هی گایز اومدم با یههههههه داستان جدیددددددددد😁 از اسمش معلومه واسه نامی نوشتم❤قرار بود واسه جیم باشه ولیییییی بنا به دلایلی شد مونی...
زود باشش دخترررررر روز اول نباید دیر کنی😑سریع چپیدم تو حموم و دوش گرفتم... امروز میخوام برم واسه یه شرکتی مصاحبه کاری که اگ شد استخدامم کنن... راستی من پارک ا/ت هستم و 22 سالمه... مادرم امریکاییه اما پدرم کره ای.. من الان تنها کره زندگی میکنم و مامان بابام نزدیک دو ساله امریکا زندگی میکنن و چندوقت یبار بهم سر میزنن... دارم دنبال کار میکردم چون دیگه میخوام دستم تو جیب خودم باشه و بابام مجبور نشه واسه خرج دانشگاه من از اونور دنیا پول بفرسته... خلاصه یه لباس تر و تمیز پوشیدم و زدم بیرون... وایییی الان دیر میکنم.. سریع تاکسی گرفتم و رفتم دم شرکت... نفهمیدم چجوری اینقد سریع ولی با تمام سرعتم دوییدم ولی وقتی رسیدم اسانسور پر بود و داشت میرفت بالا منم چاره ای نداشتم مثل جت از پله ها رفتم... نفس کم اوردم هنوز دوطبقه دیگه مونده ای خدا :/ سریع نفس نفس زنان وارد جایی شدم که قرار بود مصاحبه بدم... یه خانم منشی اونجا نشسته بود... (علامت ا/ت +.. علامت منشی*... علامت مونی -) +سلام خانم دیر.. کردم؟ *سلام عزیزم نه اخرین نفری😁اسمت چی بود؟ +پارک ا/ت هستم *اوکی وایسا تا دفتر رییس خالی شه برو تو +اما من نمیخوام رییس رو ببینم میخوام مصاحبه کاری بدم *خب دیگه رییس خودش مصاحبه میگیره تو نمیشناسیش خیلی مهربونه سفارش کرده که میخواد کارمنداشو خودش انتخاب کنه +اها ممنون *خواهش میکنم عزیزم
همین که نشستم رو صندلی نفر قبلی اومد بیرون و من باید میرفتم دفتر مدیر.. شانسه هاا نزاشتن یه دو دیقه نفس چاق کنیم بابا 😐 یه پسره اومد بیرون یه لحظه چشمش بهم افتاد ولی فهمید متوجه شدم ک نگام میکنه سریع رفت منم رفتم در زدم ^تق تق.... -بفرمایید +سلام قربان -سلام خوش اومدی +ممنون -اومدی مصاحبه دیگه اره؟ +بله واسه مصاحبه اومدم -اوکی....... کلی سوال درمورد اینکه چه کارایی بلدم و به چه کارایی علاقه دارم و اینچیزا ازم پرسید من نمد اینا واقعا نیازه؟ 😐 بعد کلی سوال خسته کننده گفت میتونم برم منم خدافظی کردم و میخواستم برم که منشیه گفت*عزیزم اگه استخدام شدی بهت زنگ میزنم شماره ات اینجا هستش +خیلی ممنون -خواهش میکنم...... منشیه زن خیلی خوبیه خیلی مهربونه فک کنم تقریبا 30 سالش باشه.. رفتم سمت بازار و کلی خرید کردم چون خونم خالی شده بود همه خوراکی هارو نوش جان کرده بودم😂یه عالمه خرید کردم و رفتم خونه... اینقد خوابم میومد که نگو گشنمم نبود با اینکه سر ظهر بود به خاطر همین تصمیم گرفتم یه چرت بزنم و گرفتم خوابیدم..... نمد چقد خواب بودم که با صدای زنگ گوشیم از خواب پریدم و بدون اینکه به شماره توجه کنم سریع جواب دادم و با صدای خوابالود گفتم بله *سلام ا/ت چطوری +ممنون.. شما؟ *ای بابا منشی شرکتم +او معذرت میخوام *اشکال نداره زنگ زدم بگم استخدام شدی فردا 8 صب دم شرکت باش +واقعااااااا ااااا؟؟؟؟ *شوخی میکنم؟ +اوکی خیلی ممنون که خبر دادین *قربونت عزیزم وظیفه ست +بای *بای❤ چشمم که به پنجره خورد برق از سرم پرید😐شب شده هوا تاریکه ای خدااااا😑داشتم ضعف میزدم رفتم خریدا رو جابهجا کردم و یه نودل درست کردم بخورم😹غذامو که خوردم نشستم پای تلویزیون و یه فیلم دیدم.. بعد داشت قسمت بعدیشو پخش میکرد منم هی میگفتم ولش بعدیو بعدا میبینم ولی هعی نگاه میکردم که دیدم ساعت 1 شده:/ سریع رفتم خوابیدم که واسه فردا انرژی داشته باشم
