
سلام قشنگا خوبینن من اومدم با پارت اخر این فصل امید وارم خوشتون بیاد و یادتون نره این فقط یک داستان خیالی هستش
یکی از اون جونور ها با شمشیرش حمله میکنه و جی هوپ هم مشعول دفا از خودش تا اینکه دورش جمع میشن همه باهم میخواستن بپرن روش که با ی جهش بلند پرید و رفت دور تر یکی از اون ادم های که خاکستری شده بود میخواد دست بزن به جی هوپ (درست مثل زامبی ها!) جی هوپ با اون یکی دستش برای مدتی اون قربانی بیهوش میکنه . دست یهو نورانی میشه این یعنی طلسم قفل جادو داره از بین میرم اون هویلا زخمی میکنه نفر بعدی میاد با اون مبارز میکنه که یکی از قربانی ها میاد پشت جی هوب و دخترک ما ویتی از قصر بیرون میاد داد میزن و حمله میکنه جی هوپ:: بهت گفتم که بمونی اوجا ..اقا جونز چرا نگهش نداشتیم شما دیگه چرا...اا .هی . جونز:: شرمنده با تنهاتون نمی زاریم ارباب . سه تایی مشعول جنگ بودیم تو قربانی هارو میزاشتی ی یجا ی دیگه تا در امان باشن اما نمیدونید چه جوری تعدادشون زیاد شد جی هوپ:: لع.نتی. یکی اون هارو داره ازاد میکنه .. جادو من اون قدر نشده که به طور خود جوش بازش کنه . جی هوپ با نور جادوی کمش دو سه نفر شون زخمی ازبین میبر تو و اقا جونز دفا میکیند رئیس اون به افرادش گفت:: دخترر بیارین بهش هم اسیب نزنید .
ا/ت:: هااا. جیهوپ:: نمیزارم . تعدادشون زیاد زیاد تر میشد شمشیر اقای جونز گرفته بودن پس با جادو دفاع میکرد جو هوپهم دست تو رو گرفته بود و باهم دیگه داشتین مبارزه میکردین که ی دفعه دیدی دارن ی مثل ی جعبه شکل میگرن تا شماهارو زندانی کنن جی هوپ:: ا/ت قربانی ههرو بفرست پیشه استلا اقای جونز بر خودم باهش همراه شو . تو حباب با اقای جونز خودت برداشتی اما نمی خواستی تنهاش بزاری پس اونارو فرستادی خواستی بری بالا که پاتو گرفتم جی هوپ با ی فرکانس به استلا خبر داد قربانی هارو درمان کنه و اقا جونز هم باهاشون. خلاصه استلا اونا رو میگره استلا:: اونا موندن ...زخمی شدین . اقای جونز:: ارباب و خانم باید نجات بدی ..تعدادشون زیاده دار میشه . استلا:: باشه بزار اول زخم شمارو بندم. قربانی ها از حباب اومدن بیرون . استلا:: او نه. تو اون دایره سیاه گیر افتاده بودین پات که گرفته بودن جی هوپ با جادو نور کاری کرد که ازاد شی ارم افتادی زمین . جی هوپ:: حالت خوبه ...باید ی راهی پیدا کنیم .
ی دفعه دست پای جی هوپ میگرن و تور بزد گرفتن رئیس اونا:: شخص محترمی میخواد شمارو ببینه پس اروم باشه . ا/ت:: بزارین اون بر و از اینجا برین مردم نباید اسیب ببینن بعد من قبول میکنیم . این کار میکنن و پرنس مارو میندازن بیرون و مثل ی توپ حرکت میکنن . جی هوب:: نهه..ا/ت. سوار اسب میشه و دنبال میکنه توپ سیاه رو . رئیس:: وقتشه. توی بلند ترین تپه متوقف میشن و شکل ی تنگ ماهی که بالاش بازه میگیرن . صدای ی شخصی میاد :: سلام ا/ت... او ه تو دقیقه شخص مورد نظر اون هستی ... میتونم بگم با تو رفیق ...... اون دخترک برای نجات همه انتخاب خوبی کرده هه. ا/ت:: اسم منو از کجا میدونی ....انتخاب؟
مرد قد بلدن یهو ظاهر میشه قد بلند و صورت سفید و چشم های جادو داشت اما چهره اش پنهان کرده بود پوز خندی زد و:: هه خوشگل هم که هستی ...فعلا بدون که ی انتخاب بودی . دم گوشت یچی میگه که تو میخوری زمین . جی هوب :: اونا وای سادن ..حتما ا/ت رو میخوان به یکی تحویل بدن .ااا نمی زارم ..ها دست هام دیگه قورباغه ای نیست .. دارم میام . اون شخص :: تحویل دادن حالا میتوندید برین . یهو میر بالا و تو روی هوا شناور میشی نمی تونی تکون بخوری قفل شده بودی از اون تنگ سیا ارم ارم بردت بالا تا اینکه یهو بمب پر از نو خود به موجو ه ای سیاه و همه اونا از بین رفتن بعضی هام زخمی شدن اون فرد::چی داره طلسم از بین میره دختر پس کارشو خوب بلده
.از روی ی درخت می پر بالاو تور باخودش می خواد ببر که دستور میده اون یزره باقی مانده بریزن رو سرش . جی هوپ:: وقت ندارم که با یان مبارزه کنم تا الان که پای قورباغه دارم باید استفاده کنم . از رو سر موجودات می پرید تا ی پرش بلند زد و جادو نورش اون قدر قوی بود که دست اون فرد زخمی کرد .
