پارت چهارم ، جذاب شده نه بخونین البته اگه تازه اومدین پیشنهاد میکنم از پارت اول بخونین 😊 کامنت هم بزارید لطفا لطفا فقط گزینه ی « صحیح » رو بزنید
با خودم گفتم : اینجوری نمیشه بهتره زیر آبی برم یعنی از فاضلاب . سَرَم رو بردم بیرون از در سمت راست رو نگاه کردم ، سمت چپ رو نگاه کردم کت نوار و لیدی باگ نبودن ( خیلی سِمِج هستم نه ) با خودم گفتم : اونا نیستن . بدو بدو رفتم تو فاضلاب . همینطور دَویدم و دَویدم گوشیم رو در آوردم یه نگاهی کردم به اخبار اونا تو برج مُمپارناس با اون شروره بودن . به یه در فاضلاب دیگه رسیدم در رو باز کزدم دیدم هنوز باید برم . رفتم و رفتم به یه در فاضلاب دیگه رسیدم در رو باز کردم دیم شانس بهم رو کرده 😊 درست تو پنج قدمی برج ممپارناس بودم . رفتم بیرون از فاضلاب .
رفتم تو برج مُمپارناس بعدشم رفتم بالا . لیدی باگ گفت : آهای تو از اونجا دور شو . کت نوار : هـــی تو اینجا چیکار میکنی ؟ گفتم : من باید کمک تون کنم . لیدی باگ گفت : تو نباید اینجا باشی . گفتم : کت نوار ، لیدی باگ میدونم خیلی سمج هستم ولی من باید کمک تون کنم . اون شروره پرید سمتم . کت نوار گفت : هی مواظب باش !!!. اومد جلوم تیغ های سفت و تیز اون شروره بهش خورد واقعا دلم براش سوخت پرت شد اون ور . گفتم : نــــــــه کت نوار !!!!!!!!! . زخمی شده بود . گفتم لیدی باگ تو اون شروره رو یه جوری دست به سر کن بعد بیا کمک . لیدی باگ گفت : باشه فقط باید فکر کنم .
لیدی باگ اون شرور رو شکست داد و داشت گریه می کرد . گفتم : الان وقت گریه کردن نیست باید اون آکوما رو بگیری وگرنه تکثیر میشه عجله کن . اشک هاش رو پاک کرد و آکوما رو گرفت . گردونه ی خوشانسی زد ولی ازش استفاده نکرد اون رو نگه داشته بود تا با کفشدوزک معجزه آسا کت نوار رو خوب کنه . لیدی باگ گفت : کفشدوزک معجزه آسا . کت نوار حالش خوب شد . کت نوار گفت : آه چه دردی داشتم که خوب شد اونم به دست کی ؟ بله کفشدوز دوزی کسی که کفش های مرا می دوزد . ( داشت شوخی میکرد )
لیدی باگ فت : آه باز نمک ریختنش شروع شد گوشوارم داره چشمک میزنه ممنون . ( با من بود 😊 ) کت نوار گفت : آهای تو خیلی سمج هستی . گفتم : آره خودمم قبول دارم . کت نوار گفت : خب من باید برم وقت زندگی کمه و آدم فقط یک بار میتونه زندگی کنه . کت نوار رفت . گفتم : عجب حرف جالبی زد . سر کلاس نشسته بودیم . خانم بوستیه گفت : بچه ها چون چند ساعت پیش نتونستیم درس بخونیم الان بقیش رو شروع میکنیم .خانم بوستیه تو دلش گفت : نمیدونم چرا هر وقت میخوام درس بدم یه شرور پیدا میشه جدیدا آمار شرور ها زیاد شده . درس رو که خوندیم تو راه برگشتن بودیم . داشتنم از پیاده رو برمی گشتم حونه که اون طرف خیابون مرینت رو دیدم بهش دست تکون دادم اونم همینطور .
