
ناظرررر منتشرررر😐❤💚💙💜💛💖
Marinet❤: داشتیم تو خیابون باهم راه میرفتیم.. خیلی تو خودم بودم. اصلا نفهمیدم چی شد..! واقعا گیج شدم وقتی ادرین اون حرکت رو زد... و خجالت آورتر اینه که من همراهیش کردم😪 حس میکنم یه احمق تمام عیارم... باید به جای اینکه باهاش همراه بشم میزدم پرتش میکردم با مخ بره تو دیوار😑 پسره خنگ بیشعور.. آدرین: مرینت؟ مرینت؟ / مرینت: هها چیه بله؟ / آدرین: دو ساعته تو خودتی معلوم هست چیکار میکنی؟ / مرینت: ها؟ نه... داشتم به رابطه فیثاغورس فکر میکردم😅 (اره باشه ت خوبی😂) / آدرین: چی چی؟ / مرینت: احمق، رابطه فیثاغورس نشنیدی تاحالا؟ / آدرین: میدونم چیه.. ولی چرا داری اینجا، الان، تو این وضعیت بهش فکر میکنی؟ / مرینت: حوصلم سررفته دارم بهش فکر میکنم جوجه / آدرین: میخوای برات جوک بگم حوصلت سر نره؟ / مرینت: نخیر لازم نکرده / آدرین: موش بانمک چرا تو انقدر سرد و عصبی و بی احساسی؟😐 / مرینت: چون خصوصیات اخلاقیمه... تو چرا انقدر گرم و مهربون و احساساتی هستی؟ / آدرین: منطقی بود... دقیقا نقطه مقابل همیم (همینش خوبه😎😂) / مرینت: اره.. موندم چجوری این مدت باهات کنار اومدم خروسی / آدرین: تو با من کنار اومدی؟ من با تو کنار اومدم بانو / مرینت: حالا هر چی... خیلی رو مخی / آدرین: تو بیشتر / مرینت: نخیر تو / آدرین: خودت / مرینت: اصلا راه نداره خودت.... همونطور که این بحث مسخره رو ادامه میدادیم یهو آدرین بازومو گرفت محکم کشید سمت خودش..
چشامو چند بار باز و بسته کردم... فیگور اومد و با غرور گفت: داشتی با مخ میرفتی تو اون پوستر😎 ،... با تعجب برگشتم پشتم رو نگاه کردم... راست میگه.. از این پوستر هاست که عکس آدم معروفا رو روش میچسبونن.. حس ششمم میگه باید ببینمش.. (از همین پوسترا که روش عکس ادرین هست تو کارتون اصلی... ولی این عکس یکی دیگست🙂) آدرین: کجا؟ بیا بریم / مرینت: وایسا... عکسی که روش بود یه خانم و بودن... خانمه موهایی همرنگ مال من داشت و قیافش هم خیلی شبیه من بود... قد کوتاهی داشت و پشت به پشت اون آقا ایستاده بود... آقاهه هم خیلی هیکلی بود و این چیزا... اینا چرا انقدر آشنا هستن؟ آدرین با بی حوصلگی اومد سمتم و کنارم وایساد: مرینت بیخیال شو بیا ب... ولی با دیدن عکس اون خانم حرفشو خورد.. نگاهی به من کرد.. بعد نگاهی به عکس کرد... چند بار این کارو تکرار کرد و با تعجب به من خیره موند... آدرین: تو.. چقدر.. چقدر شبیه اونی!😳 / مرینت: خودم میدونم.. واسه همینه که تعجب کردم / آدرین: اون خانومو نمیشناسی؟ / مرینت: نه از کجا بشناسم / آدرین: عقل کل اون دوتا یکی از طراح های مد معروف انگلیس هستن... / مرینت: شوخی؟ / آدرین: شوخیم کجا بود... / مرینت: خب من چرا انقدر شبیه اونم / آدرین: اینو نمیدونم / مرینت: اسمشونو نمیدونی؟ / آدرین: نه / مرینت: 😑باید پیداشون کنیم / آدرین: باید آسون باشه... / مرینت: خیلی خب بجنب بیا... دستشو کشیدم و دوون دوون دنبال خودم بردم..!
