
سلام دوستان عزیزم😍 اینم پارت 20 😁 این پارت پایان فصل اول هست😊 مرسی که تا پایان فصل اول از من حمایت کردید 😚 بابت کامنت های پارت قبل هم ممنونم ☺ بابت تاخیر این پارت عذر میخوام🙂
ادرین: خدااااااا کمکممممم کنننننن اییییی دلممممم واییییی دلمممم🤒🤒😭😫😫 به خدا مسموم شدمممم 🤢🤢🤒🤒 اریان: گفتم نخور مسموم میشی🙄😐👌🏻 ادرین: به جای این کارا بهم کمک بکنننن واییییی انگار توی د.ل.م دارن لباس میشورن[🤣🤣🤣🤣🤣] اریان: لباسسس🤣🤣🤣😐😐😐 ادرین: واییی دلممممم و دویدم توی د.س.ت.ش.و.یی معلوم نیست توی چایی چی ریخته به خداااا وایییی زهر بودددد من ق.ل.ط بکنم با اون ا.ز.د.و.ا.ج کنم😑 مرینت: دلم پر بود ااه این چه تقدیری هست ؟ اخه چرا؟ که.......فیلیکس: ماریتا؟ خوبی؟ مرینت : اِ فیلیکس ؟ ام خوبم تو چطوری فیلیکس :صورتت اینو نمیگه که مرینت: گفتم خوبم فیلیکس: باشه ناراحت نشو میرا: سلام ماریتا جون مرینت: سلام میرا تو....اینجا چیکار میکنی ؟ میرا: نکنه نارحت شدی که اومدم ! مرینت: نه اتفاقا خوشحال شدم فقط خیلی جا خوردم! میرا: خب ولش کن بیا بریم دخترونه حرف بزنیم مرینت: باشه فیلیکس: ماریتا دختر مناسبی بود باید سعی کنم باهاش ا.ز.د.و.اج کنم هاها😈👿 [د.ر.د😐😑]
مرینت: خب میرا ؟ چی میخوری؟ میرا: اممم من قهوه میخورم 😁 مرینت: باشه صبر کن الان میام ☺ میرا: تا ماریتا رفت رفتم پیش فیلیکس و گفتم: ماریتا دختر خیلی خوبیه به خاطر من سعی کن باهاش ا.ز.د.و.ا.ج کنی🥺 فیلیکس: نگران نباش ع.ز.ی.ز.م حتما این اتفاق میوفته. 😈 مرینت: رفتم بیرون دیدم میرا نیست ای بابا این دختره کجا قیبش زد ؟ رفتم هر جا بود دنبالش گشتم که دیدم.......... اون توی ب.غ.ل فیلیکس هست این دختره مگه دختر خاله فیلیکس نیست ؟ خب طبیعیه گفتم میرا؟ میرا: تا ماریتا صدام زد سر جام خشک شدم و سریع روبهروش وایسادم و گفتم اِ تو اوندی ؟ خیلی ممنون و لیوان قهوه رو از دستش گرفتم.😁😐 وای خدا به خیر گذشت خوب شد زود تر نیومد وگرنه بدبخت میشدم مرینت: مشکوک میزدن تا اومدم عجیب شدن اما ولش کن مهم نیست گفتم بیا بریم قرار بود صحبت کنیم میرا: با لکنت گفتم باشه😓 ادرین: فیلیکس و میرا اومده بودن خونمون الان وقت مناسبی بود که گوشیش رو کش برم به اریان گفتم : هی پسر! بیا ببین کی اینجاس اریان: کی ؟ ........ اِِِِ این کله موزی اینجا چی میخواد ؟ ادرین:😑😐 منم کله موزی ام ؟ اتفاقا خودتم کله موزی هستی اریان: باشه بابا حالا من یه چیزی گفتم خب ؟ نقشه چیه؟ ادرین: ببین تو برو سرش رو گرم کن تا من گوشیش رو کش برم بعد اگر چیزی بود به گوشی خودم و تو ارسال میکنم باشه ؟ اگر نبود میریم سراغ گوشی میرا اریان: باشه حله
