بعد که ناروتو و ساسکه و ساکورا برای تمرین به جنگل رفته بودند در آنجاگارا را دیدند که در حال تمرین کردن بود و او هم مثل اوروچیمارو یک هیولا درون خود داشت و هیولا روباه یک دوم بود و روباه 🦊 یک دوم فقط وقتی خود را نشان میدهد که ماه کامل باشد روباه یک دوم همان عکسی است که مشاهده می کنید
و در این حال ناروتو به خود فکر کرد وانرژی مخالفی ازگارا دریافت میکند آن انرژی انرژی روباه 🦊 بود و ناروتو با خود گفت: من هم در وجود خودم روباه دارم روباه نه دوم که هر وقت بتوانم میتوانم انرژی عظیمی از آن را دریافت کنم عکس روباه نه دوم همان عکسی است که مشاهده می کنید
در این حال کانکور و تماری نیز برای تمرین به گارا پیوستند در سرزمین شن همه گارا رابه عنوان قاتل در شب می شناختند چون او علاقه زیادی به کشتن مردم داشت ناروتو جلو رفت و سلام کرد و گفت: میای باهم تمرین کنیم تماری گفت: پسر جون بیا باهم جنگی کوچکی را بندازیم وقتی جنگ شروع شد تماری با یک حرکت کوچک با بادبزن خود باد عظیمی به راه انداخت که ناروتو از آن جون سالم به در برد بعد از جنگ بسیار تماری گفت: تو خیلی ضعیفی بچه ناروتو عصبی شد و یک چهارم قدرت روباه نه دوم را از عصبانیت خود به خود بدون هیچ تکنیکی فعال کرد موج آن قدرت آنقدر زیاد بود که تماری را بیهوش کرد
این داستان ادامه دارد
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی🔮🌌💙
خیلی باحال بووووود زودتر پارت بعد رو بزار😍😍
به ما حال دادی
نایس 🗿🦾
ممنون