بچه ها عکس این پارت یونیفورم مرینت و لباس عادیش هست و اون پسر هم کراک هست چونکه توی این پارت نقش داره به خواطر همین عکس رو گذاشتم
ادرین:آها فهمیدم🤩🤩🤩فردا صبح درون مدرسه👈ادرین:پدرم رو با خودم بردم 😁به بهونه معرفی دوستام😜 همه رو معرفی کردم 🙂و در آخر گفتم پدر ایشون مرینت ایکس هستن مالک شرکت ایکس😌 گابریل:اوه از دیدنت خوشحالم مرینت شما عضو خانواده ایکس هستید😃؟همون خانواده که تمام کار های خیریه پاریس رو انجام میدن😃؟مرینت:با بی محلی تمام گفتم بله😐. گابریل:لطفا دعوت من رو برای شام بپذیرید😁 باعث افتخار که با کسی به خیر خواهی شما شام رو داشته باشیم😄
مرینت:اولش میخواستم بگم نه😑 ولی یک دفعه کراک گفت قبول کن🙃 من سیستم امنیتی خونه ی اگراست رو هک کردم😐 و متوجه شدم طرح های زیادی درون خونه هست و هر یک از طرح ها بیشتر از 100میلیون قیمتشه پس قبول کردم😈 ولی کاملا متوجه منظور ادرین شدم😑ولی کور خونده😑😠😏.شب👈 یه لباس مجلسی پوشیدم کراک گفت میخوای باهات بیام ولی گفتم نه از پسش بر میام و با ماشین رفتم
وقتی رسیدم استقبال گرمی ازم کردن😊 و بعد از شام پدر ادرین من رو برد به اتاق کارش و تمام طرح هاش رو نشونم داد😈 دیدم دوربین های زیادی درون اتاق هست پس😨 به کراک پیام دادم و گفتم سیستم امنیتی رو خاموش کن😐 و اون کار رو کرد همین طور از طرح ها رد میشدیم و من دونه دونه بر میداشتم ودرون کیفم می گذاشتم😈 و ادرین پشت سر من اونا رو سر جاش میزاشت😠 واقعا داشتم عصبی میشدم😠 به خواطر همین بیخیال شدم 😑
بعد سر گابریل کمی درد کرد 🤕و گفت ببخشید و رفت کمی استراحت کنه 😈و فقط و ادرین و من موندیم اون از سر جای خودش بلند شد و اومد کنار من😑 دستام رو گرفت و گفت مرینت تمومش کن من نمیتونم با کسی که دوسش دارم بجنگم 😣❤و من گفتم چی پدر و مادرم رو... بعد انتظار داری ببخشمت😠 و بی خیالت شم هرگز 😠و بعد موهامو کنار زد و گفت مرینت من دوست دارم 😍 و من گفتم ولی من از تو متنفرم 😏
دستام رو از دستاش جدا کردم 😠و بهش گفتم به پدرت بگو اینقدر اشیاء قیمتی نگه نداره این براش گرون تمام میشه😏 .داشتم میرفتم که توجهم به یه تابلو پرت شد🧐 اون یه نقاشی خیلی خوشکل بود 🤩شرط می بندم کلی پول باهاش میره😈 ناخواسته خواستم برش دارم😮 که ادرین اومد جلو و گفت اجازه نمیدم این رو برداری این یادگار مادرمه 😠گفتم :برای خودت نیازی بهش ندارم😏
داشتم به عکس های مادر ادرین نگاه میکردم اون واقعا زیبا😍 بود که یه دفعه احساس کردم کسی پشتمه🧐 ادرین😑 و خودش رو آروم بهم نزدیک کرد فهمیدم میخوام چیکار کنه😑 پس انگشتم رو گذاشتم روی لبش و گفتم ادرین من یه دزد و تو یه قهرمان هیچ چیزی بین ما نیست😠 پس سعی نکن 😠و داشتم میرفتم که یه دفعه یه دختر اومد تو و گفت ادرین کجا بودی دنبالت بودم 😁و پرید بغل ادرین😐 ادرین معلوم بود میخواد فرار کنه😂 اون رو از خودش جدا کرد .برای دراوردن لج اون دخترم که شده بود😜 یقه ادرین رو کشیدم و (ب*و*س*ی*د*م*ش*)
ادرین اولش تو شوک بود 😳ولی کمی بعد همراهیم کرد وقتی که داشتم اون کار رو میکردم یواشکی گوشیش رو برداشتم😈 و بعد خدا حافظی کردم و رفتم وقتی رسیدم خونه چراغ ها خاموش بود 🤨بعد یه دفعه روشن شد و کراک پرید بیرون و گفت پس بلاخره (ب*و*ی* ف*ر*ن*د )دار شدی آبجی کوچولو😁🥳 گفتم چی🤨؟گفت ادرین رو میگم 😐گفتم اولا تو از کجا میدونی 🤨دوماًاون کار فقط برای بدست آوردن این بود 😈و بعد گوشی ادرین رو نشونش دادم😈
کراک:اولاً دوربین امنیتی خونه رو هک کردم تا بتونم ببینمت😁دوماً گوشی ادرین به چه دردی میخوره🤨مرینت:اهمقی دیگه داداشی😂به هیچ دردی نمیخوره😐ولی کنجکاو بودم 😐کراک:باید همین حالا اون رو بر گردونی شاید اگراست بتونه ردمون رو بزنه😨مرینت:نمیتونه😈.کراک:خب خبر خوب اینکه اگراست سرش درده و خوابیده😏 و ادرین هم اجازه نداره تا نیم ساعت دیگه بیدار بمونه😏(چقدر بد بخت😐)مرینت:پس من میرم 😈.اون ور داستان👈ادرین :وای بلک دیدی 😍من امشب از خوشحالی نمیتونم بخوابم😐 بزار ببینم کسی پیام نداده 😳گوشیم کوووو😳😳😳بلک :وقتی داشتی اون کار رو 🙄میکردی گوشیت رو برداشت😠بهت گفتم به یه دزد اعتماد نکن😠😠
ادریت:راست میگی😠😠😠دیگه نباید بهش اعتماد کنم 😐ولی خوابم نمی بره 😐بلک :ولی من خوابم میاد😠و گرفت خوابید نصف شب بود و ادرین هنوز بیدار که صدایی شنید رفت دید باز مرینتِ میخواست تبدیل شه ولی فکر بهتری به ذهنش زد😈مرینت:وارد خونه شدم کراک😑حواست باشه.کراک:باشه.مرینت:رفتم توی اتاق اگراست وقتی طرح هارو برداشتم کراک گفت مری همین حالا از اونجا بیا بیرون پلیس در راهه 😠زود خواستم برم بیرون که یه دفعه یه گربه سمج اومد جلوی راهم🙄و باز زبون ریخت.کت نوار:بانو فکر نمی کنی دزدی کار بدیه 😏مرینت:کارت به جایی کشیده که به من خوب و بد رو یاد میدی😠دیگه واقعا دارم عصبی میشم😠
مرینت:از سر راهم برو کنار😠 ادرین:نه تا وقتی اون طرح هارو بزاری سر جاشون 😏 ادرین:این رو گفتم که یه دفعه یکی از پنجره پرید داخل و گفت میدونستم از پسش بر نمیای برای همین اومدم😁(کراک بوده)مرینت:هه از پسش بر اومدم ولی مثل اینکه گربه تنش میخاره 😏 کراک:الان وقت این چیزا نیست پلیس داره میاد باید فرار کنیم 😠مرینت:باشه🙄ولی آخر یه تور انداختم روی کت نوار و فرار کردیم .کت نوار:بازم شکستم داد 😪پلیسا اومدن و منو دیدن من گفتم فرار کرد دوباره🙄منو آزاد کردن واقعا خجالت اوره تو نمیتونی یه دختر رو بگیری😠مرینت: بهتره بریم سراغ تاج😏کراک:فکر خوبیه 😈مرینت:رفتیم و بلاخره محل تاج رو پیدا کردیم اون رو برداشتیم و یه علامت X به جاش گذاشتم و آژیر خطر رو روشن کردم
کت نوار وقتی رسید که ما رفته بودیم و به جای تاج X رو پیدا کرد😈کت نوار:دیگه بسه دفعه بعد میدونم باهات چیکار کنم😠😠صبح درون مدرسه👈مرینت: سر جام نشسته بودم و با کراک چت میکردم که یه دفعه ادرین اومد و جلوی همه ی دانش اموزا دستش رو محکم کوبید به نیمکت و گفت همین حالا اون رو پس بده 😠من بلند شدم آروم توی گوشش گفتم طرح های پدرت و اون تاج امروز صبح توی بازار سیاه به بالا ترین قیمت فروخته شدن😏واز کلاس رفتم بیرون👋🏻خانم بوستیه:بچه ها خبر بدی دارم دوست جدیدتون مرینت ایکس خبر رسیده که مدرسه اش رو عوض کرده☹ادرین:بلاخره کار خودش رو کرد و من مثل یه احمق نگاهش کردم😠😠(توی دلش میگه) (این داستان ادامه دارد)
نه هیچ اشکالی نداره😅
اره نگران نباشید 😅مرینت و ادرین کلا سرنوشت شون به هم گره خورده😅
سلام به همه گی واقعا ممنون که تست های من رو میخونید😊ولی نظرات خیلی کنه ها😥
ولی من که نظر میدم ترو خدا پارت بعد😭😭
خیلی قشنگ بود ، به داستان من هم سر بزنید .
یه سوال داستم اینکه عکس پارتت کراکه یا آدرین و اینکه اگه آدرین لطفا کراکم بزار💙💙💙🤍🤍🤍🤍🤍🤍💙💙💙
پس پارت بعدی چی شد؟ 😭😭😭😭😭😭😭خیلی داستانت عالیه یه لحظه نمی تونم صبر کنم براش
از اینکه میگم راوی خانوم ناراحت نمیشی؟ چون معمولا به نویسنده ها و خودم این لغب رو میدم😅😅😅
و اینکه اصلا نگران چیز های اونطوری نباش. منم زیاد وصف میکنم 🙃
عالی بود.به منم سر بزن.😁✍️✍️💞
نه عزیزم راحت باش😅 من رینا هستم 😊
آفرین عالی مینویسی
عالی بود👌👌👌👌👌
ایده ی جالبی هس
عالیه با داستان من هم سر بزنید
عالییی بود، ترخدا زودتر بعدی رو بزار پلیز 😘، راستی یه سوال در آخر مرینت و آدرین بهم می رسن؟؟ 💙😉🤞💙