
اینم از پارت 2
از زبون هرجفتشون : صبح پا شدیم دیدیدم هم دیگه رو داریم می بوسیم ! از زبون مرینت : دست خودم نبود افتادم پایین آدرین گفت حالت خوبه ؟ گفتم آآآره ممنون تو یه همین صحبتا بودیم که ...
( بچه ها خسته شدم انقد گفتم از زبون این از زبون اون علامت میزارم علامت آدرین: $ مرینت : @ کت نوار : ☆ لیدی باگ : ♧ )
$ : مرینت یه صدایی می شنوم باید سریع تبدیل شیم @ : باشه رفتن بیرون که دیدن بله یه ابر شرور به پاریس حمله کرده اسمش هیولای ترس و عشق بود هرکسی که چشمش می افتاد تو چشمش هم خودش و هم کسی که دوست داشته خشک می شده
$ : مرینت یه صدایی می شنوم باید سریع تبدیل شیم @ : باشه رفتن بیرون که دیدن بله یه ابر شرور به پاریس حمله کرده اسمش هیولای ترس و عشق بود هرکسی چشم تو چشمش می افتاد هم خودش و هم کسی که دوست داشته مجسمه می شده
♧ : گردونه خوش شانسییییییی چی یه نخ ؟ ☆ : میو بانوی من فکر کنم باید بریم خیاطی ♧ : نه پیشی جون بمون همینجا من میرم خونه خودمون و بر میگردم رفتم خونه میراکلس مار رو برداشتم و اومدم پیش پیشی...
با پیشی رفتیم پیش لوکا تا میراکلسو بهش بدیم بهش دادیم و راه افتادیم وایپریون عقب تر از ما بود پس به کت گفتم میدونی چرا میراکلس مار رو برداشتم ؟ ☆ : نه چرا ؟ ( بچه ها علامت وایپریون و لوکا هم این هستش 🎵 یا این :🎸 ) برای اینکه من تو رو دوست دارم و اگر چشمم تو چشم اون هیولا بیوفته تو رو از دست میدم و نمی خوام این اتفاق بیوفته ...
جفتشون لُپاشون سرخ شده بود لیدی باگ دید که به یه میراکلس دیگه نیاز دارن دوباره رفت و این دفعه میراکلس زنبور رو برداشت تا وسپریا بتونه نیشش بزنه رفت میراکلس زنبور رو به زویی داد و وسپریا رو هم آورد ...
بچه ها اینم علامت زویی و وسپریا : 🌿 نقشمون این بود : وسپریا حمله کنه به هیولا و اگر نتونست وایپریون آماده باشه بعد وسپریا نیش زنبورشو به ابر شرور میزنه و ابر شرور خشک میشه بعد کت پنجه برنده رو فعال میکنه و میزنه به دستبند شرور و بعد من آکوما رو میگیرم
آنچه خواهید دید ... آدرین من دوست دارم وای نه مریییییننننننننننتتتتتتت ننننننننننههههههههه !
اگه خوشتون اومد لایک و کامنت یادتون نره
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود😘
پارت بعد عالی بود
عزیزم داستانت خیلی قشنگه ها ناراحت نشی گلم ولی زیادی رمانتیکه بیزحمت کمترش کن اگه دوست داریا
باشه میسی کامنت دادی
چشم سعی میکنم کمترش کنم