خب خب خب تستچی جان جان مادرت منتشر کن جانم فدای رهبر
چند روز گذشته. خواهرم مینوسو و برادرم اشی مردن. توی یه تصادف. منم چند روزه روی تخت بیمارستانم. حیف شد. امروز کنسرت بی تی اس بود. چرا ما رفتیم به گنگ نام، اگر نمیرفتیم من داشتم الان ارمی بمب میخریدم
ساعت ۵ بود. ساعت ۹ کنسرت بی تی اس بود. حیف شد. خیلی بد شد. پرستار:خانم کیم. من(ا/ت:بله بفرمایید پرستار:چند نفر میخوان شما رو ببینن میشه بیان داخل من:باشه چی چی میبینم ار ام جیمین تهیونگ تهیونگ:سلام ارمی ار ام:سلام جیمین:سلام من:چی میبینم. شماها چ چ چرا اومدید اینجا. من دارم چی میبینم. شماها اعضا بی تی اسین
تهیونگ: بیگ هیت بهمون گفت یه بلیط لغو شده داریم نمیدونم هیونگ نامجون چیکار کرد ادرست رو پیدا کردیم و اومدیم جیمین: متاسفم که نمیتونی بیای کنسرتمون. راستی بخاطر مرگ اعضا خانوادت.. ار ام: جیمین هیچی نگو من: من خودم باورم نمیشه شماها اینجایین. نامجون: راستی . بایست کیه؟؟ تهیونگ :بگو که منم جیمین:بگو که جینه من: امممم . میشه نگم. ار ام:بگو دیگهه من: کای تهیونگ: کای.. اون بچه پس کوچه رو میگی؟
جیمین: تهیونگ اون مارو پیچوند نفهمیدی تهیونگ: حالا باشه. از ما چی میخوای؟ من:یه سوال نامجون:بله من: شماها سینگلین دیگه. اخه این چند روزه میگن تهیونگ داره با لیسا قرار میزاه جونگ کوک هم با ایو جیمین هم با جیسو نامجون: درباره من چیزی نگفتن؟ من:چیرا گفتن. تو داری با جنی ق ار میزاری تهیونگ: خداوکیلی کی این حرفو گفته. من یه سینگل سینگلم. به جون بابامقسم. جیمین:منم. فکر کنم چون اون دفعه به جیسو نگاه کردم مردم برداشت بد کردن نامجون: ای خاک بر سرت. من اصن به جنی چیکار دارم. لیدر بودن به اندازه کافی سخت هست
خب خب ارمیای تهیونگ لاور اینم از پارت اول. پارت دوم رو فردا براتون میزارم. جانم فدای رهبر تستچی منتشر کن
احتمالا این داستان ۱۰ پارت دارههه😍😍😍😍😍
خیلی قشنگ بود