
سلام گلای تو خونه😁 اینم پارت 30😀 زودی گذاشتما😉 فقط از دستتون ناراحتم لایک هاتون کم شده😭 لطفا لایک کنید دیگه😭 ناظر عزیزم زود منتشرش کنننن😭 لطفاااا🥺🥺
ادرین: سلام! امیدوارم تا اینجا مهمونی لذت برده باشید الان میخوایم کلکسیون عکس هایی رو برای شما نشون بدیم که یکدفعههههههههههههههههههههههه همه مهمون ها هیاهوشون رو شروع کردن میگفتن: یعنی میخواد چی نشون بده ؟ / چرا پسر اگرست اومده اینجا؟ / کلکسیون عکس کی؟ / چرا میخواد کلکسیون نشون بده / و خلاصه......... ادرین: با سر به اریان علامت دادم و رفتم کنارش و باهاش عکس ها رو تماشا کردیم مرینت: تا عکسا رو دیدم دهنم وا موند این امکان نداشت چنین چیزی غیر ممکنه نگاهم رفت به فیلیکس و میرا که متعجب به عکسا نگاه میکردن ای دغل بازا ماریا: از اولشم حس خوبی به این دوتا نداشتم با عصبانیت بهشون نگاه کردم گابریل: واقعا برام باور پذیر نبود مردم: واییییی اینا چیه؟ / این فیلیکس و میرا نیستن ؟ / خدای من! / وای چه افتضاحی !/ وایییییی حالا این پسره میخواد دا.ما.د این خونه بشه؟ / واقعا که! / &بریم پیش فیلیکس و میرا ببینیم حالشون خوبه یا نه😂😂👌🏻& فیلیکس : با دستم به میرا ضربه زدم و گفتم: بدبخت شدیم😯😬 میرا: به چ.و.خ رفتیم 😐 (😂😂) مرینت: وقتی تموم شد ادرین اومد رو سنت...... ادرین: بله همون طور که دیدید این عکس های فیلیکس و میرا در کنار هم هست😁 پس یعنی یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست😏
میخواین نظر اینا رو هم بدونیم؟😏 مردم: اره / بله/ بببینم /......./....../...... فیلیکس: ادرین اسم من رو اورد دلم میخواست سرش رو از گر.دنش جدا کنم رفتم رو سنت و میکروفن رو جلوم گرفتم: اهم.....اهم ادرین: میشنویم😏 فیلیکس: راستش ........... من و میرا...... &عرق کرده بودم باید چی بگم؟😓& بله من و میرا با هم ....خیلی صمیمی هستیم ادرین: در این حد صمیمی؟!😏 فیلیکس: بله میرا دختر خاله منه خب طبیعیه مرینت: با این حرفاش داشت شکم بر طرف میشد ادرین: نمیدونستم چی بگم اخه چرا اینجوری شد به اریان علامت دادم که پیاماشون رو نمایش بده ..... بسیار خوب حالا در مورد ابنا چی میگی؟ فیلیکس : به صفحه نمایش نگاه کردم وای خدااا.......پیامامون بود حالا چی سر هم کنم؟ وای خدا از شدت خجالت و عصبانیت نمیدونستم چیکار کنم مرینت: بهت زده به پیاما نگاه میکردم هر موقع که بهش اعتماد مبکردم اعتمادم از بین میره حالا چی میشه؟ فیلیکس: خب ....خب راستش امیلی: بسه! &همه روشون به امیلی رفت& ادرین ابن چه کاریه ؟ ادرین: مادر! اخه...... امیلی : ساکت باش! زود باش بیا پایین ..... پسرم؟ فیلیکس تو هم بیا ...... ابن بحث همینجا تموم میشه امیدوارم اذیت نشده باشین بفرمایید به جشن برسید و ادرین رو بردم تو اتاقم........