با صدای الارم گوشیم بیدار شدم و دیدم باز داره دیرم میشه😐خدایا خداوندا چرا یبار ب موقع ب هیچجا نمیرسم؟ سریع حاضر شدم و با تمام توان دوییدم سمت شرکت... زیاد دیر نکردم سریع رفتم تو... +سلام *او دختر بالاخره اومدی؟ منتظرت بودم.. بیا بریم بهت لباس بدم و کمدتو بهت نشون بدم +ممنونم.. خیلی دیر کردم؟ *نه بابا سه چهار دقیقه مشکلی نداره تازه رییس هم نیومده هنوز +اها ممنون خانوم *راحت باش میتونی به اسم صدام کنی من جئون سالی هه هستم (چ اسم... 😐) +خوشبختم خانم جئون *سالی صدام کن +چشم *خب اینم کلید کمدت اینم لباس فرم زود حاضر شو بیا باشه؟ +ممنون حتما 🙂وییییییییییییی چ لباس نانازیه... خیلی کیوت شدم توش نگا شبیهِ بچه دبستانیا شدم😁خلاصه بعد کلی قربون صدقه خودم رفتن از آیینه تو رختکن دل کندم و رفتم سمت سالن اصلی... همین که رفتم رییس هم اومد.. خیلی باحاله رییسه با همه سلام علیک کرد و رسید به من: +سلام قربان -به به پارک ا/ت.. میدونی چه کاری باید انجام بدی؟ +نه رییس چیزی به من گفته نشده -اوکی من بهت میگم.. چون گفتی کار با ویندوز بلدی گذاشتم پشت کامپیوتر تا کارای اداری که به نت و وب ها ربط دارن رو انجام بدی میدونی که چی میگم؟ +بله قربان خیلی ممنون -اسمم کیم نامجونه میتونی اینطوری صدام کنی -چشم اقای کیم (عرررررررر آی اَم جررررر😂😂😂😂😂😂😂اینجا که نوشتم کیم تو پیشنویس که بالای کیبورده واسم نوشته کارداشیان😂😂😂😂کیم کارداشیان 😂😂😂😂😂😂😂😂💔) -دنبالم بیا محل کارت اینجاست +ممنون....... یه میز بود با یه کامپیوتر و کلی وسایل باحال کوچولو که هم تزیینی بودن هم به درد بخور... بقل دستمم چند تا میز دیگه بود...... -خب کارایی که باید انجام بدی همشون روی میزت برنامه ریزی شدست به کارات برس +چشم.... نامجون لبخند زد و رفت منم نشستم رو صندلی جلو میزم و داشتم لیست کارامو میخوندم که با صدای سلام یکی به خودم اومدم:
°سلام +سلام... همون پسره بود که دیروز قبل من اومد بیرون پس اینم استخدام شده.. به نظر پسر خوبیه °قراره همکار باشیم؟ +اره فک کنم☺ °چه خوب.. شماهم با کامپیوتر کار میکنین؟ + اره °میتونم اسمتونو بپرسم؟ +حتما😊 پارک ا/ت هستم °خوشبختم خانم پارک منم کیم تهیونگ هستم +خوشبختم تهیونگ.. میتونی ا/ت صدام کنی °باشه (اینجا نکته داره: پارک ا/ت کلا خوش اخلاقه و با همه خوب رفتار میکنه فک نکنین خبریه😐✌😂😂) +توی سئول زندگی میکنی؟ °اره شما چی؟ +اوهوم... بهتره بریم سرکارمون °فک کنم میز هامون پیش همه +اره خوبه حداقل حوصلمون سر نمیره °موافقم... نشستیم پشت میز و شروع کردیم بع کار کردن.... یکم باهم حرف میزدیم و میخندیدیم ولی همین که بقیه مارو میدیدن ساکت میشدیم😹پسر خوبیه احساس میکنم باهاش راحتم با اینکه هنوز چندساعته که شناختمش... کلی گپ زدیم و خندیدیم تا کارامون تموم شد.. میخواستم برم یکم قهوه واسه خودم بیارم که رییس اومد -خب کارا چطورن؟ راضی هستین دوتاتون؟ +سلام قربان.. بله خیلی ممنون و تعظیم کردم °خیلی ازتون ممنونیم جناب کیم نامجون -کارتون تموم شده؟ +بله قربان -خب پس اولن من گفتم بهم بگو نامجون دلم میخواد با کارمندام راحت باشم دومن میتونین برین +چشم اما هنوز یه ساعت از ساعت کاری مونده -مشکلی نیست چون اولین روزتونه میتونین برین °ممنون -فعلا +بای °بای +فعلا.. بعدا میبینمت تهیونگ °نههه.. یعنی وایسا کارت دارم.. منظورم اینه نمیشه تنها بری بیا من با ماشین میرسونمت «یه لحظه چشام گرد شد این چرا همچین میکنه؟ (هر وقت اون گیومه رو دیدن بفهمین در تفکرات ا/ت به سر میبرین این گیومه( نه هااا این یکی» ) باهاش برم؟ چی بش بگم؟ اون خوددرگیری داره یا من؟ 😐💔» +مگه ماشین داری؟ °اره بیرونه این وقت شب نمیشه بزارم تنها برید خونتون +ممنون ولی اولین بارم نیست چیزی نمیشه نمیخوام مزاحم شم😊 °نه اصلا این حرفو نزنید نمیشه خودم میرسونتمون +مرسی °خواهش میکنم......... رفتیم تو پارکینگ و سوار ماشینش شدیم... ادرسو بهش گفتم اونم منو رسوند خونه شمارمم گرفت که فردا زنگ بزنه و بیاد دنبالم و بعد رفت منم از بس که خسته بودم ولو شدم رو تخت{عزیزم یوقت از خستگی دور از جونت نمیری😐نشستی پشت کامپیوتر بعد اومدی میگی از خستگی ولو شدی؟ 😐 پس شانس ما خدایی خیلی چیزه😐💔} [راستی ابجیا و داداشیا😹اینجارو دقت کنین با یه حرکت ساده ته ته جان هم ادرس گرفته هم شماره پسرا یکم یاد بگیرین من مطالب اموزنده واستون میزارم😹😹😹😹😹😹😹😹]
فردا باز با صدای الارم بیدار شدم... خداروشکر دیر نکردم ولی خیلیییییی خوابم میاد😪😪😴کارای همیشگی(صبحونه و لباس پوشیدن و.....) رو انجام دادم و میخواستم برم سمت شرکت.. یه لحظه یادم افتاد که تهیونگ بهم گفت صبح بهش زنگ بزنم بیاد دنبالم... ولش کن خودم میرم سختش میشه... درو که باز کردم دیدم ماشین تهیونگ دم در پارکه و خودش منتظر منه تا منو دید لبخند زد و سلام کرد °سلام خوبی؟ 😁 +مرسی.. چرا اومدی گفتم که سختت میشه من خودم میومدم °طبق حدسی که زدم بهم زنگ نزدی پس خودم اومدم دنبالت +خیلی ممنون باعث دردسرت شدم °نه بابا این چه حرفیه... درو باز کرد منم نشستم و راه افتادیم.... همزمان با رییس رسیدیم و من میخواستم پیاده شم که ته ته درو واسم باز کرد منم با کلی خجالت که الان نامجون چه فکری در موردم میکنه پیاده شدم... نامجون رو که دیدم اولش خیلی خندون بود ولی تا اون صحنه رو دید اخماش رفت توهم.. واااا چرا همه اینجا با خودشون درگیرن چرا اینجوری میکنن😐{باشه توهم که نمیدونی چرا خوددرگیری دارن اوکی قبوله😑}خلاصه بهش سلام کردیم و رفتیم شرکت و سرجامون نشستیم مشغول کار کردن.... فک کنم یه دو ساعتی گذشته بود که تشنم شد و رفتم از اب سرد کن واسه خودم اب بگیرم... اب سرد کن کنار میز سالی(منشیه) بود... +سلام خانوم سالی *سلام عزیزم چطوری؟ +ممنون خوبم *میگم میشه این پرونده رو زود ببری دفتر اقای کیم الان بهم زنگ زده بود ولی من یه کار ضروری دیگه دارم میتونی براش ببری؟ +اممم چیزه *اگ کار داری اشکال نداره عزیزم خودم میبرم +نه بدینش میبرم😊🌈 *ممنون جبران میکنم +کاری نکردم💖رفتم پشت در دفتر رییس و در زدم... ^تق.. تق -سالی اومدی پرونده رو اوردی؟ +منم اقای کیم -او ا/ت اینجا چیکار میکنی؟ +سالی کار داشت و پرونده رو داد تا من براتون بیارم.. میتونم بیام تو؟ -نه +بله؟!!! -تا وقتی منو به اسم کوچیک صدا نزنی نمیزارم بیای ت دفترم +چشم اقای نامجون حالا میتونم بیام تو؟ -بفرمایید داخل چرا که نه؟! 😊 +اینم پرونده خدمت شما -مرسی میتونی بری +ممنون.... تا الان که اخم داشت حالا اینقد مهربون و خوشحال بود با خودشون چند چندن اینا😐[اینو باهات موافقم بابا وایسین هنوز سه روز بشه میاد سر کار بعد عاشقش شین😑]
