سلام 🙂اینم پارت ۷ کامنت فراموش نشود خوشکلا😘😘😘😘بریم سراغ داستان که از نظر خودم پارت جالبیه 🙂 به نسبت پارت های قبلیم😐
نشسته بودم روی صندلی و به حرف های اون زن رو استیج گوش میدادم😐هی با خودم میگفتم یه آدم چقد میتونه پر حرف باشه گاااااااااددددددددددد😣😣😣😣😣😣که یه دفعه یه پیام برام اومد ( دوباره شوگا 😑) پیوی من شوگا:: هی دیوونه بهتری من:: آره مگه نگفتم بهم نگو دیوونه شوگا :: واقعا واقعا واقعا واقعا خوبی؟ من : بله شوگا : فیلم بازی میکنی یا واقعا خوبی من : شوگا واقعا خوبم فیلم چیه شوگا : باور نمیکنم عکس بده باورم شه رنگت نپریده🙂 من : اوی باشه بعد عکس رو براش میفرستم و ( پیوی) شوگا : دیر فرستادی فتوشاپه یکی دیگه بده باورم شه ( قیافه من 😐مغز من : خدایا گناهم چی بود😣)
یکی دیگه جوری که لیلی متوجه نشه میگیرم و براش میفرستم ( پیوی😁) شوگا: قبول نیست ویدیو بفرست😁 من : شوگا منو مسخره کردی ؟😕 شوگا : زود باش ویدیو ۱۰ ثانیه ای هم بود مشکلی ندارم برمیگردم و زل میزنم تو چشاش میگم هی پسر بد بهم نگا کن من خوبم اینقدر پیام نده ببین ۱۰ ثانیه بهم نگا کن دست از سرم بردار شوگا : جواب داد😁😁 من : چی جواب داد 🤨شوگا : میخواستم برگردی ببینمت . من : واقعا که 😐😐شوگا :😂😂بعد دوباره برمیگردم و میشینم سره جام لیلی : بگو بینم چی میگفتی من: لیلی بسهههههههههه🤐🤐
رفته بودم تو فکر و اصلا حتی یه کلمه از حرف های اون زنه رو نمیشنیدم که یهو همه دست زدن و لیلی گفت : پاشو برو دیگه من : برا چی😕لیلی : خنگه الان اسم تو رو گفت برو بالا رو استیج 😓 من : برم چی بگم لیلی : یعنی خاک تو سرت برو جایزه چند تا مسابقه ای که تو کانادا و توکیو دادیمو بگیر برو 😓😐من پاشدم و وقتی من پاشدم همه دست زدن من عین پیر زنا با اون دوتا عصام رفتم رو استیج چند نفر وایساده بودن منم با همه دست دادم و چند تا لوح بهم دادن و اون زنه که خیلی حرف میزد گفت : اولش چون باید فیلم برداری کنیم خیلی باید رسمی باشه بعد که فیلم برداری تموم شد میتونید هر سوالی که از خانم دکتر ما داشتید بپرسید ☺️ موافقید نینا خانم من : ام آره بعد من کلی حرف درباره پزشکی سختی کارش زدم و بعد زنه گفت حالا هر چی سوال داشتید بپرسید
بعد یه دختره که تو ردیف دانشجو های المپیادی بود بلند شد و گفت: چرا تکواندو رو ول کردی ؟ من : عه چون کلی کارای مربوط به دانشگاه داشتم من نمیتوانستم درست برم سره تمرینات و ولش کردم 😞😞 دختره : اوه مرسی بعد یه پسر از ردیف بازیگر ها پاشد و گفت : چطور اینقدر زود تونستی مدرکت رو بگیری و این طوری موفق بشی من : من و دوستم دوران راهنمایی و دبیرستان رو جهشی خوندیم بعد یه پسر از ردیف خواننده و رقاص ها پاشد و یه سوال خیلی عجیب ازم پرسید😰😰😰😰😰😰😰
اون پسر خیلی بلند طوری که فک کنم همه تو سالن شنیدن گفت : تا حالا با پسری در ارتباط بودی 😕من : خوب نه 😐پسره : میشه ازت یه درخواستی کنم 😁من : درخواست چی ؟ پسره : میتونیم با هم باشیم من : من با یه پسره که کله خانواده تو رو میخره در ارتباطم دوسش دارم و با دنیا عوضش نمیکنم من هرگز نخواستم کسی اینو بفهمه ولی مجبور شدم بگم اون الان تو این سالن هست من جای تو بودم ادامه نمیدادم تا از یه دعوا وحشتناک جلو گیری کنم درضمن من عاشقشم 💖💖پسره : من واقعا متاسفم ببخشید بعد به شوگا نگاه کردم میدونم اونم فهمید منظورم کیه چون چشاش برق میزد و لبخند میزد یهو کله سالن با هم گفتن : اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو مای گاد منم خندم گرفت 😂😂😂😂
کامنت بزارید لطفاً☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️😑
عالی بود لطفا پارت بعدی رو بزار
چرا ادامه داستان نمیاد😕😕
قسمت بعد چرا نمیاد؟!
عالیییی عالیییی
نمیدونم چی بگم ادامه بده🌹🌹🌹🌹🌹🌹
عالی بود تروخدا یکمی بیشترش کن مرسی عالی بود بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستم
💙💙💙💙💙💙🤍🤍🤍🤍🤍🤍