اخه پسر! تو داری چیکار میکنی؟ ادرین: مادر! فیلیکس یه دروغگوعه امیلی: تو به اون چیکار داری؟ تو داری با مرینت از.دو.اج میکنی!!!! ادرین: اما..... امیلی: سرت تو کار خودت باشه.....ماریتا به ت.و چ.ه! ولش کن حالا هم برو نبینم دیگه دخال.ت کنی! ادرین: چشمو رفتم بیرون اههههه اینم که به درد نخورد...... باید برم خونشون اریان: داداش! اینم نشد! چیکار کنیم؟! ادرین: ببین داریم به از.دو.اج نزدیک میشیم باید یه کاری بکنیم وگرنه بدبخت میشیم اریان: خب چیکار؟😓 ادرین: فردا میریم خونه فیلیکس اریان: بازم دردسر😐 ادرین: ساکت بیا بریم که....... فیلیکس: ادرین؟ ادرین: بله؟ فیلیکس: تو چرا با من اینجوری میکنی ؟ ادرین: چون بهت اعتناد ندارم😑 فیلیکس: من که بهت گفتم.......... من تغییر کردم ادرین: اما چیزایی که من دیدم اینو نشون نمیدم فیلیکس: بحث کردن با تو بی فایده هست ادرین: خوبه که میدونی و با بی محلی از اونجا رفتیم مرینت: نمیدونستم چیکار کنم اما از اون فیلیکس همچین چیزی بر میاد اون پسر قابل اعتماد نیست ماریا: ابجی دیدی گفتم این پسره نرمال نیست؟ گفتم مرینت: میدونم ........ ماریا: خوبه با من موافقت میکنی مرینت: نمک نریز من میرم یه لیوان اب بخورم ماریا: باشه مرینت: رفتم توی اشپزخونه
یه لیوان اب برداشتم داشتم اب میخوردم که یه صدایی اومد 😰 از انباری بود ترسیده بودم وای خدا چی بود؟ رفتم داخل ........ اینجا که چیزی نیست که یه چیز سیاه از جلوم رد شد واییییی اینجا چه خبره😓 که.......... دیدم یه موش از جلوم رد شد داد زدم: وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای ادرین: یه صدایی از داخل انباری اومد صدای ماریتا بود سریع رفتم تو انباری دیدم ماریتا همینجوری داشت داد میزد 😐😐 نگاه کردم واااای اون موش دیده بودددد رفتم نزدیکش گفتم: خوبی؟ که پرید تو ب.غ.ل.م مرینت : وااااییی ادرررین موش موش😭😭 ادرین: نگران نباش من اینجام ببین موشه هم رفت مرینت : مطمئنی؟ ادرین: اره بابا که به دو و برش نگاه کرد دوباره🐁🐁 اومد بیرون .....مرینت : اَییییییییی موش موووووش ادرین: دوباره اومد تو ب.غ.لم دوست داشتم موشه تا صبح اونجا باشه و ما هم اینجا باشیم یه لبخند زدم انگار دنیا رو بهم داده بودن &بچه داره از ترس میمی.ره تو میخوای موشه همونجا باشه و خوشحالی؟😐😐& مرینت : ادررررین ادرین: جان.م؟ 😂😂 مرینت: داری میخندی؟ 😐😐 ادرین: مگه کار دیگه ای هم دارم؟😂😂 مرینت: خیلی بدی من دارم سک.ته میکنم تو میخندی؟😐😶 ادرین: خ....ب خب .......نمی....نمیتونم......ج...جلوی خو..خودم رو بگیرمممم🤣🤣🤣🤣 مرینت : زدم تو س.ر.ش و گفتم: با احساس برو موشه رو بگیر 😐😐😐 ادرین: اون تا الان در رفته مرینت: مثل اینکه منو و خواهرم اینجا میمونیما😐 به خدا اگر موشه بیادا قیمه قیمه ات میکنم😐😐🐁🐁 ادرین: باشه بابا😐🤣 و رفتم دنبال موشه: موش موشی🤣🤣🐁🐁 موش کوچولو 🐁🐁🤣🤣 بیا بیرووون🤣🤣 موشیییی😐😐🐁🐁🤣🤣 مرینت: قیافش خیلی باحال شده بود🤣🤣 کهههههههههههه [مرسی که خوندی عزیزم❤😻 شخصا این پارت رو دوست نداشتم😐 چیه خو؟😐 نه هیجانی که عاشقا.نه ای هیچی😐😐 لایک یادتون نررره😁😁 کامنت هم بدینا😐 لایک هاتون کم شده 😭 چراااا😭😭مگه بددده😭😭😭 ناظر عزیزم تروخدا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا منتشرش کن 🥺🥺]
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
اجی انگار قسمت آخر قراره دوازدهم بیاد
جرمی تکلیفش با خودش معلوم نیست😐
همونو بگو 😐
جرمی کاری با اینا نداره دیزنی باید پخش کنه
عالی عالی
مرسی گلم😘
عـــــــــالـــــــــی بـــــــــود
مرسی😻
عالییی بود😍
پارت بعد💜
مرسی
سلام داستان واقا قشنگه من تقریبا تمام داستان ها و رمان های میراکل رو خوندم یک سوال داشتم:میشه راهنمایی کنی چجوری داستانم رو بهتر کنم؟ ممنون میشم🙏
مرسی عزیزم لطف داری☺ خب گلم تا اونجایی که من دیدم و میدونم داستان هایی که غیر میراکلسی هستن بیشتر طرفدار دارن مثل داستان خود من داخلش معجزه گر نیست و خب زیاد بنویسی و موضوعش باحال باشه. اسم قشنگی برای داستانت امتخاب کنی که بیننده رو به خودش جذب کنه😉
ممنون
Marinette-and-Adrienne-lovers-too این اولین داستانمه اگه میشه ببین خوبه یاوه یا اگه خوبه چجوری بهترش کنم ممنون میشم🙏
چشم عزیزم. هر موقع وقت کردم میخونم بهتون میگم
ممنون
عالیییییییییی بود:)🤍
مرسی قشنگم😘
اجی پارت بعد رو کی میزاری؟! 🙃🔮
اجی جون❤ دیشب گذاشتم اما منتشر نمیشه نقریبا 2 ساعت پیش دوباره گذاشتم اما منتشر نمیشن😫
اجو پارت بعدت چرا منتشر نمیشههه
اجو گذاشتم. منتشر نمیییشه😭🥺
خیلی دوره زمونه تستچی هم بد داره میشهه ناظر باید سه ماه باشی منم اکم پرید سه هفته اسسس😐🥺
اره😓
آبجی پارت بعد تو نظرات گذاشتم
عالی نبود فوق العاده بود آجو😉
ج چ:دو.من اینو کشیدم میدونم وحشتناکه بقیشونم تجربه کردم ولی این وحشتناکه نمیتونی راه بری انقدر درد داره😧😰😩
مرسی اجوو😻
وااای اااره😓
😍