سلام اینم از پارت اول داستان😋😁. معرفی رو حتما بخونید❤🙌🏻. و اینکه خوشحال میشم نظر بدید. شنبه پارت بعدی میزارم😁❤🙌🏻
از زبان مری: امروز اولین روز کاری منه لباس پوشیدم. یعنی کی میشه که انتقام پدرم رو بگیرم. آلیا صدام زد گفتم آماده ام. رفتیم پایین. سوار ماشین من شدیم آلیا ماشینش رو نیاورد. حرکت کردیم سمت مرکز.گفتن بریم تو اتاق خانم راسی رفتیم اونجا احترام گذشتیم. گفت: راحت باشید من خودم پلیس نیستم(پا شد از رو صندلی و چرخی دور ما زد) پس نیرو های جدید شمایید. کسایی که جز بهترین پلیس های کشور هستید خانوم هایی باهوش و ورزیده. گفتم: بله خانوم من مرینت دوپن چنگ هستم. آلیا گفت: من آلیا سزار هستم. گفت: مرخصید برید پیش افسر لاهیف تا کار و مکان کارتون رو بگه. احترام گذاشتیم و اومدیم بیرون.
آلیا گفت: ا وا این چرا اینطوری بود؟ انگار داشت مسخره میکرد. که با کله رفت تو یه نفر. از زبان آلیا: داشتم صحبت میکردم با مرینت با سر رفتم تو یه نفر. هعی معذرت خواهی کردم گفتم ببخشید بعد سرم رو که بالا آوردم دیدم یه پسر خوشگل با چشمای(بچه ها چشمای نینو چه رنگیه نمیدونم😁🙌🏻) ج*ذاب بود(رفت قاطی مرغا😐💔) از زبان دوماد جان نه ببخشید نینو: داشتم راه میرفتم که یکی خورد به من هعی معذرت خواهی میکرد سرش رو بالا آورد من رو که دید هنگ کرد منم تو دریای چش*ماش غرق شدم(اه اه چقد حال به هم زن. رفت قاطی مرغا بعد این مرینت بد بخت باید تا آخر داستان زجر بکشه از زور عشق. نظرتون چیه یه بار بدون سختی آدرین و مری رو برسونیم به هم بعد آلیا و نینو رو به سختی؟😋😁❤)
از زبان مری: آقا خلاصه بعد چند دقیقه که هنگ کرده بودند معذرت خواهی کردن. اون مرد خودش رو معرفی کرد: سلام خانوما من نینو لاهیف معاون رئیس پلیس کشور هستم. ما هم خودمون رو معرفی کردیم افسر لاهیف آهانی گفت و ادامه داد: شما باید پیش من و سرگرد اگرست آموزش ببینید. لطفا برید توی سالن اونجا من هم چند دقیقه دیگه میام. احترام نظامی گذاشتیم و بله قربانی گفتیم و رفتیم.(مرینت♡/آدرین☆/آلیا#/نینو*)/#وای مرینت چه پسر ج~ذاب~ی بود/♡بعلهههه همه فهمیدن رفتی قاطی مرغا/#اع مری بی انصافی نکن خداییش پسر خوشگلی بود وای چقد پر جذبه چه صدای رسایی الحق که بهترین پلیسه/♡آقا ول کن تو رو خدا من که تا حالا عاشق نشدم که این حس رو درک کنم داری برای کی میگی؟/#بی احساس/
(و منی که این صحنه تو ذهنمه هم الان هم اسلاید قبلی عکس رو میگم😐💔🙌🏻) رفتیم تو سالن و نشستیم. از زبان نینو: وای چه دختر ج*ذاب*ی بود. رفتم پیش آدرین باهاش صحبت کردم/*وای آدرین چه دختر ج*ذاب*ی بود چه قدر زیبا بود/☆آقا فهمیدیم رفتی قاطی مرغا/*اع آدرین بی انصافی نکن تو که ندیدیش خیلی با جذبه و زیبا بود/☆نینو ول کن تو رو خدا من که تا حالا عاشق نشدم که این حس رو درک کنم داری برای کی میگی؟/*بی احساس بالاخره که این حس رو درک میکنی( @بل بله ☆ا وا تو دیگه از کجا پیدات شد @ ببخشید اومدم وسط داستان خودم) که همون لحظه لایلا وارد شد.( علامت لایلا&)/&بالا خره که عاشق من میشی آدرین جون
خب این از پارت اول بالا رو خوندید که؟ و اینکههههههه این رمان من نیست رمانیه که من و آجوم/همکلاسی/بهترین دوست باهم نوشتیمش و من از همینجا از اون تشکر میکنم و میگم که عاشگتم آجوی مهلبونم کاربر لیانا @_@❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