سلام سلام من میخواستم رمانی رو بنویسم که شاید خوشتون بیاد اول رمان جوری شروع میشه که شما شاید فکر کنید از وسطش شروع شده ممنونم از شمایی که داری این پست رو میخونی
صدای زنگ آیفون منو از خواب بیدار کرد حدودا ساعت ۱۰ صبح بود او راستی چقد بی ادبم سلام اسم من گیسو چشمام سبزه موهام سیاه و اینگه قدمم ۱۶۶ هست وای یادم رفت بریم سر داستان. فکنم پست چی نامه ها رو آورده بود درو باز کروم ازش نامه رو گرفتم دیدم یه حالت خیلی خندون داره نگاه میکنه خیلی ترسیدم گفتم خدافظ درو بستم و یه نفس راحت کشیدم رفتم و نشستم روی مبل در پاکت رو باز کردم عکسا پشتشون پیدا بود برشون گردوندم که نگاهم روی عکسا خشک شد . کاش اصلا در پاکت باز نمیکردم
عکس اراد همسرم رو دیدم یه دختر توی بغلش بود و داشت میبوسیدش چشمامو یکم روی هم فشار دادم گفتم شاید دارم اشتباه میبینم همه ی عکسا رو نگاه کردم ولی همشون شبیه هم بود زدم زیر گریه بعد از ۱ساعت تمام گریه کردن پاشدم و رفتم توی اتاق خواب چمدونم رو از داخل کمد برداشتم و لباسام رو داشتم یکی یکی توی چمدون گذاشتم .توی سایت ها نگاه کردم دیدم که یه بلیت برای سوئد هست برای حدودا ۴ ساعت دیگه شروع کردم به آماده شدن یه دوش گرفتم میکاپ کردم
موهام رو خشک کردم مدل دادم کار من معماری خونه های ویلایی یا آپارتمانی هست و همیشه ی خدا پولا جیرینگی تو حسابم بود تا حالا به سوئد نرفته بودم فقط میخواستم برم اونجا که از دست اراد راحت باشم واقعا باورم نمیشه خودشو با یه زن دیگه شریک کرده بازم گریم گرفت رفتم که یه اسنپ بگیرم که دیدم بلههههه تو این ساعت اسنپ گیر نمیاد به دوستم زنگ زدم بهش همه چی رو گفتم گفت چند روز دیگه منم میام پیشت سوئد که تنها نباشی
ازش تشکر کردم و دیدم رسیدیم بغلش کردم بوسیدمش برای آخرین بار رفتم توی هواپیما روی یه صندلی نشستم که ........ چشمام گرد شد این همون زن توی عکس پیش اراد بود پاشدم یقه ی زنرو گرفتم _زنیکه ی بی همهچیز بی حیا اومدی باشعور من ریختی رو آب فکر کردی من نمیفهمم دختره هم خیلی ریلکس گفت: عزیزم من خودم اون پاکت رو فرستادم دم خونت . و یه نیش خند زد
گفت : من زنشم یه بچه ی ۴ ساله دارم یکی هم تو راهی شاید باورت نشه آخی بمیرم بیات عزیزم به ارادم میگم داری میری مشکلی پیش نمیاد حیلی هم خاطر خواه تو نبوده میدونستی . یکی زدم تو گوشش و گفتم خفه شو خفه شو فکر کردی کی هستی که یکنفر منو از پشت کشید و افتادم رو صندلی خلبان بود باورم نمیشد با یه مسافر همچین رفتاری داشته باشه پشمام ریخت ......
خب دوان منتظر پارت بعد باشید بوس به همگی یادتون باشه اگه از آیت پست خوستون اومده حتما لایک کنید پست رو برای دوستاتونم بفرستید ممنون میشه خدانگهدار .
عالیه پارت بعد
دوسش دارم پارت بعد