یه داستان باحال
گوشیم داشت زنگ میخورد اصلا پیداش نمیکردم اوف باره دهمه هی زنگ میخور قطع میشه☹(با هزار بدبختی پیداش کردی)....اخش پیدا شد زیر تخت افتاد بود . ۱۱ تا تماس از طرف جین.یا خود خدا حتمی خیلی نگران شد... (تو روز قبلش با حال خراب از دانشگاه زدی بیرون) زود با هاش تماس گرفتم به بوق اول نرسید جواب داد جین...الوووو😡😡 ا/ت... س...سل..سلام جین.... ا/ت..جین بزار برات توضیح میدم من گوشیم افتاد بود زیر تختم نميتونستم پیداش کنم برای همین دیر جواب دادم 😑🥵
جین:دیروز چت شد بود ا/ت:هیچی جین:به من دروغ نگو بگو چت شده بود ا/ت:هیچی بخدا جین:اوکی باشه فعلا ا/ت:جین قهر نکن بخدا چیز خواستی نبود دیروز سر زنگ ورزش با تهیونگ دعوام شد اخه بار ۱۲بود داشتم اون پرشو انجام میدادم هی ایراد میگرفت😔 تهیونگ معلم ورزشت بود و با تو لج بود جین:خب..خب به من میگفتی باهاش حرف میزدم بهت گیر نده ا/ت:اون با من لجه 😎 جین:فدا سرت خودم هوا تو دارم نمیزارم دیگه بهت گیر بده (تو با این حرف جین تو دلت پشمک آب شده) جین:ا/ت ساکتی هستی پشت خط؟ ا/ت:ها...چی.. اها.. اره هستم
جین:هیچی ..هیچی برو بخواب فکر کنم خسته شدی🤣 ا/ت:عه جین تیکه ننداز جین:چشم گلم ا/ت:مرسی خب فعلا کاری نداری آقایی جین:نه خانومی فعلا روز خوش ا/ت:همچنين
خب خب ساعت چند 🕒 چییییییی ساعت ۳نیمه نه خدا باز دیرم شد نتد نتد آماده شده بری سر کلاس نقاشی (اخه استعداد بی نظری تو نقاشی داشتی) خدا فقط استاد نیومده باشه من ۱۰۰ تا سوشی نظر میکنم😅😅از طرز فکر خودت خندت گرفت همین که رسیدی سر کلاس رفتی سرجات نشستی .. یه خورده که گذشت استاد وارد شد اخش به موقعه رسیدم
غرق کلاس شدی بودی که به خودت اومدی دیدی استاد داره با یه خسته نباشی پایان کلاس اعلام میکنه اخش اینم تموم شد الا میرم خونه یه دل سیر میخوابم ........وقتی رسیدی یه سلام بلند کردی سری رفتی به سمت اتاقت بدون دراوردن لباسات رو تخت دراز کشیدی و خوابت برد غرق خواب ناز بود که با صدای گوشی از خواب پریدی 😭😡😡
با صدای خیلی وحشتناک به طرف که پشت خط بود و میدونستی کیه فوش نثار کردی ای خدا لعنت کنه بیشعور مزاحم خر گاو الاغ خروس بی محل ...شیر پیر...گاو نر مهلا:خب بابا خفه خون بگیر انقدر فوش دادی مردی (مهلا یکی از بهترین دوستات بود) ا/ت:خب خواب بودم زنگ زدیراز خواب شیرینم پاشدم مهلا:اها اوکی من قطع میکنم ا/ت:غلط کردی بابا از خواب نازم بلندم کردی حرفتو بزن 🗣
مهلا:جیمین بهم پیام داد ا/ت: خب ...خب چی گفت مهلا:گفت فردا بریم رستوران ا/ت:خب توم قبول کردی 😍😍 مهلا:نه ا/ت:چییییییییییییی😡😡😡😡😡 مهلا:اه داد نزن بابا گوشم کر شد ا/ت:واقعا قبول نکردی مهلا:نه قبول نکردم ا/ت:چرا؟🤔 مهلا:چون خجالت میکشم ا/ت:باز چرا مهلا:خب اخه....... ا/ت:الوووووو مهلا الووووو اوف باز گوشیشو درست نزاشته تو شارژ خب ولش فردا بهم میگه 😶 ولی من تا فردا از فوضولی میمیرم به ساعت نگاه کردم۱۲ شب چقدر خوابیدم آروم در اتاقمو باز کردم رفتم پایین تا یه چیزی بخورم در یخچال به ارومی باز کردم چشمم خورد به سوسیس برداشتم برای خودم درست کردم خوردم🌭🌭🍽 رفتم تو اتاقم یه سری به فیس بوک زدم دیدم جین یه عکس خیلی کیوت گذاشته تو دلم براش قربون صدقه رفتم ...
بابت داشتنش خدارو شکر کردم رفتم براش کامنت گذاشتم 😍😍😍 به ثانیه نرسید برام پیام اومد از طرف جین بود سلام خانومی 💕 ا/ت:سلام خوبی نخوابیدی؟ ا/ت:نه اها پس میای تلفنی حرف بزنیم ا/ت:اوکی گوشیم زنگ خورد جواب دادم سلام جین:سلام خوبی ممنون تو خوبی جین: مرسی خوبم چه خبرا صدات چرا گرفته هیچی تا الا خواب بودم جین :واقعا اره چطور؟ جین:مطمعنی رو دست خرس قطبی نزدی جینننننننن میزنمتا عه جین: والا خب اخه دختر خوب کی تا الا میخوابه مگه کلاس نرفتی چرا رفتم ۴ نیم تموم شد رسیدم خونه گرفتم خوابیدم جین:اها میخوای قطع کنم بخوابی نه بابا حرف بزن ...بهم آرامش میدی جین:بامن بودی ا/ت:چی؟ جین:همین گفتی که آرامش میدی ا/ت(چون تو فکر بودی و گفتی آرامش میدی فکرتو بلند خوندی صداتو شنید😅) ا/ت:چیز ....اممممم...چیز ..میگم تو خسته ای برو بخواب جین:من که خسته نیستم ولی چون میخوام سوتی جمع بشه میرم میخوابم تا اومدم حرف بزنم گوشی قطع شد تو دلم به خودم انقدر فوش دادم بابت گیج بودنم نت خوابم برو💤
کیوتا اگه خوشتون اومد من پارت ۲ بزارم💟💟💟
امیدوارم خوشتون اومده باشه منتظر پارت۲ باشین 💋💋
عاللللیییییی 🤩🤩🤩🤩
پارت 2🥺🥺🥺لطفااا
داستانت خوبه اما باید پارت درست بزاری من دختر فلانی بعد اخر ۸ اصن نفهمیدم چیشد جین داشت میگفت یا ا/ت بنظرم رو داستانت کار کن