و به راه خودمون ادامه دادیم .مرینت همینجور داشت میرفت که پاش به سنگ حورد و افتاد و بلند شد و همینجور لبخند می زد . تو دلم گفت : مرینت همیشه غیر عادی هستش ولی بعضی مواقع عادیه اما در کُل مهربونه . مرینت گفت : ممنون ولی راست میگی یکم غیر عادی هستم . داد زدم و گفت : تو اینجا چیکار میکنی ترسوندی من رو چجوری حرف های دل من رو فهمیدی افسون گری چیزی هستی ؟ . مرینت گفت : نه بابا داشتی بلند حرف میزدی . از خجالت آب شدم .
مرینت گفت : نترس منم قبلا همینجوری شده بودم 😁😁 . گفتم : مرینت یه سوال می پرسم میخوام راستش رو بگی . مرینت گفت : باشه حتما . گفتم : دوست داری کنار کی تو کلاس بشینی ؟ مرینت گفت : چی من ؟؟؟ آ ..... پادرین . گفتم : چی پادرین دیگه کیه ؟ مرینت گفت : یعنی چیز آدرین 😁😁😁 . گفتم : میخوای جا ها مون رو عوض کنیم ؟ مرینت گفت : نه لازم نیست . آلیا 500 متر پشت مون بود بعد یهو دوید سمت ما . گفتم : گفتم مرینت چطوره آلیا رو یکم لاغر کنیم . مرینت گفت : من کاملا باهات موافقم . و از دستش فرار میکردیم که دنبالمون بیاد و یکم لاغر بشه 😁😁😁😁😁😁
آلیا داد زد و گفت : بچه ها صبر کنین یه خبر مهم . مرینت گفت: بیا به ایستیم تا ببینیم آلیا چی میگه . آلیا بهم مون رسید . کَمَرش رو خم کرد و نفس نفس میزد ، گفت : بچه ها اخبار رو نگاه کنین . بعد گوشیش رو طرف ما گرفت . گفتم : اون کت نواره شرور شده وای !!!!! . مرینت گفت : چی اون کت نوار شرور شده ست لابد اینم تَوَهُم ولپینا ست چون لیدی باگ هیچ وقت نمیگه خیلی خفن هستی . گفتم : من باید برم خداحافظ . آلیا گفت : صبر کن منم میخوام کمکت کنم . مرینت دنبال ما نیومد و رفت و یه جا تبدیل شد .
رسیدم به اون مکان اما کسی نبود . آلیا گفت : شاید همه رفتن یه جای دیگه . گفتم : آره شاید . گوشیم رو برداشتم نگاه به اخبار کردم دیدم همشون تغییر مکان دادن . آدرین تو خونه بود نگاه به اخبار کرد . گفت : !!!!!! اون کت نوار الکیه هر حتما اون لیدی باگ هم الکیه باید برم خودمو بهشون نشون بدم که من شرور نشدم ، تبدیل گربه ای
خب اینم پارت چهارم 😊😊 کامنت هم بذار لطفا😊
منتظر باشین داستانم زیاده 😊😊
نتیجه 1
ممنون که خوندی 😊
نتیجه 2
داستانم حالا حالا ها تموم نمیشه 😊 ممنونم که خوندی 😊😊
نتیجه 3
خیلی ازت ممنونم که خوندی 😊😊
نتیجه 4
منتظر پارت های بعد باش 😊😊😊 جذاب تر و جالب تر میشه 😊 خیلی ممنون که خوندی 😊😊😊
عالی بود خیلی خوب بود 👏🌸🌷
عالی بود پارت بعدی رو زود بذار 😘
در مورد مرینت گذاشتم فقط عدم تایید شد
هنوز به اونجاست نرسیده آدرین و مرینت 😊😊
خوشحالم که خوشتون اومده 😊
عالییییی بود.پارت بعدی رو سریع تر بزار
پارت بعدی رو گذاشتم هنوز تو بررسی هست