ادرین: رفتیم پایین و با فیلیکس سلام و احوال پرسی کردیم سعی کردم ضایغ بازی در نیارم اگر گند میزدم به باد ف.نا میرفتیم اریان : رفتم یواشکی با شماره ناشناس به گوشی فیلیکس زنگ زدم صدام رو تغییر دادم و گفتم: سلام فیلیکس: سلام.شما ؟ اریان: سلام من......اممممم اها یکی از کارمند های شرکت هستم فیلیکس: خب ؟ اریان: میخواستم باهاتون یه صحبت کوچیکی داشته باشم 😅 فیلیکس: با من؟ اریان: خب مگه شما رئیس نیستید ؟ فیلیکس: اممممم بله بله هستم که یکدفعهههههههه ادرین: میخواستم کاری کنم فیلیکس گوشیش رو بزاره روی میز و بره برای همین این خطر رو به جون خریدم و چا.قو رو برداشتم و کشیدم روی دستم که دادم رو هوا رفت اریان فهمید خودش باید این کار رو بکنه برای همین: اههههه دستممممم 😖😟 داشت ازش خ.و.ن میومد نمیدونم چرا همچین کار مسخره ای کردم پاک عقلم رو از دست دادم اخخخخخخ خیلی درد میکرد خداکنه رگم رو نزده باشم مرینت: ادرین ادرین😓 جی شد ؟ این این خ.و.ن دیگه چیه ؟ چیکار کردی ؟ ها؟ ادرین: چیزی نیست فقط یه خراش کوچیکه اخخخخخخ مرینت: تو به این میگی خراش ؟ این خراشه ؟ بیا اینجا بشین ببینم فیلیکس: از ترس گوشیم رو گذاشتم روی میز و رفتم دیدم ادرین دستش رو بریده حتما برای جلب کردن توجه ماریتا این کار رو کرده اما از صورتش معلوم بود درد داره منم برای اینکه زیاد تابلو بازی نشه و بهم شک نکنن رفتم پیشش و گفتم وای داداش چی شد ؟ چرا دستت رو بریدی ؟ ادرین: ای دغل باز. باز داره نقش بازی میکنه نمیدونم اریان کار رو انجام داده یا نه.
اریان : ادرین به خاطر من این کار رو کرد پس منم باید یه مدرک خوب جور کنم رفتم و گوشی فیلیکس رو برداشتم اههههه از شانس بد من رمز داشت حالا چیکار کنم رمزشم عددی بود هر چی میزدم باز نمیشد اهههه😤 اخه چرااااا که تاریخ تولدش رو زدم واییییی بازززز شددددد😍🥳🤯 سریع توی گوشیش رو گشتم کههههههه چند تا عگس با میرا رو پیدا کردم 🤯 سریع به شماره ه۰خودم ارسالشون کردم گشتم توی مخاطباش بیشتر به میرا زنگ زده بود🤯 پیاماشم همش با میرا بود 🤯 اخه این دختر مگه دختر خالش نیست ؟ چرا اینقدر باهاش صمیمی هست 🤯 یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست همه رو برای خودم فرستادم و سریع توی گوشی خودش پاک کردم و گذاشتم سر جاش که یکدفعههههههههههههههههههه فیلیکس: داری چیکار میکنی ؟😐🤨 اریان: وای یا ابلفضل یا قمر بنی هاشم🤯🤯 واییییی قلبممممم دشتم میمردم دیگه کارم تمومه منو دید به فنا رفتم الان دخلو میاره نا.بود میشم خدایا خودمو به تو سپردم و خودم و انداختم زمین یعنی قش کردم😑 اخه این چه کاریه پسره احمق😐😑 فیلیکس: اریان؟ خوبی؟ اریان: عکس العملی نشون ندادم ادرین: هی اریان چته ؟ 😐🤔 مرینت: ای بابا تو بیا اینور هنوز پامسمانت مونده ادرین: اما داداشم مرینت: گفتم بیاااا و شروع کردم به پانسمان کردن گفتم: اخه پسر تو که بلد نیستی با چا.قو کار کنی چرا دستت میگیری اگه اتفاق دیگه ای برات میوفتاد من چیکار میکردم ؟ ادرین: چی ؟ 😀 چرا؟ 😀😃 تو.......تو چرا نگران من شدی ؟ 🤨😀 مرینت : فهمیدم چه گندی بالا اوردم گفتم : اممممم خب راستش اره خب اگه اتفاقی میوفتاد میگفتن چرا من مواظبت نبودم ادرین: مگه من بچه ام ؟😑 مرینت: ای بابا تقصیر منه نشستم برای تو ز۰حمت میکشم ادرین:وایسا ماریتا مرینت: دستم رو ول کن ادرین: خیلی خب باشه ببین ممنونم اما تو یه دلیل منطقی بیار که من ازت دور شم لطفا..... مرینت: دوستت ندارم فهمیدی ؟ ای بابا دست از سرم بردار برو دنبال زندگیت منم میخوام ازاد باشم مرینت: اینا روکه میگفتم از درون نا.بود میشدم میتونستم نا امیدی رو توی چشماش ببینم خیلی ناراحتش کردم اما مجبورم ادرین مجبورم منو ببخش ادرین: بغض کردم دلم میخواست گریه کنم اما غرورم اجازه نمیداد گفتم: باشه اما میدونستم دروغ میگه و رفتم ........ اریان پاشو ای بابا زنگ بزنین دکتر اریان: تا گفت زنگ بزنین دکتر فشارم داشت بالا پایین میشد یا خداااا اگر دکتر بیاد بگه چیزیش نیست چی ؟ بدیخت میشم ادرین به خدا میکشمتتت😠😬 که یکدفعههههههههههه [ عشقای من حتما این پارت رو لایک کنید و واسم کامنت بزارید ☺ حتما برید نتیجه کارتون دارم چالش هم داریم 😁]
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
جچ:معنی اسم من میشه دخترخورشیدوهمچنان اسم دخترپادشاه یونان هم بوده اسم خوده پادشاه هلیوس بوده اسم من هم شبیهش هست. حالا حدس بزن بعدبروپایین ببین درست نوشتی یانه😄
اسم من هل
متاسفانه نتونستم😐💜
بد نبود
خوب نبود
عالی هم نبود
بلکه زیباترین و باحال ترین و فواقعلاده ترین داستان تستچی بود
مرسییییی عزیزمممم😘
💜💛🌹
عالییی بود
مرسییی
فقط 1 لایک مونده 🥳 به 20 لایک برسه شروع به نوشتنش میکنم ☺
۲۰ تا شد🤩🤩🤩 بلاخره خدایا شکرت که نویسنده ما همچین طرفدارای خوب و دوست ها و آجیای خوبی داره🤩😍😆
پااااااااااااااارت ببببببببببببببببببعد
عالیییییییییییییییییی ببببببببببببببببود من که خیلی خندیدم
داستانت عالللللللللی هست
بیصبرانه منتظر فصل 2 هستم
پارت 21 رو کی میزاری؟
مرسیییی خوشگلم
ممنونم عزیزم
به زودی پارت 21 رو قرار میدم هنوز شروع به نوشتنش نکردم هر موقع کامل نوشتم براتون میزارم اما به احتمال زیاد میشه امروز ☺
عالییییییییی بودددددد فدات شممم
یکی از قشنگترین داستان هایی که تاحالا خوندم
بیصبرانه منتظر فصل دومم😍😍😍👌🏼👌🏼👌🏼
مرسییییی اجی خوشگلم قربونت برم عزیزم😍😍😊
نظر لطفت هست 😚☺
حتما عزیزم ممنونم🍭😘
عاجی پروفت عکس کیه؟
یه شخصیت فیلم شینمایی
سلام میشه اجی شیم لیام ۱۰ ساله
سلام عزیزم. البته خوشگلم نیایش هستم ۱۲ سالمه
حرف نداشت فصل اول هر قسمت که می گذشت بهتر می شد مطمئنم فصل بعد بهتر از این فصل خواهد بود👌🏼❤😁
نمیدونم چرا انقد شاعرانه گفتم😐
مرسی عزیزم لطف داری مرسب که به من روحیه میدی 😍😍😘😘