Adrian💚: نقشمون این بود که از چند نفر بپرسیم پس بنابراین... رفتیم سراغ مردم... یه خانمی رو نگه داشتیم... مرینت: ببخشید خانم... میخواستم بپرسم.. امم.. شما کسی به اسم دوپنچنگ میشناسین؟ / خانم: واقعا میگی؟ دوربین مخفیه دیگه... معلومه که میشناسم همه میشناسن... / مرینت: جدی؟ اونا کجان؟ کین؟ / خانم: خانم سابین دوپن و تام دوپنچنگ طراح مد معروفی هستن که با برند آگراست هم همکاری میکنند.. اصالتا فرانسوی اما تبعه اینجان.. البته خانم دوپن یه رگ چینی دارن..... نزدیک بود جفتمون غش کنیم... یعنی چی من نمیفهمم! آدرین: خانم شما مطمئنید؟ / خانم: بله که مطمئنم مگه من با شما شوخی دارم / مرینت: یعنی این پوستر هایی که تو سراسر شهر پخش شده عکس اوناست؟ / خانم: بله عزیزم / آدرین: بچه ای چیزی دارن؟ / خانم: نه فکر نمیکنم... / مرینت: باشه ممنون خانم.... یه لحظه حس کردم تمام بدنم درد میکنه... پس حق با مرینت بود.. پدر و مادر من همه چیز رو میدونن! خیلی گیج شدم... حالم بد شده بود. و سرم بدجوری گیج میرفت... مرینت: باید آدرسشون رو پیدا کنیم / آدرین: اوهوم.... مطمئن بودم مرینت هم حال خوشی نداشت ولی خب... به رو نمیاره..! مرینت: آدرین حالا خوبه؟ / آدرین: خوبم / مرینت: دروغ نگو بچه... تمام صورتت خیس عرقه / آدرین: خوبم فقط یکم سرم گیج میره... بجنب وقت نداریم...😖🙂 / مرینت: باشه
دستشو گرفتم و آروم شروع کردیم ادامه دادن به راهمون... یعنی من و مرینت... ربطی داریم بهم؟ یعنی پدرم مرینت رو از همون اول میشناخت؟ حتی الانم با هم طرح رد و بدل میکنن؟ پس چرا به من چیزی نگفت... و اگه نمیخواست بفهمیم پس چرا اجازه داد بیایم لندن؟ پس جریان ریچارد چیه؟ اصلا چرا پدر و مادرش ولش کردن؟ زیچارد میخواد انتقام چی رو بگیره؟ انقدر چرا توی مغزم بود که کاملا گیج شده بودم😣 سر حل مسائل ریاضی انقدر به مغزم فشار نمیومد که الان اومد... حس میکنم تب هم کرده بودم... آخه خیلی داغم... مرینت: آدرین اصلا هیچ معلومه کجا میریم؟ خب بزار از یه نفر بپرسیم... / آدرین: بباشه.. ب.. بپرس / مرینت: لازم نکرده الان درستش میکنم... موبایلشو در آورد و شروع کرد زنگ زدن به یه نفر... &مرینت: الو؟ / مکس: الو؟ مرینت؟ سلام! چه عجب یادی از ما کردی / مرینت: گوش کن مکس وقت ندارم... دوتا اسم بهت میدم میخوام سه سوته تمام جد و ابادشونو برام دربیاری / مکس: حله آبجی.. فقط بگو کین؟ / مرینت: دوپنچنگ / مکس: اسم کوچیک؟ / مرینت: تام دوپنچنگ، سابین دوپن.. / مکس: ۳ سوته پیدا میکنم... / مرینت: منتظرم... نزدیک ۵ دقیقه پشت خط موندم و بعد احساس کردم دوباره اومد رو خط... مکس: الو صدامو میشنوی؟ / مرینت: دارم گوش میدم... / مکس: خانم و آقای دوپنچنگ طراح مد معروف اهل انگلستان هستن... تام فرانسوی و سابین یه رگ چینی داره... اونا با شرکت اگراست نبادلاتی داشتن. و قبلا خانوادگی دوست بودن اما الان رابطه زیادی ندارن... بعضی شایعات راجبشون میگه....
بعضی شایعات راجبشون میگه قبلا یه دختر داشتن که بعد از مدتی ناپدید میشه و هیچ سراغی هم ازش نمیگیرن... در حال حاضر تبعه لندن هستن اما با کل دنیا مبادله میکنن.. آدرسشونم میتونم برات در بیارم... / مرینت: آره دربیار آدرس مهمه.. / مکس: فلان فلان / مرینت: میتونی لوکیشن برام بفرستی؟ / مکس: الان... فرستادم! ولی خیلی عجیبه مری فامیلیشون با تو یکیه.. اینا کین؟ / مرینت: هنوز نمیدونم... ولی میفهمم... خب دیگه ممنون.. کاری نداری؟ / مکس: نه.. مراقب خودت باش خداحافظ& آدرین: مکس بود؟ / مرینت: آدرین... آدرس رو پیدا کردم... باید.. باید پیداشون کنیم! / آدرین: باشه... ولی پیاده نمیتونم... حالم خوب نیست / مرینت: باشه... چرا حالت خوب نیست؟ / آدرین: نمیدونم..... مرینت دستشو روی پیشونیم گذاشت: تب کردی.. اه.. دکتر گفته بود هواتو داشته باشما... متاسفم😔 / آدرین: نه چیزی نیست خوبم.. نگران نباش... / مرینت: نگرانم... بچه داری تو تب میسوزی میفهمی یعنی چی؟ / آدرین: ای بابا بیخیال من پلیسما خیر سرم... هیچیم نمیشه / مرینت: خیلی خب.... فوری یه تاکسی گرفتیم... آدرسی که مکس برای مرینت فرستاده بود نشونش دادیم... راننده تاکسی: میبرمتون... / آدرین: هرچی سریعتر برید بهتره... / راننده تاکسی: چشم.... ماشین شروع کرد به حرکت... نه من، نه مرینت، هیچکدوم آروم و قرار نداشتیم...

