سلام به همگی 😘اینم پارت ۵
آنچه گذشت : تا اون جایی بود که نینا ناقص شد 😂و زنگ زد به شوگا و شوگا اومد پیشش و زنگ زد آمبولانس
بعد از اینکه زنگ زد آمبولانس گفت : خوووب من تا زمانی که آمبولانس میاد چیکار کنم 😟 من : هیچی . شوگا هی نگام میکرد منم فقط یه چیز میگفتم آی آی تا بالاخره آمبولانس اومد وقتی رسیدیم بیمارستان از پام عکس گرفتن و گفتن که شکسته منکه گفتم پام شکسته وقتی رفتم اتاق عمل دیگه نفهمیدم چی شد تا اینکه وقتی چشامو باز کردم و دیدم
دیدم شوگا بهم خیره شد و هیچی نمیگه فقط نگاه میکنه😐 منم تا دیدم دو تا چشم بهم خیره شدن داد زدم بعد که فهمیدم شوگاست گفتم عه ترسیدم😵بعد اطرافم رو کامل نگا کردم شوگا همین طور فقط داشت نگام میکرد بعد خواستم ساعتم رو نگا کنم که دیدم دستم نیست گفتم ساعتم کوش ؟ شوگا : بیا پیش منه بگیرش منم ساعتو گرفتم و نگاه کردم ساعت ۳ بود گفتم گوشیم کو گفت : بیا اونم پیشه منه منم گوشی رو میگیرم و زنگ میزنم لیلی
جواب داد جواب داد😄من : لیلی کجایی لیلی: خودت کجایی منکه خونم کلی هم بهت زنگ زدم جواب ندادی من : لیلی پام شکسته بیمارستانم بهت زنگ زدم خاموش بود گوشیت لیلی : عه خاک به سرم الهی بمیرم کجایی بیام کی بردتت بیمارستان منم نگا میکنم شوگا که هنوز داره نگام میکنه 😐هیچ کس پاشو بیا لیلی : کدوم بیمارستان ؟ من : نمیدونم وایسا بعد به شوگا میگم اسم اینجا چیه
بعد از اینکه گوشی رو از شوگا گرفتم و زنگ زدم لیلی و بهش گفتم کجام اونم گفت میاد دنبالم گوشی رو گذاشتم کنار وقتی حرف زدنم با لیلی تموم شد شوگا گفت میخوای تا فردا که مرخص میشی پیشت بمونم من : نوچ لیلی داره میاد 😶شوگا :میخوای فردا خودم بیام دنبالت ببرمت خونت من : نوچ با لیلی میرم شوگا : خوب پس من برم کاریم نداری من : نه برو شوگا : خوب فردا فن میتینگ هست عه میای ( من توی مغزم : آره میام ازت اونجا تشکر میکنم جذاب) ( من جلوی شوگا : نه نمیتونم ,) شوگا : خوب پس بابای دیوونه من : بابای بد بوی
لیلی میاد پیشم و کلی ازم معذرت خواهی میکنه و کله شبو باهم حرف میزنیم تا اینکه من میگم : هی لیلی فردا بازم فن میتینگ هست بریم لیلی : آره ولی پات چی من : مهم نیس همین الان من خوبم لیلی : اوکی صبح که میشه اول منو مرخص میکنن بعد با لیلی میریم خونه و لباس خوشکل میپوشیم و میریم به سوی فن میتینگ دوباره صف بلند ولی تا منو با اون پا دیدن اوفتادم جلو😜نفر اول هم شوگا بود رفتم جلوش و اونم با تعجب نگام کرد و گفت
مگه نگفتی نمیای من : من گفتم تو چرا باور کردی بعد دستم رو میزارم رو میز تا دستشو بزاره تو دستم ( غما رو سیا کنو دستتو بزار تو دستم😂) بعد اونم دستامو میگیره من بهش میگم خیلی ممنون بابت دیشب تهیونگ که کنار شوگا بود چشاش گرد شده بودن شوگا : خواهش میکنم بیبی 😊( قیافه من 🤯به من گفت بیبی ) خواستم دستم رو ول کنم ولی دستمو ول نمیکرد 😬من : شوگا نکن دستمو ول کن شوگا : اول بگو دوست دارم بعد آدرس خونتو بده و بعد
خوب باید کار هایی رو که میگم بکنی بعد دستتو ول میکنم😁من : بله چی میگی کارت چیه شوگا ؟ 😐شوگا : اول بگو دوست دارم 😊بعد آدرس خونتو بده 😁 بعد یه قرار بزاریم 😀و در آخر بگو بابای عشقم 😍تا بزارم بری من : شوگا واقعا فک میکنی من یه همچین کاری میکنم 😐دستمو ول کن شوگا : بستگی به خودت داره کارایی که میگم رو انجام بدی و بری یا تا فردا همین طوری من دستتو میگیرم 🙃🙂
من : اه باشه شوگا : خوب 😊من : دوست دارم آدرس خونم رو مینویسم رو یه کاغذ و میدم بهش بعد میگم پس فردا تو همون رستوران که آدرسشو فرستادم میبینمت و اینکه بابای عشقم 😐 شوگا : بابای مای نایس بیبی☺️ بعد دستمو ول میکنه و من خلاص میشم و پا میشم میرم بیرون که لیلی میگه شوگا ولت نمیکرد نه 😈 دوست داره نه😈 باهاش قرار گذاشتی نه😈من : لیلی رو اعصاب من بی زحمت رژه نرو پلیر😐 فردا باید بریم یه همایش خیلی بزرگ مث اینکه سلبریتی ها هم میان😮
کامنت فراموش نشه 😊😊😚
وای خدا از پارت اول خوندم عالی بود اون رو عصاب بودناشون که همو اذیت میکردن خیلی عالی بود مردم از خنده حرف نداشت بی نظیر حرفی ندارم بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستم خیلی خوب بود
💙💙💙💙💙💙💙🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