اتفاقی افتاده ...امیر:باشه الان میام وقتی رسید اونجا نه حال رهام خوب بود نه حال آیدا امیر:چی شده داداش ...رهام :داداش حال مامان آیدا بد شده بردمش بیمارستان دکترا قطع امید کردن ... امیر :ای وای خوب الان من چیکار کنم...رهام:داداش آیدا رو ببر خونه خودتون من برم بیمارستان حالش خوب نیست نمیتونم ببرم خودشو امیر آیدا رو برد پیش رها ....رهام:الو امیر ..امیر:داداش چی شد ..رهام:امیر دیر رسیدم ..امیر:یعنی چی دیر رسیدی ...
رهام:آره امیر مامان آیدا نتونست حالشو ادامه بده حالا داستان جدید شروع شد که چجوری بگن به آیدا تصمیم گرفتن که آیدا رو ببرن رهام بگه رهام با آیدا گفت آیدا حالش خیلی بد شد شش ماه بعد تولد رهام امیر :رها همه چی درسته دیگه... رها :آره همه چی درست فقط باید منتظر رهام باشیم ...دینگ دینگ ...رهام و آیدا بودن ...امیر:تولدت مبارک داداش ... رهام :مرسی داداشم اومدن نشستن و غذا خورد رهام یکم با عسل بازی
کرد ..آیدا.:خب حالا یه خبر خوب داریم ...امیر:به به یه خبر خوب بعد این همه دردسر حالا چی هست این خبر خوب ....رهام:داداش داری عمو میشی ...امیر :جدی مبارکه حالا این فرشته کوچولو دختره یا پسر ..رهام:پسره...که یهو زنگخورد رها وقتی درو باز کرد جا خورد نمیدونست چی بگه.
باز این رها جا خورد:)
عالیییییی
پارت بعدو بزار اخه عاجی
بتونم میدارم امشب
نکنه آنا باسه آنا زندس؟ فکر میکنم آنا باشه
احتمالش هست:)
من بلاخره یه روزی تورو میبنم کنسرت جشم امضا بلاخره میبنمت اونوقت نشونت میدم بازی کردن با زندگی بچه های من یعنی چی🤣
رمانهه آروم باش😂خدا اون روز و بخیر کنه 😂
بخیر میکنه
ه
بخدا منظورت رو نفهمیدم
کامنت اولم ثبت نشد گفتم که عالی بود آبم پارت اینو دستم خورد 💖
مرسی💕
❤
هایکیوتی🥢🥡
آیمکیمجینهو🥑🍵
بازیگرکمپانیJSP🍨⛓
تازهدبیوکردموبهحمایتتوناحتیاجدارم💕🐇
قرارهواستونرمانهایخعلیخاصیروبنویسم🍇🍡
دوصداریفنمبشی؟🍓🍚
پسزودباشبهپیجمسربزنمطمئنباشپشیموننمیشی☕🏷
لاویو/سارانهه🛍📽