خب اومدم با پارت سوم تالار اسرار و پنجمین داستانم این عددی که بعد از پارت نوشتم یعنی قسمت پنج داستانم هست پارت رو که مینویسم یعنی قسمت این داستان الان این پارت سوم هست یعنی قسمت سوم تالار اسرار ولی در کل این داستان پنجمی هست
دوستان اگه توضیحات بالا رو نخوندید توصیه میکنم که بخونید . خب اونجای داستان بودیم که هری و گریس جینی رو میبینن گریس میره پیش جینی و اونو بغل میکنه و به گوشه ای میبره تام ریدل هم باسیلیسک رو آزاد میکنه و ققنوس کلاه گروهبندی رو میاره . بریم سراغ داستان : ققنوس چشم اون مار رو کور کرد یهو باسلیسک هری رو یک گوشه گیر اورد و هری یک سنگ به سمت دیگه ای پرت کرد و اون از هری دور شد هری فرار کرد اون صدای هری رو شنید رفت سمتش هری به بالا رفت شمشیر رو در دهانش فرو کرد و دندون اون هم فرو رفت تو دست هری من فریاد زدم هریییییییییییییییی و گریه هام بیشتر شد 😭 باسیلیسک مرد اما هری زخمی شد یهو تام ریدل اومد سمت منو جینی . تام ریدل: تو اونو کشتی اما به زودی اون دختر میمیره . از زبان هری : دندون رو از دستم در اوردم و پرتش کردم سمت گریس . گریس اونو فرو کرد تو کتاب و تام از بین رفت . جینی به هوش اومد
من هنوز زخمی بودم و دیگه داشتم میمردم رفتم پیش گریس یهو گریس پرید بغلم و گریه کرد . گریس : هرییی اگه از دستت بدم چکار کنم😭 دلت میاد منو تنها بزاری آخه . هری : دست من نیست گریس مراقب خودت باش فقط بدون بهترین خواهری . گریس: ابن حرفو نزن هری تو خوب میشی . جینی : من .....من متاسفم تقصیر من بود . هری : نه این طور نیست جینی . از زبان هری: گریه به گریس امان نمیداد که یهو ققنوس اومد یک اشک ریخت رو دستم و من خوب شدم بازم گریس داشت گریه میکرد . گریس : وااای هریییی خوب شدی اینقدر خوشحالم که حالا از خوشحالی گریه ام بند نمیاد . گریس : یهو پریدم محکم هری رو بغل کردم و اون هم منو بغل کردم سرم رو روی سینه هری گذاشتم .
. گریس : خوشحالم که هنوز صدای قلبت رو میشنوم . هری : منم خوشحالم که دوباره تو رو بغل کردم و میتونم بغلت کنم . بیایید بریم . رون : هرمیون اونا برگشتن . هرمیون :😃 حالشون خوبه . از زبان گریس: از دور که هرمیون رودیدم دویدم سمتش اونم دوید سمت من و پریدیم بغل هم بعد همه هم دیگه رو بغل کردیم .گریس : وای یک جنگ جالب و البته کمی نا راحت کننده رو از دست دادید . هرمیون : باید تک تک اتفاقات رو برای من توضیح بدید . گریس : نگران نباش توضیح میدیم . رون : منو هرمیون فقط دو بار صدای فریاد تو رو شنیدیم گریس که داد زدی هری. هرمیون: خیلی نگران شدیم فک کردیم که ........ گریس : که هری مرده . وای نزدیک بود بمیره ( با بغض ) خیلی ناراحت کننده بود .
گریس : وای یک جنگ جالب و البته کمی نا راحت کننده رو از دست دادید . هرمیون : باید تک تک اتفاقات رو برای من توضیح بدید . گریس : نگران نباش توضیح میدیم . رون : منو هرمیون فقط دو بار صدای فریاد تو رو شنیدیم گریس که داد زدی هری. هرمیون: خیلی نگران شدیم فک کردیم که ........ گریس : که هری مرده . وای نزدیک بود بمیره ( با بغض ) خیلی ناراحت کننده بود .
از زبان هری: ما رفتیم تو سالن همه دورگه های خشک شده خوب شده بودن اما هرمیون خشک نشده بود و این خیلی خوب بود و واقعا به کمکش نیاز داشتیم . مگ گوناگال: دامبلدور ، این عجیب نیست که همه دورگه ها خشک شدن به جز هرمیون گرنجر ؟ دامبلدور : چرا این خیلی عجیبه . مگ گوناگال : امممم نکنه اون ....... دامبلدور : احتمالش زیاده اما باید بزاریم پدر خونده هری این رو بهشون بگه . ما مطمئن نیستیم . مگ گوناگال: آره درسته .
رون : گریس تو فکری اتفاقی افتاده . گریس : چطور میشه که همه خشک شدن جز ..... هرمیون : به جز من . گریس : هرمیون من خیلی خوشحالم که تو خشک نشدی چون بدون تو نمیتونستیم کاری بکنیم اما ......... هرمیون: این برای خود منم عجیبه . گریس : ما همه کتاب ها رو خوندیم همچین چیزی وجود نداره که یک دورگه خشک نشه . البته ناراحت نشی هرمیون منظور بدی ندارم . هرمیون : نه ناراحت نیستم . ولی این خیلی عجیبه نه . هری : آره . رون : میتونیم از پرفسور دامبلدور بپرسیم . گریس : فکر خوبیه رون . بیایید بریم بچه ها .
