سلام اینم پارت ۱۳ کپی ممنوع ممنون از تستچی عزیز 😄
سلام اینم پارت ۱۳ امیدوارم لذت ببرید دوستان ممنون از نظرات عالیتون 🥰🥰🥰 آنچه گذشت :ممنون کت نوار تو منو نجات دادی ازت ممنونم ... تیکی دیگه مطمئنم درباره یه تصمیمم.... مرینت داشت میلرزید رفتم و بغلش کردم و گفت دیگه هیچ وقت ترکت نمیکنم ... داشتم میرفتم بخابم که یه دفعه یه صدایی از کنار پنجره اومد و من خیلی ترسیده بودم که یهو .... خب بریم شروع کنیم
که یهو یکی از پنجره اومد و گفت :اجازه هست من که از ترس رفته بودم زیر پتو اومدم نگاه کردم و دیدن کت نوار است و منم با لحنی تند گفتم :تو اینجا چی کار میکنی 🤨🤨که اون نزاشت ادامه بدم و یک گل رز آورد جلو و زانو زد و گفت "تقدیم به عشق زندگیم و منم دیگه حرفی نزدم و فقط گل رو گرفتم و کت نوار دستم رو بوسید و گفت :بیا بریم یه جایی یه سوپرایز دارم واست
گفتم :چه سوپرایز 🤨🤨گفت خودت میبینی و با استفاده از چوبش من و خودش رو برد بالا یه برج ایفل وااای کت تو چی کار کردی (از زبان راوی :کت نوار اونجا رو پر از شمع و رز کرده بود و ... و خیلی رمانتیک بود خب بریم ادامه )کت گفت "خوشت اومد بانوی من گفتم معلومه و بعد ساعت ۱ شب منو برد خونه وخودش هم برگشت خونشون
فردا صبح وقتی بیدار شدم رفتم پایین و صبحانه خوردم و بعد رفتم مدرسه تو مدرسه به خانوم بوسیه گفتم :اجازه میدید من پیش آدرین بشینم و خانوم هم گفت بله چرا که نه البته اگه نینو و آلیا راضی باشن و گفتم ممنون خانوم 😘😘و رفتم پیش آلیا و بهش گفتم و اون گفت آره چرا که نه من از خدامه پبش نینو بشینم
اخه مرینت راستش رو بخوای من از نینو خوشم میاد و اونم خودش رو به نزدیک میکنه و من گفتم یعنی مرینت گفت :: این عالیه پس تو مشکلی نداری ؟؟گفت نه از خدامه و منم گفتم ممنون و رفتم پیش آدرین و اون هم گفت نینو مشکلی نداره و من گفتم آلیا هم همین طور و آدرین گفت این عالیه و من خیلی خوشحالم که میتونم پیش عشق زندگیم باشم و منم که سرخ شده بودم خندیدم
یهو آلیا اومد و گفت مرینت اخبار رو دیدی مثل اینکه یکی شرور شده و لیدی باگ و کت نوار هنوز نیستن ومن گفتم:اشکال نداره من مطمئنم که اونا زود تر میان و به آدرین چشمک زدم و اونم حرفم رو تعید کرد و ما به یه بهانه ای رفتیم یه جای خلوت و گفتیم :تیکی خال ها روشن .... پلگ تبديل گربه ای ... و تبدیل به لیدی باگ و کت نوار شدیم و من گفتم وقت قهرمان بازیه پیشی کوچولو و اونم گفت درسته بانوی من 😄😄
بعد از کلی مبارزه موفق نشید و من از گردونه ی خو ش شانسی استفاده کردم و یه بشقاب افتاد تو دستم و گفتم این خیلی آشناست آها فهمیدم که باید چی کار کنم کت من زودی بر میگردم و کت گفت : باشه بانوی من و من رفتم پیش استاد فو و استاد فو گقت:اینجا چی کار میکنی مرینت گفتم :استاد گردونه ی خوش شانسی منو به اینجا آورد و استاد گفت یک نفر رو برای مبارزه با اون شرور انتخاب کن و منم پشت لاک یعنی نینو رو انتخاب کردم
اون رو به نینو دادم و با نینو اون رو شکست دادیم و همه چی رو به حالت اول برگردوندم و نینو معجزه گر رو به من داد و ازم تشکر کرد و رفت و منم اون ر و به استاد فو دادم و استاد فو گفت به زودی تو جای من خواهی بود و وظیفه ی تو هستش که دنیا رو نجات بدی و منم گفتم :چشم استاد و رفتم
داشتم بر میگشتم مدرسه و به حرف های استاد فو فکر میکردم که یهو آدرین اومد گفت بیا بشیم تو ماشین من میرسونت مدرسه و منم گفتم ممنون و سوار شدم و رفتیم مدرسه وقتی رسیدم اونجا قرار بود من و آدرین پیش هم بشینیم و من خیلی خوشحال بودم و هیجان زده و فکر کنم آدرین هم همین طور بود بعد مدرسه از آدرین خداحافظی کردم
رفتم خونه و کلی با آلیا حرف زدم بعد بازی کامپیوتری کردم و اونقدر خسته بودم که نتونستم تا شام بمونم و خوابیدم آنچه خواهید دید: آدرین هفته یه دیگه تولد مرینت هست .... استاد فو :فردا وقتشه مرینت .... خب منتظر پارت بعد باشید
مهدی اینو ادامه میدم وسط فصل رو میگم که چی بزارم
بچه ها این فضل از داستان 20 قسمته و وسط فصل چی بزارم براتدن داستانه جدید و یک قسمته یا تست های لیدی باگ و کت کودومش ؟؟؟ حتما بهم بگیم دوستان
عااالیی بود
خیلی ممنون عزیزم 😀😀😀
عالی بود آفرین پارت بعدی لطفا 🙏🏻💖💖💖
خیلی ممنون عزیزم
😃😃😃
عاایبودآجی❤
خوشبهحالتداستاناتزودمنتشرمیشه
اونمچندتاباهماینطوریکوتاهبودنشرو
کمترمیکنه،درکتمیکنمآدمهرچیمتندبنویسه
بازموقتیبخونهمیبینهکمه😐
خیلی ممنون میدونی چیه من سعی میکنم زیا د بنویسم و من پارت نمی زارم و اگه بزارم هم دو تا دوتا میزارم فکر کنم هرچی پارت میره بالا بیشتر داستان
خیلی ممنون راجب نظرت عزیزم
🙂🙂🙂
اینم پارت ۱۳ خدمت شما عزیزان امیدوارم خوشتون بیاد نظر دادن فراموش نشه 😄😄