سلام به همه من اومدم با پارت سه داستان جادوگر جنگل راز نهفته 😁😁 امید وارم که تا اینجا خوشتون اومده باشه 🌹 لطفا انتقاد ها و تعریف هاتون را از طریق بخش نظرات به من برسونین🤣🤣💖 ممنون از همه ی شما💖💖💖🌹🌹♥️🥀🥀🥀
از زبان آدرینا صبح زود از خواب بیدار شدم و رفتم همه را از خواب بیدار کردم وقتی که به اتاق آدرین رسیدم در زدم جوابی نشنیدم دوباره در زدم بازم هیچی به هیچی ایندفعه رفتم تو اتاقش دیدم خوابه خوابه 😴😴 رفتم سمتش و گفتم آدرین اما بیدار نشد ایندفعه داد زدم آآآآآآآآآآددددددرررررییییینننن پپپاااششوو 😠😠 بازم بیدار نشد ایندفعه هلش دادم اما از روی تخت نیوفتاد ولی خوشبختانه از شانس خوبم بیدار شد 😂🤣 (+الان خیلی خوش شانسی🤣🤣) (_اگه تو هم همچین داداشی داشتی این برات نهایت خوش شانسی بود😑😏)(+باشه😒)«البته به پسرا بر نخوره ها منظور آدرینا فقط آدرین بود😊(+حالا از بحث خارج نشیم😎) آدرین با حالت خواب آلود گفت 😴😴
چته مگه سر آوردی😠😠😠😠😠😠😠منم گفتم پاشو پاشو باید بریم دنبال کاترین 😶 گفت کاترین کدوم خ.ر.ی.ه😒😎 گفتم خ.ر خودتی ا.ل.ا.غ 😎🤣😂😤 گفت هر چی گفتی خودتی من تا خواستم جواب بدم که یهو مامانم اومد تو اتاق و گفت:
پاشید دیگه بریم راستی هرچی گفتید هر دو تونید من و آدرین با هم گفتیم:مااماانن و قیافمون اینجوری بود 😳😶 مامانم گفت چیه خوب راست میگم اگه نبودید مثل س.گ و گر.به نمیوفتادید به جون هم حالا پاشید اونجوری هم من و نگاه نکنید میخوایم بریم دنبال اون دختره گفتم کاترین! گفت باشه همون دختره🤣🤣🤣(+عجب مامانی داریا🤣🤣) (_خوب دیگه خانواده ی گرامی منن😔😑) آدرین گفت:
مامان حوصله داریا منکه نمیام به نظر من شما هم نرین فقط همین آدرینا را بفرستید که گرگ بخورش راحت شم از دستش😒 مامانم گفت آدرین پاشو وگرنه خودتو میفرستم بری تو جنگل که قشنگ با گرگا بازی کنیا 😡😡😤😠
باشه بابا غ..ل..ط کردم الان حاضر میشم میام😤😒😔 مامانم گفت خوبه الان شدی بچه ی آدم😁 آدرین آروم گفت خوب تو هر چی باشی منم همونم چون بچه ی تو ام اگه قبلش فک کردی من گا..وم تو هم هستی دیگه مامانم گفت چچچچچچچچچچچچچچچیییییییییییییییی گگگگگگففففففتتتتیییییییی 😠😠😠😠😠😠😠😠😠آدرین گفت مممننن من هیچی نگفتم نه نه من اصلا اصلا هیچی نگفتم 😁 مامانم گفت
باشه تو گفتی و منم باور کردم 😒😤 حالا زود حاضر شو😠😶آدرین گفت باشه دیگه مادرم و مامان از اتاق بیرون رفت من یکم با دقت به آدرین نگاه کردم اصلا یک جور دیدنی ای بود که فقط باید میدیدیش خیلی خنده دار بود برای همین زدم زیر خنده 🤣🤣 بعد چند ثانیه فک کنم اینجوری بودم😃 آخه آدرین گفت چیه چرا نی..شت بازه منم گفتم تا حالا قیافتو تو آینه دیدی گفت مگه چجوری ام یک آینه کوچیک همونجا بود برداشتمش و گرفتم جلو صورتش و با خنده از اتاقش بیرون رفتم و رفتم تو اتاقم لباسمو عوض کردم و