گریس : پرفسور دامبلدور . پرفسور مگ گوناگال . یک سوال داشتیم . مگ گوناگال : چه سوالی خانم پاتر . گریس : این چطور میشه که همه دورگه ها خشک شدن به جز هرمیون . مگ گوناگال: اممم خب .... دامبلدور : سال های بعد جواب این سوال رو میفهمید . هری : چطوری ؟ دامبلدور : مردی که پدر و مادرت بهش اعتماد کردن و به خوب کسی هم اعتماد کردن . گریس : کی ؟ . مگ گوناگال: ما نمیدونیم . اون با نامه دست خط پدر و مادرت میاد این تنها نشونه اش هست . گریس : 😕 . رون : من خوابم میاد . هری : منم . گریس : بریم بخوابیم . از زبان گریس : ما رفتیم به خوابگاه و هری و رون رفتم تو اتاق خودشون من و هرمیون تو اتاق خودمون .
هرمیون : خوابی گریس . گریس : نه . خوابم نمیبره با اینکه امروز اینهمه اتفاق افتاد . شرط میبندم الان رون و هری غش کردن از خستگی . هرمیون :😅 آره . گریس :😅 . از زبان گریس: منو هرمیون داشتیم میخندیدیم که یک دفعه دیدم هرمیون ناراحت شد . گریس : اتفاقی افتاده هرمیون ؟ هرمیون : پرفسور مگ گوناگال داشت یک چیزی میگفت که دامبلدور حرفش رو قطع کرد . گریس : فک کنم به همون دوست پدر و مادرم مربوط بشه . و یک چیزی درباره تو . هرمیون : یک ارتباطی بین من و دوست پدر و مادرته . گریس : ولی چی یعنی چی میتونه باشه
هرمیون :😔 . گریس : حتما میفهمیم حالا ناراحت نباش قرار از هم جدا بشیم من دوست ندارم صورت ناراحت و غمگین تو توی ذهنم باشه . هرمیون :😄 . گریس : حالا خوب شد دیگه بخواب 😁 . از زبان گریس: منو هرمیون با اینکه خیلی خسته نبودیم اما مجبور بودیم بخوابیم . روز بعدش هم وسالمون رو جمع کردیم از هم خداحافظی کردیم و رفتیم به خونه .
خب دوستان داستان (هری پاتر و تالار اسرار )هم تموم شد میریم سر( هری پاتر و زندانی ازکابان ) منتظر داستان های بعدی باشید دوستون دارم چالش : اسمتون چیه ؟ اسم تون رو دوست دارید ؟ اگه نه چه اسمی رو دوس دارید ؟ (راستی این سوال تقریبا خصوصی هست پس میتونید جواب ندید اما خواهشا نظر بدید و فقط بگید که چه اسمی رو دوست دارید اگه نمیخواید اسمتون رو بگید .)
داستانت محشره اما به نظر خودت گریس رو یکم ضعیف نشون نمیدی ؟؟به نظر من اگه یکم شجاع تر بود داستانت رقیب نداشت
هستی ام اسمم رو دوست دارم اسم هرماینی هم دوست دارم نه به خاطر هری پاتر ها کلا
اسمم محیاست .دوست دارم هرماینی باشم 🙃🙃
ولی اسممو دوست دارم
عالیییییی
چالش :اسم واقعیم حانیه هست .اسم خودم رو دوست دارم اما دوست داشتم اسمم کارا بود بخاطر همین تو تستچی با اسم کارا اومدم
وای چه پایان خوب و عجیبی
مرسی داستان رو جالب کردی
خیلی جالب بود منوننننننننننننن
خب چالش
اسم من روژینا هست . اسمم دوست دارم . اسمای مورد علاقم اما یا امیلی یا کیتی یا کسی
ممنونممممم 😘💙💙💙💙 اسمت قشنگه وای اما و امیلی رو من هم خیلی دوست دارم😍😘💙💙💙
ممنونم
راستی ببخشید چالش یادم رفت😍
پریام البته ترجیح میدم اوا صدام کنن:)
آره اسمم رو خیلی دوست دارم❤😝
چقدر قشنگ هر جور دوست داری آوا جونممم💙💙💙💙💙💙💙😘😍
عالی بود، یه سر به داستان منم بزنین لطفا❤️💋
چشم گلمم الان سر میزنم 😘😘😍💙💙
ممنون بابت نظرت💙💙
عالیییییی خیلی خوبه که پشت سره هم گزاشتییی😍
ممنونممم عشقممممم😘😘😘😘😍😍😍😍💙💙💙💙💙💙💙
مثل همیشه عالی و درجه یک بود 🤩❤
چالش : اسمتون چیه ؟ اسم تون رو دوست دارید ؟ اگه نه چه اسمی رو دوس دارید ؟
من ریحانه هستم ، اسمم رو ۵۰٪ ۵۰٪ دوست دارم ، بیشتر اسم وایولت رو دوست داشتم 😄😊البته آیلین هم بد نیست 😄😁
اسم ریحانه هم خیلی قشنگه 😍😘💙💙💙💙
خیلی باحال بود💕
خب اسمم الناس از اسمم راضیم اما عاشق اسم نلی هستم😄💙
چقدر اسمت قشنگه 😍 من اسم النا رو خیلی دوست دارم💙💙💙💙
ممنون❤❤😄