اومدم دوباره سر میزم نشستم یکم با تهیونگ گپ زدیم و رفتم سراغ کامپیوتر.... کارام بالاخره تموم شد... خیلی خوابم میاد ولی هنوز یه ساعت از شیفت کاریم مونده😴سر درد گرفته بودم واسه همین خودمو ازاد کردم و سرمو ول کردم که با مخ رفتم تو میز... اخ اخ سرم شکست ولی واسه اینکه ضایع نشم جوری رفتار کردم انگار عادیم... °ا/ت حالت خوبه؟ +اره خوبم فقط یکم خستم °مطمئنی؟ میخوای بریم دکتر؟ +نه بابا خوبم من چون ادم خوابالوییم طاقت بی خوابی ندارم واسه همین سرم زود درد میگیره °میخوای از سالی بپرسم شاید قرص سر درد داشته باشه +نه نیازی نیست مرسی (هی روزگار من سرم درد میگیره کلی پله باید برم پایین یه استامینوفن بخورم برگردم اتاقم ولی این میخواد بره اون سر شرکت که ببینه عایا دارن عایا ندارن😐یکی نداریم نگران ما شه بابا ولش اصن اینجوری پیش بره باید این وسط بشینم گریه کنم😐😂😂😂😂😂)..... همونطور که سرم رو میز بود خوابم برد... یهو با ترس اینکه خاک ب سرم تو شرکت سر میز خوابیدم چشامو باز کردم که با یه صورت خندون که رو لپاش چاله افتاده رو به رو شدم... ای سیَه روزگار بدبخت این نامجونه یا حضرت کوکی به دادم برس(حضرت کوکی😐😂) +ببخشید رییس من چیز شدم ینی خسته بودم دیشب خوب نخوابیدم سرم درد میکرد کارمم تموم شده بود که سرمو گذاشتم رو میز و نفهمیدم کی خوابم برد نامجون خندید و گفت -چرا خودتو اذیت میکنی اشکالی نداره تازه وقتی حالت خوب نبود میتونستی بهم بگی من میزاشتم بری خونه +خیلی متاسفم... تعظیم کردم که تازه چشمم به دور و بر خورد... همه رفته بودن و برقا خاموش بود... مگه چقد خوابیدممممم؟ -میدونم چرا تعجب کردی شیفت کاری 8 و 30 تموم شد همه رفتن ولی تو خواب بودی تهیونگ میخواست بیدارت کنه ولی نزاشتم خیلی خوابت عمیق بود معلوم بود خسته بودی منم تو شرکت کار داشتم موندم کارامو انجام دادم دلم نیومد بیدارت کنم که دیدم دیگه دیروقته +متاسفم دردسر ساختم... ببخشید مگه ساعت چنده؟ -ساعت12 +چیییییییی؟ینی ببخشید واقعا؟ -اره دیگه بیا بریم خودم میرسونمت +نه نه خیلی ممنون دوباره دردسر نمیسازم -بیا بابا دختر ناز نکن.... دستمو کشید و رفتیم بیرون و سوار ماشین شدیم و منو رسوند خونه که مستقیم خوابیدم تااااااااااا فردا😴
از اینکه مینویسن دو روز بعد و واسه همون یه صفحه رو خالی میزارن متنفرم ولی مجبورم چون این پارت خیلی داره طولانی میشه برنامم این نبود اول باید استقبال شه بعد طولانی بنویسم پسسسسسسس دو روز بعد: 😐😂😂😂😂😂😂😂😂😂
دوباره مثل همیشه پاشدم و رفتم سرکار..... رفتار نامجون خیلی باهام خوبه و منم بیشتر باهاش صمیمی شدم همینطور تهیونگ... امروز دوستم بهم زنگ زد و گفت یه جشن گرفته و منو دعوت کرد با دوستای قدیمی خوش بگذرونیم منم از خدا خواسته قبول کردم ولی به این فک نکردم که باید مرخصی بگیرم🚶با هزار سلام و صلوات رفتم سمت دفتر نامجون و در زدم (پ.ن:وایسا وایسا همینجا ایستَه کن😐😂مگ کره ایا سلام و صلوات دارن؟ من: تو ک دیدی سلام و صلوات من چ شکلیه از هفت جد بنگتن تا حضرت کوکی پس اینم از هموناست😂😂😂 پ. ن:اوکی عالیه بریم بقیه😂✌) مثل همیشه با مهربونی باهام رفتار کرد البته با همه مهربونه اینطور نیست که فقط به من لطف داشته باشه... (چقد باید بپرم وسط داستان ینی تو تا حالا نفهمیدی دلیل رفتارای عجیب مونی و ته ته رو؟ 😑💔) برگه مرخصی بهم داد منم اومدم وسایلمو گرفتم برم حاضر شم که.....