رفتم پایین و من و بابام رفتیم سمت جنگل و مامانم و با جولیکا و لوکا و آدرین هم رفتن سمت شهر من و بابام وسط جنگل بودیم 🌲🌳🌲🎄که من از بابام یکم دور شدم و همین طور که داشتم می رفتم کاترین رو دیدم و دویدم سمتش😁(خوب بچه ها رسیدیم به اون جای حساس😃)از زبان مرینت (کاترین) یهو
رفتم پایین و من و بابام رفتیم سمت جنگل و مامانم و با جولیکا و لوکا و آدرین هم رفتن سمت شهر من و بابام وسط جنگل بودیم 🌲🌳🌲🎄که من از بابام یکم دور شدم و همین طور که داشتم می رفتم کاترین رو دیدم و دویدم سمتش😁(خوب بچه ها رسیدیم به اون جای حساس😃)از زبان مرینت (کاترین) یهو
صدای آدرینا رو شنیدم که میگفت بابا بابا بیا اینجاس پیداش کردم بیا یهو یادم افتاد که آدرینا دیروز بهم گفته بود که باباش شکاچیه برای همین به گرگا گفتم که فرار کنید شکارچی داره میاد 😦😟 و اون ها هم فرار کردن و بعد آدرینا بهم رسید و بغلم کرد.خداراشکر که گرگا را ندیده بود آدرینا گفت حالت خوبه منم گفتم فک کنم و بعد یک عطسه کردن (ععععععععععطططسسسهههه) (نترسیدا صدای عطسه ی مرینت بود🤣🤣) آدرینا گفت
فک نکنم حالت خوب باشه و با عصبانیت گفت راستی چچچچررررااااا دیروز از خونه رفتی مگه من نگفتم همونجا بمون تا من بیام مگه نگفتم😠😠😠😠😠 منم گفتم خوب همون داداشت که روی مبل نشسته بود گفت من مزاحمشم و منم خوشم نمیاد مزاحم کسی باشم برای همین از اونجا رفتم 😶 آدرینا گفت :
آدرین یا لوکا؟؟؟؟؟🤔 من گفتم لوکا کیه؟؟؟🤔 اونم گفت پس آدرین بوده براش دارم وقتی نزاشتم جاسپر بیاد خونمون حال میکنه که یهو بابا ی آدرینا اومد و گفت سلام من گابریل آگراست هستم خوشبختم منم گفتم من کاترین هستم منم از دیدار باشما خوشبختم آدرینا باشه حالا خوشبختا بیاد بریم خونه😒 من و آقای گابریل به آدرینا نگاه کردیم و با هم زدیم زیر خنده🤣🤣 تو راه بودیم که من متوجه شدم که برفی داره تعقیبم میکنه فک کنم فک میکردم که تو خطرم که یهو.......
امید وارم خوشتون اومده باشه لطفا نظر بدید 🌹 راستی من میخوام یک داستان دیگه هم درباره ی مرینت و آدرین بنویسم تو این یکی جادو داره تو اون نداره تو هیچکدوم هم کت نوار نداره اما ممکن تو این داستان کت نوار بیارم بازم مشخص نیست دیگه ممنون که خوندید لطفاً نظر یادتون نره خداحافظ 💖
عالیییییییییییییییییییی بود 😍😍😍😍
منتظر پارت بعدی هستم
ممنون 💖پارت بعد در حال بررسی هست😍
سلام مثل همیشه عالی نوشتی ولی فکنم سوال 7 و 8 یا 8 و 9 یکی بود
لطفا دقت کن ❤️❤️❤️
ممنون💖 حتما دفعه ی بعد بیشتر دقت میکنم😍