اون شخص :: ..ااا ..دختر.. رو میخوای ..هه باشه. بشکن میزنه و تو با سرعت سقوط میکنی . پس قورباغه نصف ادم ما به سمت تو میاد تور میگره بعلش جی هوپ:: حالت خوبه ..چرا چشات ستاره ای شده. ا/ت:: اخه ..اخ.. صورتت..دست هات ..دیگه قورباغه نیستین . پشت سر جی هوب همون فردی که نمی خوام فعلا اسمی از ببرم از تو هوا یک چیز نقره ای دیدی . ا/ت:: قربان مراقب باشین جی هوپ:: چی ماک داریم اروم فرود میایم..اا. اروم فرود میاین و رو زمین وایسادین
.ا/ت:: قربان دار از پشتون خون میاد لطفا بشینین من خودم مراقبتونم. دور شما اون موجود ها حلقه زدن . کم کم خورشید طلوع میکنه جی هوپ :: نه حالم خوبه ...خب دوست دارین دوبار اون ببینید ..باشه. توی دستش ی کلید بود چشاش رنگ طلایی گرفت و به اونا حمله میکردن یکی یکی تبدل به پودر شن می شدند. جی هوپ:: می دونید که جواب کسی که به مردم و عزیزانم اسیب برسونه چیه .. یهو زیر اون موجود ها خالی میشه و اون چاه نور بود همه اون رفتن تو اون صدای زج هاشون میشه شنید و با اون یکی دستش چاه نور پست و کلید شکل خورشید روی اون قسمت نشست . لباس هاش براش گشاد شده بودن . ا/ت:: قربانن طلسم باطل شد . اشک شوق میریزی و:: بزارین رو زخم نگه دارم . صدایی اومد که میگفت::: درست این بار برنده شدید توی اخر پایان بهتون نشون میدم. خواستی سرتو برگردونی که شازده با بی هوش میشه می افته زمین
ا/ت:: قربان نه نه ..اها داره نفس میکشه ...چهره اشو وای ..الان فکر این نباش . با قدرت تا قصر ایشون بر داشتی دیدی همه مردم از قصر اومدن بیرون دارن به افتخار شما دست میزنن ..اما یهو همه سکوت کردن تو هم یزره لباس شاه درست کردی که بیرون نباشه که فهمیده بود و لبخند ریزی زده بود .استلا میاد پیشتون. استلا :: ما همه چیز دیدیم ..قربان زخمی شدن .. نگران نباش درست میشه بردینش تو قصر و همه مردم میگفتن دورد بر پادشاه دخترای شهر کلی تعریف خوش قیافه بودنش میکردن خلاصه تا وقتی که داشتین زخم پانسمان میکردین مردم هی دورد بر شاه میگفتن . ا/ت:: قربان شانس اوردین که زود رسیدیم..ممکن بود با این زخم عمیق . جی هوب دست میزار روی سر شما
جی هوپ:: باشه باشه مراقبم کوچلو اروم بلند میشه . ا/ت:: کجا میرین. جی هوپ:: میخوام برم به مردم بگم حالم خوبه . ا/ت:: قبلش ی چی بیپوش این طوری میرین استقبال مردم.. ببفرماید . شنل بلند طلایی می پوشه و میره دم بالکن و همه مردم دوباره شعار دورد بر شاه میگن . جی هوپ:: ممنونم که نگران من بودین و منو به عنوان شاه قبول کردین دوباره .. از این به بعد دیگه هیچ موجودی نیست که شمارو ازر بده و این سرزمین امن ترین شده برای شما عزیزان . همه دست میزنن و جی هوپ بر می گرده.طرف شما میاد ا/ت:: اخیش بالاخر طلسم شکسته شد و من میمانم با کلی راه دیگه .. برای شما خیلی خیلی خوش حالم پادشاه نور. جی هوپ :: یعنی اینجا نمیتونی به مونی . ا/ت:: نه قربان دلم میخواست ولی به جای دیگه ای خوانده شدم باید سفر جدیدی شروع کنم . جی هوپ :: باشه پس به عنوان تشکر کارای سفر تو برات انجام میدم ..فعلا استراحت کن بعد از چند ساعت کلی فکر کردی و خاطره این سرزمین مرور میکردی که جی هوپ :: می تونم بیام تو ا/ت :: البته قربان ..اون چیه تو دستتون. جی هوپ:: خوب این ی هديه اس ..مقصد بعدیت آب و هواش سرد و این ی شنل بارونیه ..امتحانش کن . ا/ت:: وای مرسی. پوشیدی شنل قرمز بود جی هوپ:: بهت خیلی میاد ..بیا بریم اسبت هم اماده اس دنبالش رفتی رسیدی به پشت قصر که ی در کهنه چوبی اونجا بود جی هوپ:: دوست داشتم چندروزی پیشم باشی اما.. به خاطر اب هوای اون منطق باید زود بری .. مراقب خود باش .