سلام خوبید دوستان. من امدم با پارت جدید داستان این قسمت یکم غمگینه و البته ادامه دارد اگه تازه دارید منو دنبال میکنید از داستان شماره اول بخونید چون به هم مرتبط هستند. لطفا نظر بدید.
دوباره مایورا و حاک ماث یکی رو شرور کرده بودند.تیکی خال ها روشن😉رفتم سمت اون شروره،کت هم امد.اون شروره گلوله های آتشین پرتاب میکرد و خیلی هم گرم بود.«تیکی افزایش قدرت،تیکی آتشیین».«پلک افزایش قدرت،پلک آتشیین».رفتیم سمت« آتش قوا » کت باهام هنوز قهر بود😭 و این جوری کارم سخت تر بود.
اون تمام قدرتشو جمع کرد و یه گلوله ی عظیم درست کرد؛پرتابش کرد سمت کت نوار😨یا اون حرف ایتاد فو افتادم که میگفت:ادم باید برای جبران اشتباهش فداکاری کنه.انگار دقیقا این حرف برای من بود.پریدم جلوی گلوله. نههههههههههههههههههههههههههه لیدی باگ😱
بعد از این دیگه چیزی رو نهمیدم((از زبان نویسنده:آخه بیهوش شده بوده😩))از زبان کت نوار:دیدم لیدی باگ بیهوش رو زمین افتاده بود.افزایش قدرت آبی دادم و لیدی باگ هم پری کفشدوزکی کردم🎀درسته دیگه بهش علاقه ای نداشتم اما اون همکارمه😖پریدم تو فاضلاب و لیدی باگ هم با خودم بردم.مدتی گذشت بالاخره بهوش امد. از زبان لیدی باگ:چشمامو باز کردم سرم خیلی درد میکرد کت نوار بالای سرم بود و با هم نوی فاضلاب بودیم.کت نوار با نگرانی و خشمگینی گفت...
تو دیوونه شدی امکان داشت اتفاقی برات میوفتاد یا معجزه گرت خراب میشد😾گفتم:آدم برای عشقش همه کاری میکنه😔 کت گفت:دیر عاشق شدی خانوم🙍دیگه دیر شده،خیلیی.
خوب مینویسم؟
خیلی ناراحت بودم البته من عاشق کت زیاد نبودم فقط نمیتونستم قهرشو ببینم😔 فقط همین کت نوار من،من
از عذر میخوام من اشتباه بزرگی کردم.به علاوههنوز برای این جور چیزا زوده😑 فهمیدی کت نوار گفت؟
چه زود باشه چه نباشه دیگه تو انتخابم نیستی.😶چی میگی تو😢 واااکییی چارم «یه دسته گل داد»دادمش به کت نوار و از ته دل ازش عذر خواهی كردم😆
اون آشتی کرد و شد همون کت قبلی
ما رفتیم سمت اون ولی خیلی قوی بود ما هم دیگه نمیتونستیم افزایش قدرت کنیم.😢
ما رفتیم سمت اون ولی خیلی قوی بود ما هم دیگه نمیتونستیم افزایش قدرت کنیم.😢
آخه دیگه نه من ماکارون جادویی داشتم نه کت باید دوباره. استاد درست کنه. و این کار مدتی طول میکشه
آخه دیگه نه من ماکارون جادویی داشتم نه کت باید دوباره. استاد درست کنه. و این کار مدتی طول میکشه
تمام بزن ص بعد.
بچه ها ببخشید درسام زیاده زود و سریع بخش هشت رو میذارم دنبال کنین
آنچه در لیدی باگ🐞8 خواهید خواند. مجبور شدیم عقب نشینی کنیم..........شهر اشوب شده بود .بالاخره شکستش دادیم. خداحافظ
عالیه عزیزم . تا اینجا خوندم عالی بود
منتظر پارت 8 باشید
عالی ولی خیلی کمه خیلی ناراحت شدم اه
😥.آخه اون موقع امتحانا بود .ادامه داره منتظر پارت هشت باشید.
پس پارت ۱ کو
داغ دلمو تازه نکن دوبار نوشتم هی حذف میشه .الان دوباره نوشتم به امد خودا میاد همین روزا پارت ۱،۸،۹،۱۰ میاد حتما دنبال کنین چون عاشقانه هم هست
عالی بود اگه یه داستان غمگین اما در عین حال زیبا می خوای به داستان من سر بزن مطمئن باش پشیمون نمیشی😉بیا تا داستان جالب و واقعی رو ببینی😎
فقط زود تر پارت بعد رو بزار
تو برسیه شاید ۲۵. بیاد تو تست چی اینم بگم پارت ۱ که خراب شده بوپ و نیومده بود تو راهه
سلام ببین من تازه شروع به دیدن این برنامه کردم میشه اگه همه قسمتاش رو دیدی بگی که مرینت و ادرین میفهمن که گربه سیاه و دختر کفشدوزکی هستن؟
ترو خدا بگو من دل تو دلم نیست:-*
سلام گلم،در قسمت ۲۳ از فصل سه یه هویت هایی آشکار میشه و مرینت میفهمه آدرین کت نواره و آدرینم شک میکنه و هویتاشون کشف میشه اما به زمان عقب برمیگردن و با کفشدوزک های معجزه آسا همه چیز رو فراموش میکنن.تا حالا هم ماجراجویی در نیویورک امده که تو اونم که رباتی بود هویتاشونو فهمید اما بعد از برگشتن اونا به پاریس از حافظش پاک کرد .پس تا حالا هویتاشون لو نرفته فقط مستر فو از این هویت ها خبر داره.که به کسی نمیگه.اما بهت پیشنهاد میکنم این داستای منو دنبال کنی تا از همه چیز خبر دار بشی💖
قشنگ بود
منتظر پارت های بعدی باشید اینو هم بگم از قسمت 14. به بعد عاشقانه میشه
عالیییی بود عزیزم😍❤
عزیزم به معنای واقعی عالیییی بود
یعنی جزو بهترین رماناییه که تا حالا تو تستچی خوندم
غلط املایی نداره موضوعش جالبه با این حالی که هر سوال یه متن تقریبا کوتاه مینویسی ولی کاملاااا نویسنده حسو دریافت میکنه من در جایگاهی نیستم که بخوام نظر خواص یا مهمی در این باره بدم ولی جزو بهتریییین و معرکه ترین و قشنگ ترین رمانایی بوده که تا حالا خوندم واقعاااا عالی بود عاااااللللللیییییی😻😻💜☁🍭
بسیار ممنون عزیزم💜