خب دوستان این هم از پارت پنجم امیدوارم خوشتون بیاد.
دیپر:مادرررررر ،، پدددررررر ،، میبللللل کجاییننن ؟؟ ای بابا یهو چه اتفاقی افتاد چرا من روی هوا معلق هستم،همچی قرمزه و الان میتونم پرواز کنم ؟؟ دقیقا اینجا چه اتفاقی افتاده ؟؟ اهاییییی !! کسی اینجا نیست ؟؟ یکی کمک کنه.میبل،میبل دیدمت روی اون تخته سنگ روی هوا هستی الان میام (دیپر روی تخته سنگ میرود و میبل رو بقل میکنه) بیبل:اخ من کجام ؟؟ دیپررر اییی گمشو سمج دیپر:جااان ؟؟ بیبل:هموز نفهمیدی ؟؟ (بیپر از بدن میبل بیرون آمد) دیپر:چ،، چ چی !! ای نامرد چرا رفتی توی بدن خواهرم و چرا الان واسه خودت جسم داری 😡 بیپر:بچه جون تو هنوز یه چیز رو نفهمیدی مکان و زمان دارن میجنگن برای همین مکان ها قرمز و معلق شدند و زمان بی معنی هست یعنی الان %50 مردم کل دنیا و کهکشان ها ایست شدند و زمان براشون کاری نمیکنه برای همین این اتفاقات عجیب باعث چیز های عجیبی مثل این که من واسه خودم جسم دارم شده.دیپر:افرین پروفسور بیپر اما من جلوتو میگیرم تو خیلی خطرناکی !! بیپر:ههههه دنیا همینجوریش هم نابود شده.ببین دیپر بهت یه فرصت میدم که میبل و خانوادت رو بردای و یه جا قایم شین.دیپر:مثلا الان چه غلطی میخوای بکنی 😡 بیپر:چون میخوام برادر های خیالی خودم رو بسازم. با ویپر و کیپر آشنا شو ! دیپر:وادِ فاز ؟؟ کیپر:سلام 😡 ویپر:سلام 😭 بیپر:چطورین برادر های عصبی و احساسی من آماده هستید سه نفری حاکم بشریت بشیم 😏 ویپر و کیپر:بله دیپر:هه شما و حاکم بشریت پوففف برو بابا 😏 بیپر:خب کاری نداره بین جنگ زمان و مکان یواشکی میریم سراغ ملکه تاماندا و نی نی زمان و یه فرصت خوب اونارو از بین میبریم و کیپر میشه حاکم زمان و ویپر میشه حاکم مکان دیپر:پس خودت ؟؟ بیپر:من هم... (دور دیپر زنجیر بسته شد) بیپر:وارد بدنت میشم چون توی جسم انسان قوی ترم تا جسم خودم دیپر:نههههه
از زبان میبل:واقعا مسخره بود لیزر،تفنگ،شمشیر،شیر فضایی و بهمان و فلان بهمان همه داشتند عین چی همدیگرو میکشتن و پاره پوره میکردن 😑 اما یهو یه چیزی مثل آهنربا پولیور من رو به سمت خودش کشوند ،، اهمیت ندادم ،، اما اون کل بدنم رو گرفت و به سرعت منو به سمت خودش کشوند ،، با خودم میگفتم:چخبر شده !! یهو همچی سفید شد.... چشمامو باز کردم دیدم توی جسم خودم بودم حتما بیپر از بدنم بیرون اومده بود.بیشتر دقت کردم دیدم بیپر همراه با دو تا یارو مثل خودش اما متفاوت داشتند دیپر رو زجر میدادند من بلند شدم ،، میبل:هی شما ها دارین چه غلطی میکنین ؟؟ بیپر:به به ببین کی اینجاست. (خب دوستان چون زمان تداخل پیدا کرده بود بیپر توی یه ثانیه تونست یه فکر ایده عال بکنه) بیپر:خیل خب رفقا به این سوال من جواب بدید ؟؟ برای ادامه حکومت ؟؟ دیپر:آدم گیر اوردی نامرد خب معلومه تولید مثل 😑 بیپر:خیل خب پس من باید چیکار کنم تا نسل ما ها بتونه تا ابد به حکومت جهان بپردازه ؟؟ کیپر:یه چند تا گوسفند بخریم ویپر:با یه بشکه گریه همه جارو خیس کنیم بیپر:نه احمقا ،، (بیپر به سمت میبل نگاه کرد و وارد بدن او شد) دیپر:باز این برادرتون چش شد ؟؟ بیبل:ههههههه اهای دیپر نظرت درباره ملکه میبل چیه هان دیپر:چی !! همین الان دست از سر خواهرم بردار 😡😡😡 مشکل تو با منه چرا اینقدر عوضی هستی 🤬 بیبل:متاسفم برای ادامه دادن نسل بیپری و خورد کردن اعصابت به اون احتیاج دارم کیپر و ویپر بیاین ناپدید بشیم (و انها ناپدید شدند)
دیپر:بیپر واقعا از حد خودش گذشته بود کارایی که این دیوونه زنجیره ای میکنه رو حتی بیل هم نمیکنه ،، رسما میخواد خواهر منو به زور مال خودش کنه ،، اعصابم خورد بود که یهو زنجیر ها پاره شد. دیپر:چی ؟؟ چطور ؟؟ اون اکسولاتل بود !! اکسولاتل:سلام فرزندم دیپر:اکسولاتل تو از کجا پیدات شد ؟؟ اکسولاتل:بجای تشکرت بود 😒 دیپر:اها ببخشید ،، اکسولاتل:ببین دیپر این اختلال مکان اجازه نمیده من اینجا بمونم باید به بعد خودم برگردم ولی این چند ثانیه میخوام بهت این برگه رو بدم. ،، شاید من با این دستای کوچولو به زور بتونم چیزی رو بنویسم ولی یکم با جادو و جنبل نیم ساعت به حالت انسان در اومدم و راحت اینارو نوشتم ،، داره زمان تموم میشه دیپر جلوی بیپر رو بگیر و خواهرتو نجات بده جلوی جنگ زمان و مکان رو بگیر دیپر...من بهت اعتماد دارم ،، (اکسولاتل قیب شد) دیپر:اممم باشه خیل خب نوشته:در زمان های دور مردم توی غار ها درباره بیل هشدار میدادند و نشانه های دایره نابودی اون رو هم میکشیدند اما من یعنی اکسولاتل جدیدا متوجه یه دایره جدید برای شکست دادن بیپر شدم دیپر یا هر کسی که داری نوشته های محرمانه من رو میخونی تو باید نشانه های این دایره رو پیدا کنی تا بتونی بیپر رو شکست بدی. دیپر:عجب پس باید دست به کار بشم.
ب دوستان این تیکه از داستان مکالمه دو تا ناشناس رو میبینیم : ناشناش ۱:بهوش اومد ؟؟ ناشناس ۲:من کجام ،، من نباید اینجا باشم چطور ممکنه ؟؟ چرا روی هوا معلق هستم ناشناس ۱:اروم باش هیچ چیزی مارو تهدید نمیکنه فقط بخاطر یه جنگ مسخره بین زمان و مکان هستیم ناشناس ۲:توی این مدت من روی این تخت بودم ؟؟ ناشناس ۱:نه تمام مدت ناشناس ۲:عجب پس همچی به هم ریخته و بیپر میخواد مخفیانه کار تاماندا و نی نی زمان رو تموم کنه. ناشناس ۱:قربان شما چطوری ؟؟ ..... خب وقت کات کردنه 😂 بریم صفحه بعد..