اونجا خیلی خطرناک .. این راه برو زود تر میرسی و اینکه به گل نیلوفر توی دریاچه ها دست نمی زنی اگه ما کامل شد سریع پنهان شو بو خودتو اون موقع باید از بین بری اگه نتونستی این شنل بهت کمک میکنه .. امید وارم موفق بشی . ا/ت:: وای پس خیلی دارکه .. ممنونم . جی هوپ:: اا. محکم گرفتی کوچلو ..خواهش میکنم دوبار میگم هواست باید جمع کنی چون اون فرد دنبال تو این شنل میتونه تور از خطر ها پنهان کنه ا/ت:: بخخشید... اها فهمیدم .. استلا لطفا مراقب پادشاه باش ...قربان شما هم هواستون باشه ممنونم بابت همه چی در باز میکنی روبه روت جنگله تاریکی میبینی قشنگ برگات ریخت بود از منظره جلوت خیلی فرق داشت با این جا خلاصه خداحفظی میکنی و راهی ماجرای جدید دیگه ای میشی

خب قشنگا رسیدیم به اخر و من اینجا سرنخ سرزمین بعدی گذاشته ام شما میتونید حدس بزنید عزیزانم کامنت و لایک فراموش نشه که من ناراحت میشم نزارین ها
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عه چ جالب منم شونزدهم تولدمه ولی جمعه گرفتمش
عه مبارک باشه کیوتم من تاریخ تولدم گذاشتم که فردا قرار فصل جدید بیاد و خوب ممکن دیگه زیاد نیام و فقط داستان بزارم برای همیشنه مبارک باشه چندسالته کیوتم♡~♡
مرصی نپصم 12 سالمه
اها خوشبختم :)
آخجون بعدی کوکع.
تروخدا پارت بعدیو زود بزار من داستانتو خیلی دوص درم.
سرشم خیلی گریه کردم نمد چرا.
قول میدی پارت بعدو زود بزاری؟
مرسییی عزیزم
عه چرا:/به خودا غم ناک نبوده که
ار قرار زود بیاد
نمی زاری فصل بعد رو بزار دیگه
قرار بیاد کیوتم ♡-♡
عرررررررررررررر
عررررررررررررر
عرررررررررررر
عررررررررررر
عرررررررررررررترررررررررررر
خیلی قشنگ بود این پارتتتتتتتت😭
مرسییی اجیی نگران نباشه یکشنبه میزارمش:))
آجی توروخدا بگو کی پارت بعدو میزاری گفتم حالا تمروز میزاریش برامون
تو روز تولدم براتون میزارم جیگر:)
حالا کی تولدته 🥳🥳🥳
۱۷ دهم :)))
پیشاپیش مبارککککک♥♥♥♥
مرسیی کیوتم
حالا عکس کوک به کنار ولی اون دارک و که گف ملوم بود بدی کوکه😂
ههه اره حالا بزار این ویو بالا بر تا بعد مال کوکی بزارم اگه مخم کار کنه *_*
عرررررر مث همیشه عاااالی🥲🤍
عررررر آجی عالی بود
ولی خیلی بدی چرا دیر میزاری
راستی اگه بخوای تموم کنی کلا میکشمت😐
جرر مرسی اجیی
چرااا:)))) خوب همه ی پایانی دارن این هم بالاخر می رسه اروم اروم
خوبه که آروم آروم تموم بشه راستی
قرار بود ع.ا.ش.ق.ا.ن.ه کنی چیشد پس
با برو بچ معزم دار تصمیم گیری میکنم شاید قرار ۸ ضعلی عشق شع خخخخ
خالا بزار قسمت بعد بیاد :))))
بی تربیت به من میگی بچ😑
نه بابا تو چیزی نگفتم که منظورم اشتباه فهمیدی منظورم ایت که تو مغزم با بچه های سلول هام حرف بزنم اشتباه فهمیدی البته من دستم اشتباه نوشته :(
چرا باید به تو حرف بدی بزنم اخه کیوتم اشتباه فهمیدی ناراحت شدم ×_×
عشق منی آجی😍😘
کیوت کی بودی ؟کیوت من بودی تو😘😘
*-* سخته بدون استیکر بوس به سرت :)
یه حسی بهم میگه بعد از سرزمین جونگ کوک میشه سرزمین شوگا بعدش هم تهیونگ که چهرش رو به همه اون موقع نشون میده و این دختره عاشقش میشه😐🙂😁
پشمامم '-' خواهرم داری زیادی میری جلو
کو تا قسمت ته ته جان هههه خود نویسند که من باشم هنو تو معزش پایان مشخص نکرده :))))))))
ولی اگه اینجوری بکنی عالی میشه😁😁😁
حالا تصمیم میگرم با برو بچه تو معزم :))) *_*
آخجوننننن بل اخرههههه🥳🥳🥳
جرر وای انقدر دیر گذاشتم همه دیگه شاد میشن با اومدنش♡-♡