

ببخشید قبل شروع داستان خواستم یه تبلیغی کنم که اگر لطف کنیدبخونیدممنون میشم.فصل مدارس هستش و خب بیشتر برای تحقیق ها پی دی اف می خوایم❤و اکثرا معلما میخوان نوشته باشه و بشه کپی کرد،حالا خیلی از دوستان هم که نمیتونن پی دی اف اینطوری درست کنن گفتم اطلاع بدم که جهت خواستن پی دی اف فقط جهت خواستن پی دی اف اعلام کنید تا شمارم رو کامنت کنم براتون و نوشته هارو بدید تا پی دی اف کنمش حالا با هر فونت و رنگ و طرح و عکسی😍❤😘

خب خلاصه تام گیر داده بود به دن دن:بابا حالا یه بازی بوده دیگه😑🙄تام:عع نه بابا😏چطور اسم فامیلو بهم میزنی باید چیزی که قول دادی بدی😂دونا:ولش کنید بابا دن نگاهش خورد به دونا و انعکاس چشم های او خورد به صورت دن و دن اونو دید یعنی در واقعا نور مرئی باعث این اتفاق میشه(نویسنده دیشب سامری علوم داشته شما توجه نکنید😂)خلاصه دن رو به دونا:بله😍😂تام:وقت عشق بازی نیست.کلی:حرف حق رو همیشه تام میزنه.😎تام:قربانت🤣آستوریا:اه بابا بسه هاناوپلو نداریم اصلا😤آنجلا:بابا اینا نمیفهمن بیا بریم آستوریا🙄ناگهان صدای جیغی بلند شد همه دویدند سمت جیغ سارا و کورالین و کاترنیا یه طرف و رز و دیانا و هانا یه طرف بودن دراکو هم وسط بود.

دست دارکو تو دست دیانا بود و کاترنیا هم روبه روی او بود😂مانترا از اونور اومد:هی اینجا چه خبره😳دن:سوال ماهم همینه😐کاترینا:ساکت شو!دن رو هل داد سپس گفت:تقصیر توعع😤همش تقصیر توعع.دن:چی من چرا؟سارا:هانا پلو دادی این؟دن:بابا خیلی گیر داد منم یه چی قاطی کردم دادم بهش یه آب با آب ناب و شکر و آب میوه و اینارو قاطی کردم با یکم شکلات همین!😏دیانا:دن یکم دیگه فکر کن.دن:به مرلین همین بود و یک معجون کل روش نوشته بود غیر قابل کنترل و روانی کننده...😳کاترینا:هه عالی شد😤دراکو:چی عالی شد🤩🤣منم بیام؟سارا:کجا بیای؟دراکو:تو دهن تو🤣سارا خواست دراکو رو بزنه که کورالین گفت:سارا آروم باش😑رز:دراکو چطوری؟دراکو:مثل پلو تو دوری🤣سپس خندید.مانترا:اوه ببین چی شد😐