از زبان دیپر:داشتم از این تخته سنگ به اون یکی میرفتم و داشتم سعی میکردم ببینم هر کدوم از نشانه های مال کیه ؟؟ توی این دایره 7 تا نشانه هست کاج و ستاره دنباله دار،مشت،چشم،اسکناس،توپ فوتبال،تلسکوپ ،، اما کاج و ستاره دنباله دار من و میبل هستیم اما بقیه چیه ؟؟ باید هرچه سریع تر از این قضیه ها سر در بیارم وگرنه بیپر خواهرمو به زور ملکه خودش میکنه و نی نی زمان و اونی که نمیشناسم رو نابود میکنه ! باید به آبشار جاذبه برگردم اما.... اما اینجا نیویورک هست که نابود شده و آبشار جاذبه مایل ها دور هست 😑 صبرکن ببینم !! اینجا نه مکان اهمیت داره نه زمان پسسس... (دیپر به آبشار جاذبه تلپورت کرد) دیپر:هر جایی دلم میخواد میرم 😎 پس میتونم برم جایی که بیپر هست ؟؟ (دیپر سعی خودش را کرد) دیپر:ای بابا انگار این قدرت محدودیت داره چرا همچی محدودیت داره نت محدودیت داره شارژ موبایل محدودیت داره استراحت محدودیت داره اوفففف 😑 واییی خدای من اینجا هم با نیویورک فرقی نداره.ولی... اره ✅ حتما معما کده با موی اسب تک شاخ تونسته از این حادثه جون سالم به در ببره دیپر به سمت معما کده میرود. دیپر:بچه ها خونه اید ؟؟ مثل اینکه این قسمت هیچی نابود نشده درخت های کاج سر جاشن چیزی وارونه نیست هوا قرمز نیست و تخته سنگ های معلق نداره 🚫 دیپر:سلام بچه هاااا ! بچه ها ؟؟ بچه ها!! چرا کسی اینجا نیست 🤨 ناشناش:هی !! تو کی هستی ؟؟ دیپر:من د_دیپر پاینز هستم. ناشناس:از کجا بفهمم که خودتی ؟؟ دیپر:عمو استن میشه مسخره بازیارو بزاری کنار.استن:اوپسس ببخشید 😁 دیپر تو چطوری اینجا اومدی تو الان باید پیش پدر مادرت باشی و میبل کجاست ؟؟ دیپر:قضیش طولانیه بقیه کجان ؟؟ استن:فورد و سوز رفتن بیرون سنجاب فضایی شکار کنند وندی هم که باز امروز از زیر کار در رفت میشه گفت اینجا تنها قسمتی از آبشار جاذبه هست که نابودی فرا نگرفتتش.
دیپر:عمو استن بیپر و برادر های ساختگیش میبل رو دزدیدن !! استن:اِ واس چی ؟ دیپر:اون میخواد میبل رو به زور عاشق و مال خودش کنه !! استن:عجب پرویی الان زنگ میزنم فورد بریم حسابشو برسیم.دیپر:نه عمو استن اون خیلی خطرناک هستش باید مخفیانه حسابش رو برسیم.استن:مخفیانه ؟؟ این سوسول بازیا چیه 😑🕴. دیپر:ای بابا 😑
میبل:ولم کم ای شیطون بدجنس 😡 هر جا قایم شدی خودتو نشون بده 😠 کیپر:دهنتو ببند تا رئیس بیپر بیاد بیپر:ویپر دهن کیپر رو با چسب ببند تا به میبل چیزی نگه ویپر:باشه متاسفم کیپر ،، کیپر: .... بیپر:چی ؟؟ کیپر: .... بیپر:ببخشید صداتو نمیشنوم 😂 کیپر:😡 بیپر:حالا هر دوتون برید دنبال نخود سیاه 👈 ویپر:اخجون کیپر نخود سیاه دوست داریم بریمممم ،، بیپر:خیل خب کجا بودیم ؟؟ میبل:ولم کن من نمیخوام همسرت شم حاضرم با گیدن ولی تو نه.بیپر:دهنتو ببند !! باید بشی تا حکومت یکپارچه و قدرتمندی برای بیپر ها بوجود بیاد !! میبل:از بین این همه آدم چرا من ؟؟ من خیلی خل و چل هستما ! بیپر:تو چرا اینقدر نفهمی برای اذیت کردن دیپر ،، من خوب میدونم دیپر برای نجات تو به این کاخ قرمز میاد و میتونم از جسمش سو استفاده کنم.میبل:اما من بازم با تو ازدواج نمیکنم 😡😡😡 بیپر:اگه با من ازدواج نکنی... (ویپر یک صندوق به بیپر داد.) میبل:چی ؟؟ عروسک دیپر ؟؟ مثلا که چی 😑 (کیپر یک گوی را فعال کرد که دیپر را نشان میداد) میبل:🥱 بیپر:خب میبل وقتی من این چاقو رو توی عروسک دیپر فرو کنم....
