امیدوارم خوشتون بیاد
از زبان گابریل: خب مثل یک جنتلمن 😁😌 حاضر شدم ، راه افتادم وقتی به کافه رسیدم از پشت پنجره امیلی رو دیدم ولی انگار با یکی دیگه بود ، یکی که انگار کت سیاه خز پوشیده بود ، اصلا سر تا پاش سیاه بود حتی چشم هاشم سیاه بود 😐🙄😅😉
رفتم تو کافه امیلی تا مو رو دید گفت : اوه ، سلام گابریل ! اون پسره ای که کنارش هم بود هم بهم دست تکون داد ! رفتم سمتشون و نشستم ، امیلی گفت : اوه ، معرفی نکردم شان ، دوست پسرم ! نمیدونم چرا بعد از این حرف دنیام یکدفعه بهم ریخت !خودم زو جمع و جور کردم و گفتم : اوه ، سلام شان ، خوشبختم😊 بعد دستم رو دراز کردم که بهش دست بدم ولی اون دستش رو دراز نکرد و گفت : منم همینطور ! و یک لبخند الکلی کرد😬😏🙂 شان گفت : خب تو امیلی رو از بچه پیش میشناسی نه ؟ گفتم : اوه ، آره، بعد تو و امیلی چه طوری به هم آشنا شدین ؟
شان گفت : خب من و امیلی با هم فامیل ایم ! گفتم : چه نسبتی با هم دارین ؟ شان : دختر خاله ام! خیلی متعجب شدم😳 امیلی از وقتی که یادم میومد از خانواده ی مادریش حرف نمی زد! تو همین فکر بودم که امیلی گفت : 😁 خیلی خوشحالم که کم دارین با هم کنار میاین ! و راستی گابریل ما به جای تو سفارش دادیم ، نمی دونستیم چی دوست داری دقیقا واسه همین پیشنهاد سر آشپز رو سفارش دادیم 😁😁
○ چند دقیقه بعد ( بعد از سرو غذا و آوردن آن سر میز)○
اصلا و ابدا فکرشمنمی کردم که این کافه سالاد بروکلی اصلا داشته باشن ! مگه میشه ! مثلا این پیشنهاد سر آشپز ! امیلی یکم با شک گفت : اوه ! سالاد بروکلی 😬 خوشمزه به نظر میاد گابریل ، تو سالاد خیلی دوست داری ، مگه نه 😁😬؟ گفتم : آره ولی از بروکلی متنفرم🙄! شان : به به 😂😂😂
امیلی بعد لین حرف شان بد جور بهش چشم غره رفت که این چی بود گفتی! قشنگ معلوم بود که من اون لحظه براش مهم بودم😌😌😌😌
از زبان شان : چرا امیلی باید اینطوری بهم چشم غره بره ، برای این پسره😏😑😑😑😠 هی من باید مهم تر باشم 😬😏😌 گفتم : قصد بدی نداشتم آخه من هروقت بروکلی میبینم میخندم😂😅 گابریل : اوه 😐🤨🤭🤭 ( همین رو کم داشتم ، آخه این چی بود می گفتم 🤦🏻♂️)
○بعد از غذا خوردن ○ از زبان امیلی: خب بعد از غذا خوردن و کمی حرف زدن ( هر چند حرف این دوتا ( شان و گابریل ) بیشتر شبیه جنگجهانی هسته ای از نوع گفتگوییش بود ) وسایل مون رو جمع کردیم و رفتیم ، من از قبل از رفتن رفتم سمت دستشویی تا کمی آرایش ام رو درست کنم .
داشتم برمی گشتم که یکدفعه به یکی خوردم ، داشتم میوفتادم که یکی دستش رو گذاشت پشت سرم و من رو گرفت ! گابریل بود !
🤭😅😁 امیدوارم خوشتون اومده باشه کامنت فراموش نشه
عالی 🎶😍
ممنون
سلام عالی بود ولی لطفا بیشتر بنویس
چشم😅😅😅