدیک ندیده بودمش رزی:آها دانش آموز ۲:سلام من فلیکس هستم ۱۵سالمه امیدوارم که دوستان زیادی پیدا کنم لوکا: رزي این پسره پسر خاله آدرین آگرسته رزی:واقعا خیلی شبیه هستن از زبان راوی بقيه دانش آموزان جدید هم خودشون رو برای همکلاسی هاشون معرفی کردن مدیر:بچه ها مرتب و منظم برید سر کلاستون از زبان رزی:آقای مدیر که اینو گفت آدرین و فلیکس هم اومدن توی صف و رفتیم سر کلاس هنر....
از زبان رزی:آقای مدیر که اینو گفت آدرین و فلیکس هم اومدن توی صف و رفتیم سر کلاس هنر لوکا رفت گیتارشو آورد و منم دفتر طراحی مو آورده بودم هنوز آقای چان نیومده بودن من رفتم پایین و به صورتم یک مقدار آب زدم داشتم از پله ها بالا می آمدم و توی فکر بودم که به یکی از بچه ها خوردم و افتادم زمین متوجه نشدم اون کی بود از زبان آدرین داشتم با گوشیم ور می رفتم که یک دختر زیبا که فکر کنم یکی از همکلاسی هام بود بهم خورد و افتاد روی زمین آدرین: حالتون خوبه دختر خانم؟ آدرین دستش رو برای بلند کردن رزی پایین آورد رزی:دیدم این حرف رو زد و دستش رو برای بلند کردن من دراز کردیاد پدرش افتادم دستش رو گرفتم و بلند شدم رزی: ممنون خوبم فکر کنم تقصیر من بود که بشما خوردم آدرین :اشکالی نداره می تونم اسمتونو بدونم رزی :خیلی ممنون اسم من رزي هست اآدرین: من هم اسمم آدرین هست خوشبختم رزی:همچنین آدرین: به نظرتون بهتر نیست بریم سر کلاس تا استاد نیامده؟ رزی:بله اصلا یادم نبود از زبان رزي وارد کلاس شدیم و من رفتم کنار لوکا نشستم و لوکا داشت گیتار می زد منم شروع کردم به یک آهنگ خوندن ولی آروم که بقيه بچه ها ناراحت نشن آدرین:رفتیم سر کلاس و بعد متوجه صدایی شدم برگشتم دیدم همون دختره است خیلی صدای قشنگی داشت رزی: همینطور که غرق خوندن آهنگ بودم متوجه صدای آدرین شدم آدرین:خانم رزی واقعا صدای قشنگی دارین #کپی ممنوع اگه اشتباه تایپی داشتم ببخشید چون سریع می نویسم امیدوارم خوشتون بیاد
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی پارت بعدیییییی
عالییی
پارت بدههه
توی لیست هست و توی پیج می تونی پیداش کنی :)
مرسیی
ادرین اگرست؟ نه خدایی؟ جدی؟ انصافنننننننننننن
🗿😂
میدونی چیه اینو تو سن ۱۳ سالگی نوشتم میراکلس و ریختم توی بی تی اس 😑🤣💔
ولی انصافا قشنگ شد ولی پایان اش نوشته نشده....
عالییی بود
عررررر عالی بود😍
🙂💜🖤
عالی بوودددد جییغ 💛🍕
🥺💜
پارت هفت و هشت داستانو گذاشتم میتونی بری بخونی کیوتم
اوو تنکس💜✨راستش این چن روزه خیلی کم میام تستچی چون مدرسه ها حضوری شدن 😀💔
هیق🙂💔
عالیههههههه😃😃😃😃😃😃😃😍😍😍😍😍😍
میسیی
ادامه بده عالیه حرف نداره 🥲🥲👏🏻👏🏻♥️♥️♥️👌🏻
حتماا
دوتا پارت جدید گذاشتم یکیش شخصی شده آجی😭💔
🥺🥺🥺🥺 آره منم درکت میکنم من که بیشتر شون شخصی شده بود مجبور شدم پاک کنم☹️
ابراز حضور😸💜
😍😊😆
عالییییییییییییییییییی
مممننننوووونننن ^_^♡