میدانم کم بود اما همان طور که گفته بودم فرزندانم باید اول این فن فیک حمایت شود و بعد شروع کنم به طولانی نوشتن پس میدانید چه کنید😐😂مارا از نظرات اکلیلی خود محروم نکنید😂💜 راستی برید بعدی دوراهیه😁💕
تو کامنتا به این دوراهی جواب بدین که کدومو ترجیح میدین:1-تو فن ساین دستاتو قالب کنی و کوکی صورتشو بزاره تو دستات و لبخند گوگولی کوکی لاور کش رو بزنه..... 2-تو خیابون تاریک یهو به یکی بربخوری و بفهمی نامجونه و بهت بگه هی خوشگل جذاب پیشنهاد میکنم این وقت شب بیرون نباشی بعدم یه لبخند کج بزنه و در حاله ای از ابهام تورو تنها بزاره و بره... در اینجا نویسنده از شوق افتاد مرد فعلا ببینیم شاید روحش پارت بعدیو نوشت فعلا بابای🙂😂💞
نتیجه 1
عااااااااولیه ژیگولم کامنت یادت نره که واسه نویسنده یه بمب انرژیه💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞
نتیجه 2
عااااااااولیه ژیگولم کامنت یادت نره که واسه نویسنده یه بمب انرژیه💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞
نتیجه 3
عااااااااولیه ژیگولم کامنت یادت نره که واسه نویسنده یه بمب انرژیه💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞
نتیجه 4
عااااااااولیه ژیگولم کامنت یادت نره که واسه نویسنده یه بمب انرژیه💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞
عاللللییییییی بید لطفا ادامهادامههههه بده
گزینه 1
باحال بید=)
گزینه ۲😍💚😍
عالی بود خدایی
من در انتظار پارت بعدم🤩🥰
برای دو راهی هم یک رو چون اگه برم فت ساین همشون رو میبینم ولی اگه فقط نامجون ببینم که نمیشه🤣🤣
خیلی خوب بود😁🤍
عرر محشر تو ویسگون پیدات کردم😀😃😂💜
😂اری دیدمت👐
خوشحالم امدینننن به ویسگوننن
نح منظورم اینه ک این همه بیننده داره ک همه براش کام گذاشتن بعد میگه از داستانم حمایت نمیشه😐😂💔
اخه اون چیزی ک انتظار داشتم نشد😂💔
عالییییییییییییی بود اجی محشر
میگم اجی نمیای تو ویسگون؟
خیلی جای باحالی هستا
مخصوصا برای تو و کسایی که فیک بی تی اس مینویسن
اونجا راحت تر میحرفیم ۶ ساعت نمیخاد نظر منتشر شه
داستانای عالی هم دنبال میشن
یه جورایی مثل اینستا گرامه ولی نسخه ایرانیش
خواستی بیا
پیج منم Armlink87 هست
خواستی بیا❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
قربونت
ویسگون نمد چیه که😐😂💔
عه مث تستچیه؟ الان سر میزنم ببینم چخبره
او یعنی اپه؟ فک کردم سایته نه اپ نمیتونم دان کنم
دوست داشتم ولی نمیتونم عزیزم😀💞🌈
اجی اومدم وایسا بینم میتونم پیدات کنم
من همه جا ام کوکی ام ولی ب جا دوتا نقطه _ اینه