دراکو رو بردن پیش مادام پامفری و اومدن بیرون.اتفاقات تو کتاب افتاد و رسیدیم به نجات سنگ جادو.همه باهم رفتن.قرار شد دوتا دوتا گروه بشن.سارا و کورالین یک مانترا و دونا دو دیانا و هانا سه تام و کلی چهار دن و کاترینا پنج آستوریا آنجلا شش چوری هرماینی هفت و خود هری و رون هشت نفری پاشدن رفتن🤣مرحله اول مبارزه با سگ بود.کورالین:من میتونم یه ساز اینجا بزارم یه گیتار که بنوازه گیتار نوازید ولی اونطور که باید نه یدفعه گفت:اِوری بادی دِنس نو دوپس دوپس دوپس دوپس همه گوشاشونو گرفتن سارا گفت:بسپارش به من و جادویی کرد گیتار زد:لای لالایی گل نینی سارا:برید عجله کنید.خواننده گل نی نی داشت میخوند چشاشو باز کرد دید سگ سه سر جلوشه خودشو غیب کرد😂سگ بیدار شد.سارا و کورالین مونده بودن سارا داد زد:مواضب باش کورالین!کورالینو هل داد و سگ ضربه ای بهش زد و افتاد کورالین به سختی از چاه اومد بالا و پیش سارا نشست و گریه کرد چاه بسته شد و کورالین موند و سگا.هرماینی:توجه نداشته باشید کورالین قوی تر از این حرفاست🙂بریم.هری:هعی.خب این مرحله کلید بود و نوبت دیانا و هانا بود.هانا:من میرم کلید رو بیارم سوار جارو شد کلید رو آورد دیانا درو باز کرد همه رفتن و دیانا موند تا هانا خواست بیاد درو باد زد بسته دش خلاصه کلیدا بدو هانا و دیانا بدو🤣کلید ها:ما هانا پلو میخوایم🤣شوخی بود این البته.دن:نه!هری:میتونن بیان بیرون.مرحله شطرنجا رسید و مانترا و دونا موندن.دونا به هرکی نقش داد مانترا هم هدایت میکرد😂خلاصه مساوی شدن قرار بر این شد دو نفر بمونن تا در شطرنج بازی کنن مانترا:من و دونا میمونیم.🙂ولی تا بچه ها رفتن همجا آتش شد و مانترا موندودونا وسط آتیشا در بسته شد و مانترا و دونا موندن و آتش ها دن:هری باید...هری:مانترا رو میشناسم میتونه از پس آتیش بر بیاد دونا هم شجاع تر از این حرفاست.در مرحله بعد قرار بود سمی بخورندو فقط باید یک نفر فدا کاری میکرد.کلی:تام امکان نداره بزارم تنها اینو بخوری.باید نصفش کنیم.یکمش من یکمش تو هرو خوردن ناگهان هردو بیهوش افتادن.هرماینی:نه!کلی!هری:میتونن اونا خیلی زرنگن بیاید بریم.ایندفعه نوبت آستوریا و آنجلا بود😎چند جادوگر رباطی بودن که باید با اون ها مبارزه میکردند در پایان مسابقه قرار شد دو قریانی به جادوگرا ببخشند.وقتی باختن استوریا گفت:من و انجلا میمونیم شما برید.رون:نمیشه!هری:من به شما دو نفر ایمان دارم.باید بریم.نوبت دن و کاترینا بود دریاچه ای اونجا بود که باید درآن با مردم دریای میجنگیدن🤩مبارزه کنن کاترینا رو گروگان گرفتن دن از آب اومد بیرون:شما برید من باید کاترنیا رو نجات بدم😟و رفت تو آب هری:مطمئنم میتونید🙂مرحله بعد سانتور ها بودن حمله کردن ولی هرماینی ورد استپ زد.چه میدانست در آنجا اثری ندارد؟سانتورا عصبی شدن به سمت چوری و هرماینی حمله کردن چوری داد زد:ما میتونیم باهاشون بجنگیم بریییییید.هری و رون دویدن رون:بیا بریم نجاتشون....هری:بعد سنگ.خلاصه اتفاقات تو کتاب افتاد همه آسیب دیدگیشون خوب شد.🤩بریم سال دوم🤣
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
رون: هرمیون مرد...کاترینا مرد......😟
هری: اشکال نداره یه کاریش میکنن🙂
🤣👌🏻😂
عالییییییییییییییییییییییییییییی 🖤🖤🖤🖤🖤
مانترا پارت بعد ؟👀
آره میشه پارت 9 رو بذاری😊😘😘
به مرلین گذاشتم تو بررسی
آها دستت دردنکنه😘😘😍😘😍😘😘
جدی؟ وایسا ببینم برام اومده
راستی من یه چیزی راجب شخصیتم گفتم کامنتای پایینه بی زحمت یه نگا بنداز یچیزی راجب شخصیتم گفتم(همونجایی که گفتی ((تام جان برای شماهم برنامه دارم🤣😁))اونجا رو بی زحمت نگا کن😊😘😘😘😘
چشم عزیزکم
مرسییی عزیزمم😍😍
مانتراااا
پارت بعدو میزاری؟ 🥺🥺🥺🥺
حتما میزارم😘
پیلیز سریع بزار
بچه ها شب نوشته میشه انشالله
صلواتتتتتت
بریم برای سال دوم (وی در پوست خود نمیگنجد که سال دوم زود تمام شه و تشریف ببریم سال سوم و قضیه سیریوس اهل محله و برو بچ با هم ببینن چه میکنن 😂😂
یسس مرسییی
😀😀😀😀😀😀😀😆😆😆😆😆
منتظرمممممممممم
راستی سال سوم منو اگه تونستی به عنوان جستجوگر یا دروازه بان ببر تو تیم کوییدیچ اسلیترین😊❤
چشم
مرسیییی❤❤❤
هووو مرسییی💃🏻💃🏻😂😂
مانترا کی منو میاری ؟🥺
خدا مرگم یادم ربت شخصیتت اسمش چی بود
فک کنم زیر پارت ۵ میخوای اگر سختته به خواطر کامنتای زیاد پیداش کنی زیر همینجا بدم
به هر حال میدم کارت راحت باشه😂
اسم: ملیسا
فامیل: هادسون
گروه: گیریفیندور
دوستام: نویل و لونا
دشمن:دراکو😐(در حد کل کل)
شیپ و گفتم هری ولی دختری که هری دوسش داره(کرم درونم فعال شده اجی جرم نده😂) گفت با منه گفتم خوب بکنش رقیب عش.قی گفت مانترا نویسندس به تو بگم (ولی اجی جان ذکر کرد اخرش باید حتما هری به خدش برسه هری رو به کسی نمیده 😐😂)
شخصیت ایشون اینه گفتم اگه خواستی داستانو بنویسی داشته باشی😊😘
خیلییییییی متشکرم
خدا نکنه پیش میاد دیگه 😂💕
ممنون که دادییی من دیر اومدم تستچی 😂❤❤❤❤
خواهش میکنممم😘😘😘
ممنون که دادییی من دیر اومدم تستچی 😂❤❤❤❤
خواهش میکنم😊❤❤❤❤❤
چرا اینقد زود زود میزاریییی
من عذاب وجدان میگیرم خب
واه چرا🤣
چون من زود نمیزارم
دن میگه نه🤣
آره توروخدا دیر نذار😢😢
او مای گاد
داستانت خود خود هری پاتره
لع.ن.ت.ی زدی رو دست رولینگ 😂😘😍😍
آره اگه با رولینگ همکاری میکردی هری پاتر معروف تر میشد👌😍
لطف داری عزیزم😘😂
نه بابا هری پاتر کجا این کجا🤣
هرودتتون لطف دارید🤩😘
😘😘😘😘😘😘😘😘
😂😍
👌👌
چالش : از ۱۰ امتیازم ۲۲😂💚
🤣
پیش به سوی سال دوممم😂🏃🏻♀️
بریممممم