ه=(صبح بیدار شدم میدونستم دوست داره کنار خرگوش ها صبحونه بخوره واسه همین گفتم میز صبحانه رو اونجا گفتم آماده کنن رفتم در اتاقش در زدم ولی جواب نداد هنوز خوابه آروم رفتم داخل ) مین هیون صبح شده بیدار شومین هیون= اوممممممم بیدارم ته= لباست عوض کن بیا پیش خرگوشا مین هیون=اوم(بلند شدم لباسم رو عوض کردم رفتم اونجا اصلا انتظار نداشتم ته همچین کاری کرده باشه دقیقا چیزی که دوست داشتم
لباس مین هیون
رفتم نشستم پای میز صبحانه با سکوت سپری شد بعد با ته بلند شدیم تو باغ قدم بزنیم ته=مین هیون تو دوست داری چیکارا انجام بدی مین هیون = مثلا من الان دوست دارم تیر اندازی کنم یا شمشیر زنی یا اسب سوار ته= میخای بریم تیر اندازی مین هیون= میشه ته=معلومه بدو بریم آها راستی برو لباستو عوض کن یه کوچولو اونجا سرده مین هیون= مرسی رفتم لباسم عوض کردم
لباس مین هیون
مین هیون= خب تهیونگ میای مسابقه ته= چه مسابقه ای مین هیون= تیر اندازی ته= قبوله ولی بدون من میبرم مین هیون= باشه هرچی تونست مستقیم پنج بار بزنه به .سطح نشونه برندس
خب خیلی ممنون که ازم حمایت کردید این پارت شرط نمیزارم واقعا ازتون ممنونم این داستانم داره تموم میشه بعدش یه تک پارتی میخام بزارم لطفا تو کامنتا بگین دوست داری کتول ها کیا باشم و چه ژانری داشته باشه نتیجه ادامه داستان هس