سلام ببخشید دیر شد. من حالم خیلی بده واسه همین نمیتونم زود زود بیام🥺
برش زمانی به اولین مرحله1] داخل سالن منتظر پسرا به زمین خبره شده بودم.اولین مرحله رسوایی برای اون ع*وضی بود.با صدای قدم های پسرا به خودم اومدم و نگاهشون کردم. واقعا خیلی خوشتیپ شده بودن. البته ناگفته نماند واقعا خوشتیپن.+بلاخره اومدید.داره دیر میشه.=خیلی خب بابا حالا توهم هی دیر میشه هی دیر میشه نکن.×بسه دعوا نکنید بریم.ممکنه به مهمونی دیر برسیم. به مهمونی رسیدیم (استایل ا.ت)
بعد از چند دقیقه خسته کننده تو مهمونی فیلم رسوایی مین هو (خواننده های عزیز این شما و این شخصیت منفی لی...مین....هوووو) با پسرا به سمت سکو حرکت کردیم.پچ پچ های مهمونا رو به راحتی میشد شنید. مین هو؛ب..بلک ولف....م.مملکه.+هه.چرا به تته پته افتادی.نکنه ترسیدی بقیه چیزام لو بره... نزدیک گوشش رفتم.+مثلا کشتن خانوادم به خاطر پول و گردنبند. همم....سر جام برگشتم و دستمو مثل یه تفنگ در آوردم به سمتش شلیک کردم. (استایل کوک )
لایک و کامنت هرگز فراموش نکنید 🥰 بازم هست😌ادامه دارد....
+اها راستی از بچه هات چه خبر.حالشون باید خوب باشه نه.امیدوارم وقتی رفتی خونه.لیسا و جیمین خونه باشن....بای بای .مین هو:تتتو اسم بچه های منو از کجا میدونی...صبر کن ببنم ت..تو بچه ی کیم...همونی که صاحب گردنبند مرگه نه..... گردنبند مرگ.منظورش چیه ؟پس واسه همین مامان بابا میگفتن درش نیارم.ولی چرا؟چرا من باید صاحب گردنبند باشم.؟؟؟
چرا اسم این گردنبند. گردنبند مرگه؟؟بازم سوال هایی که انبوه شده بودند زیاد تر شدن.تو ماشین بعد از حرف خیلی تعجب کردن و هل کرده بنظر میومدن.انگار از قبل میدونستن. ولی چرا به من هیچی نگفتن.اونا خوب میدونستن سر این گردنبند چقدر سوال ناتموم دارم چرا؟؟ (استایل چانیول)
فالویی بفالو