دستم که از شدت تب داغ شده بود روی دستش گذاشتم و با لبخند گفتم: درست میشه🙂 لبخند زد... اما از روی ادب.. بعد حدود ۴۵ دقیقه رسیدیم.... & یه جای... امم... یه آپارتمان بود... میشد داخل رو راحت دید... دیوار هاش با اجر قرمز پر شده بودن... خیلی امم.. چجوری بگم.. عجیب بود... البته برای یه طراح مد... (بچه ها عکس اسلاید شبه اما اینجا روزه ها) آدرین: خب رسیدیم... در بزن / مرینت: نه خودت در بزن / آدرین: برا چی من؟ / مرینت: خیر سرت اینجایی که مراقبم باشی مگه نه؟😑 / آدرین: نه نیستم😁 / مرینت: پس.. من در میزنم ت حرف بزن (مگه دفتر مدیره😂) / آدرین: چی بگم؟؟؟ / مرینت: اون دیگه ربطی ب من نداره / آدرین: خیلی خب جهنم و ضرر... در بزن یه چیزی میشه دیگه... مرینت دست هاش سست شده بودن... با زخمت و سختی دستش رو روی زنگ در گذاشت و خیلی آروم فشار داد... و خودشو کشید عقب... یه مدت وایسادیم... کسی جواب نداد... دوباره زنگ زد... بازم کسی جواب نداد... آدرین: فکر کنم خونه نیستن... / مرینت: شانس گند ماست... / آدرین: عیب نداره میریم فردا میایم... یا چند ساعت دیگه میایم... / مرینت: هیچی تو بگی.... برگشتیم که بریم.. تقریبا خیابون رو رد کردی بودیم که یهو کسی در رو باز کرد و صدا کرد.. سابین: کی بوود؟... مرینت لرزید... احساس کردم جرعت نکرد برگرده پشت رو نگاه کنه... آروم سرشو برگردوند.. وقتی کاملا صورت اون خانم رو دید.. دستشو روی سرش گذاشت و یهو شل شد و افتاد زمین... غش کرد.. آدرین: مرینتتت مریننتتت...😧 نشستم رو زمین، تو بغلم گرفتمش و تکون تکونش دادم... اون خانم هم دوید سمتمون....!
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالیییی
چالش : عکس پروفت گوگولی کیوت و خوشگل بید👌🏻
حالا دیگه به حرف من گوش نمیدی ؟
نه نه گذاشتم صف بررسی😁
اوهوم😉
بعدیرو نزاری.... 😐
نه نه خیالت راحت راحت امکان ندارع بزارم😐💔😂
عالی👌😐💕
مرسی😊
😘
خیلی قشنگ بود😍🥺
پارت بعددد پلیززز
مرسی 🤗
چشم💜
عالییی بود
پارت بعددد
ج چ: خیلی کیوته
مرسی😇
چشم😅
وای ممنون😃💟
عالی بود ❤❤
جچ : خلی کیوته 🥺
مرسی😇
تنکس😍
۴۱ تا لایک😱
۲۰۱بار بازدید🥶
بزار بعدیووووو
شنبه😐
آخ لعنت بشی مرضیهههههه
ممنون😐😂
😁😂
بلاخره حرف نازی را گوش دادی😂😅
آره دیگه😂
بزار پارت بعدی رو وگرنه میام در خونتون
عالی آجو
بزار پارت بعد رو
چ.ج:خیلی نانازی خیلی گوگولیه
مرسی😊
چشم😂
ممنون💜
همین الان بزار من درسمو گذاشتم برای رمان تو
اخه خدمم درس دارم اجی
کنکورمو گذاشتم واسه یه رمان😐🙁😁💔
وای وای😂😂😐 برو درستو بخون میوفتیاا😂😐
نمیوفتم😐😁