4 اسلاید توسط: Mantra😎 انتشار: 4 سال پیش 460 مشاهده گزارش ذخیره افزودن به لیست


اشتراک گذاری

توجه!

محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.

  • جهت اطلاع از قوانین و شرایط استفاده از سایت تستچی اینجا را ببینید.
  • اگر محتوای این صفحه را نامناسب یا مغایر با قوانین کشور تلقی می نمایید می توانید آن را گزارش کنید.

سایر تست های سازنده

نظرات بازدیدکنندگان (142)
  • هییییی مانترا یادش بخیر. چقدر من با اشتیاق این پارتو میخواندم 😅 هنوزم جذابه مثل دفعه اول ☺😻😻😻

  • این پارت اوله؟😂😔

  • من یه پیشنهاد دارم اگه منتشر نمیشه اگه سختت نیس متنی که نوشتیو کپی کن تو کامنتا بذار بنظرم اینجوری راحت تره البته اگه سختت نیس😙

    • آخه جذابیتش به اینه😉

    • اون که صدر درصد حالا خدا کنه همینجوری با پارت بیاد نمیدونم جدیدا ناظرا چرا انقد سخت گیر شدن😐

    • والا🤣

  • عالییییههههه بشنی من 😍✌🙂

  • راستی من یه ایده برا شخصیتم دارم اینکه تام رابینسون در واقعیت پدرش رابرت ریدل بوده و مادرش رونا لایتز.رابرت یکی از پسرای ولدمورت بوده که کاربر🐍harry🐍گفتن که متیو ریدل پسر ولدمورت بوده و از ولدمورت خوشش نمیومده.ولی رابرت هم یکی دیگه از پسرای ولدمورت بوده که خیلی از اون پیروی میکرده ولی بخاطر اینکه نمیخواست پسرش(تام)وارد جادوی سیاه شه به یه خانواده به اسم رابینسون داد تا از اون نگهداری کنن رابرت تو 23 سالگیش که ولدمورت میفهمه اون از ته قلبش نمیخواسته تو ارتش اون باشه میمیره میشه ببخشید طولانی بو

    • نه اشکال نداره باشه چشم

    • فک کنم پسر عموت بشم😅

  • یه چیزی اگه منظورت از رز منم که من رزی بودم نه رز ولی اگه مخففش بوداشکال نداره با این حال خیلی عالی بود زودترم پارت بعدیو بزار از ذوق مردم

    • چشم.ببخشید فکر کردم رزی😘

    • خواهش میکنم😄

  • ج چ:همه شخصیت ها رو دوست داشتم😃❤

    • عشقی😘

    • ❤❤❤🥺

    • منو دوس داشته باش هانا رو😐😂😂

    • اصلا منو دوست داشته باش مانترا رو🤣

    • من زودتر گفتم یاح یاح😐😂😂😂

    • شماها همتون عشقیددددد😍❤❤😂😂من هر سه تون رو دوست دارم😂😂🙃🤍🤍🤍

    • خودت عشقییی😂💕💕 تو کفتم حاجی😂😂💕

    • 😂😂🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍

    • ❤❤❤😂

    • 💚💙💙😂

  • اینا بود

  • دریکو دست مانترا رو کشید و گفت:بیا بریم.😏خلاصه همه جز مانترا که رفت او شب تو خونه دیانا اینا خوابیدن چون پدرش نبود کسی از پشت صندلی بیرون اومد و گفت:دیانا کی رو اوردی؟دیانا:نگران نباش هانا هری و دنیل ریدلن.دیانا آروم به هری اینا گفت:این دوست صمیمی من هاناست پدرش آزکابانه ولی خیلی باحاله.هانا گفت:خب بنظرم امشب بیا زودتر بخوابیم مثلا فردا شروع هاگوارتزه 😂 اون شب اونجا موندن و فردا به هاگوارتز رفتن و حالا اتفاقات فیلمو در نظر بگیرید دیگه خلاصه بچه ها با هرماینی هم دوست شده بودن ناگهان دیدن پسر ت

  • هری پاتح😏سلام هری پاتح من دریکو ملفوی هستم.هری:آهان🙂از اونور خانواده ویزلی داشتن رد میشدن که ملفوی گفت:هه نگاه کن توروخدا بازم ویزلی ها.رون:شاتاپ😏وقتی هری رو دید ساکت شد.مانترا:اسم شما چیه؟رون:من رون هستم☺️هری:خوشبختم🤩دنیل:هی هری به این راحتی فروختیم؟😑ملفوی:آخه با ویزلی ها و دوستی؟هری:به شما ربطی نداره😏دیانا:کاملا حق با هری😑دریکو:هه باشه پس از همین الان با شما ها دشمنیمو آغاز میکنم.مانترا:موهات خوشگله.ملفوی:ممنون با من دوست میشی؟مانترا:البته.البته با رونم دوست هستم ولی باشه☺️

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید.