خب اینم پارت ۲
که یهو کلر اومد کلر:جیم هوف سه ساعت دارم دنبالت میگردم جیم بدو که کلای شروع شده جیم:کلر من بهت گفتم امروز یه بهونه ای جور کن که همه باور کنن من نیستم کلر:هوف باشه فقط اینجا چیکار میکنی؟ جیم: با بیلینکی کار داشتم کلر:باشه ساعت ۱۴ من و توبی میایم اینجا جیم :باشه
و بعد کلر یه پورتال ساخت و رفت ببلینکی:خب کاریم داشتین ارباب جیم؟ جیم:اره یه کار مهم داشتم بیلبنکی:خب بگید جیم:بیلینکی من امروز تو رویا صدایی شنیدم که میگفت حقیقت هایی هستن که باید انها رو بفهمی صداش تو حالت مرگانا و مرلین خواستم بگم چیزی هست که بخوای بگی؟
بیاینکی:ببینید ارباب جیم در دنیای ما سه حالت حرف است حرف شایه عات حرف حقیقت و حرف دروغ ما در حالی که نیل و اجداد ما چیزی بگوبند باور میکنیم و حرفی هم که زیاد مطمئن نیستن رو با قسم ترولی جیم :قسم ترولی چیه؟ لیلینکی:نباید ابنو مبگفتم ولی حرفی که فقط نصف ترول ها باورش دارن و طرف باید ثابت کنه که حقیقت داره میسه قسم ترولی و باید اجزای یه بزرگ رو نام ببره
جیم:اجزای سه بزرگ کی هستن بیلینکی:اجزای سه بزرگ دوستای مرلبن هستن خب فکر کنم که به اندازه کافی فهمیدی در زمن اون رویا هم چرت و پرته اگه چیزی بود تا حالا نشان بهت گفته خیل حب حالا برو به دری و مشقت برس و خداحافظ جیم:خداحافظ
تو راه جیم:خب فکر کنم بیلبنکی هل شد فکر کنم حق با صدا بود صدا:بله حق با منه حقیقت پنهان است جیم:تو کی هستی چرا این حرفا رو به من میگی؟ صدا:به اطرافیانت اعتماد نکن جیم اونا تو رو از حقیقت دور میکنن جبم:،این حقیقت چیه که تو میگی حقیقت رو بهم بگو صدا:نمیتونم جبم:پس من چیکار کنم صدا:بزار بهت کمک کنم باید از یه نفر که مرده کمک بگیری
جیم :یه نفر که مرده اصلا چرا من باید این کار رو بکنم صدا:چون باید غول کش سایه ها رو ببینی جیم:غول کش سایه ها کیه صبر کن اون کالیستا هست؟ صدا:نه همین هست که بابد کشف کنی باید به گذشته بری و حقیقت رو بفهمی و حواست باشه به کسی اعتماد نکنی
جیم : به کسی اعتماد نکنم کیه که به من خیانت میکنه؟ صدا:من به اندازه ای که بتونم راه نمایبت کنم کردم بقیه اش رو باید خودت بفهمی و بعد دیگه صدایی نیومد جبم:،یکم بابد بیشتر حواسم به بقیه باشه که بینم زیر دروغشون چه حقیقتی هست
بعد جیم زنگ کلر زد کلر:به به میبینم خیلی خوشهالی که امروز مدرسه نرفتی جیم:ببین کلر زمان شوخی ندارم امروز نرید بازار غول ها بیاید خونه ی من باید یه چیزی بگم توبی هم بیار کلر:اهان باشه راستی من یاعت ۶ میام چون باید یه کار هایی بکنم جیم:هر کاری میکنی امروز تو و توبی تو خونه ی من باشید کلر:باشه و بعد هر دو قطع کردن
در خانه باربارا:اوه جیم اومدی امروز زیاد حالت خوب نبود و فهمیدم مدرسه نرفتی ولی اشکالی نداره حالا بیا ناهارت بخور چون صبحانه چیزی نخوردی جیم:مامان من کار دارم برم بالا الان میام باربارا:خب زود بیا که غذا سرد نشه جیم:باشه
جبم رفت که رفت تو اتاق و کتاب هاش و کیفس رو گواشت زمین تو راه بود که یهو بیهوش شد و رفت یه جابی که یهو...........خب این پارت تموم شد تا پارت بعدی خدا نگهدار
عالی
ممنون
سلام تستت عالیییییییییی بود پارت 3 رو هم بنویس از ایده من که گفته بودم تو پارت دوم بنویس استفاده کن 😉😜😘😘😘😜😉
چشم😊