دیپر:باورم نمیشه باید تخم مرغ بخورم ازش متنفرم استن:خب همینو داریم از دید دیپر:یهو یه درد مثل اینکه یه نفر توی بدنم چاقو بزنه احساس کردم از روی میز ناهار خوری افتادم و نفس نفس میزدم ،، استن:عسلی چیشددد!! از دید دیپر:فقط داشتم فریاد میزدم نمیتونستم فریاد نزنم........ بیپر:برای دفعه دوم این چاقو رو توی عروسک بزنم ؟؟ (میبل همینطور که اشک میریخت و در درون گوی زجر کشیدن دیپر را میدید گفت):باشه 😭😭😭 بیپر:عالیه 😈
نتیجه 1
ممنون که این پارت رو خوندی چالش:کدوم یکی از سری داستان های من رو دوست دارید ؟؟ 🌲کابوس دیپر🌲 بیل سایفر در میونی آبشار هرج و مرج
نتیجه 2
ممنون که این پارت رو خوندی چالش:کدوم یکی از سری داستان های من رو دوست دارید ؟؟ 🌲کابوس دیپر🌲 بیل سایفر در میونی آبشار هرج و مرج
نتیجه 3
ممنون که این پارت رو خوندی چالش:کدوم یکی از سری داستان های من رو دوست دارید ؟؟ 🌲کابوس دیپر🌲 بیل سایفر در میونی آبشار هرج و مرج
نتیجه 4
ممنون که این پارت رو خوندی چالش:کدوم یکی از سری داستان های من رو دوست دارید ؟؟ 🌲کابوس دیپر🌲 بیل سایفر در میونی آبشار هرج و مرج
بیپر خ.ر من عاشق دیپی م نه دیپر ناز من نباید درد بکشه
عالی بود😭😭😭
من داستان رو دوست دارم
ممنون
والا تستچی ما رو دق میده من که کلی تست نوشتم یه دفعه منتشر میشن طرف بجایی که هیجان داشته باشه برای تست بعد میبینه همون پایینه زود روش کلیک میکنه😂 ولی تو که کابوس دیپر 7 رو نوشتی 8 هم بنویس اونوقت اول کابوس دیپر 7 منتشر میشه چند روز بعد ه کابوس دیپر 6 اینطوری لازم نیست 15 روز وایسی
ممنون دیپر میخوام همینکارو بکنم البته به ترتیب چون تست ها این شکلی رفت صف بررسی ،، ۱_بیل سایفر در میونی ،، ۲_کابوس دیپر ،، ۳_آبشار هرج و مرج ،، یعنی اگه بخوام پشت بندش پارت های بعد رو بنویسم اول از بیل سایفر در میونی شروع میکنم بعد کابوس دیپر و بعد آبشار هرج و مرج
آره، منم ۵ تا تست نوشتمه و هنوز منتشر نشدن
😐
اقا فیلم و سریال ایرانی که هیچ داستان تشبیه میشه به فیلم و سریال ایرانی
جون مادتون اینقدر از این داستانای تو باید با من ازدواج بکنی تا فلانی زنده بمونه نسازید همین الان یاد یه فیلم افتادم😐
ول کن عالی
از بین سه تا سری داستانم فقط تو یدونشون که همینه این مورد بود ،، تازه مگه فقط فیلم و سریال های ایرانی اینجورین ،، چند تا فیلم خارجی هم همینن
خلاصه باحال بود من مامانم روزی هی فوش میده به بازیگرای ایرانی با این بازی کردنشون ولی از نظر من بهترین فیلم ها فیلم های ایرانین
مامان و بابای منم فقط فقط طنز یا عاشقانه دوس دارن سبک های دیگه براشون ارزش نداره
سلام!!من همون دیپر نامعلومم!!اومدم تو تستچی!باید شیرینی بدی!!البته شیرینیت اینجا نمیاد بجاش سریع کابوس دیپر6 رو بسازززززززززززززز باید نویسنده میشدی
(:
واقعا عالی بود
من خودم زوج بیپر و میبل رو دوست دارم(البته قبل از ساختن کاتربن)
چالش:همه رو دوست دارم
نمیتونم بین همشون تصمیم بگیرم
ممنون که همشون رو دوست داری ((:
من عاشق کابوس دیپرممممممممممممم
عالی بود
خیلی بد جایی کات کردی
😁😁
Oh my god🤯
(:
عالی بود چالش:همه را دوست دارم ولی کابوس دیپر بیشتر از هنه
اها ممنون