سلام ، این اولین تست منه ، نطر بدید لطفا ، امیدوارم خوشتون بیاد
معرفی اسم ها دخترا : لونا ، برفین، اِلیسا پسرا : اریک، اَرشیا ، پدرام تمام شخصیت ها 14 سالشونه اینا فقط اسم های همو میدونند عکس پارت اَرشیا
اریک : اااااااا صبح شده یواش برم پایین بلکه اتنا (خواهرش ) بیدار نشه، برم پایین ، اههه چقدر ضدا میکنه این دمپایی ها اتنا : اهههههه چقدر اریک سرو صدا میکنه ، این کتابه کوش..... ایناهاش حالا پرتش کنم توی صورت اریک ، اریک : اخخخخ دیونه ، روانی چته ، اتنا : بازم بهت بزنم ، اریک : جرات داری بیا ، اتنا : اومدم ، اریک : غلط کردم😣 ،قیافه ی اتنا😂
اتنا : هااا بیا اینم صبحونه ، قارچ کبابی بخور همینو داشتیم الان 🍄و با ی کوفته برنجی 🍙، اریک : ممنون بابت غذا ، هوووم چقدر خوشمزست ، بعد صبحونه کارام رو کردم و رفتم مدرسه ، توراه دیدم بند کفشم بازه ، دروغ گفتم دوستام رو دیدم ، سلام کردم و رفتیم مدرسه
خونه ی اریانا اریانا : هااااااااا صبح شده ، برم پایین ، می خوام از طبقه ی سوم تا طبقه ی اول از پله ها برم ، کسل کنندست😑 ، نه از نرده ها سر میخورم ، هوووووو چقدر خوبه 😆 بعد 3 و 40 ثانیه رسیدم ، چقدر دقیق گفتم ، سلام مامان ، بابا ، رفتم سر میز ، ممنون بابت غذا🙏 ، صبحونه که خوردم کارام رو کردم و رفتم سمت مدرسه ادامه صفحه ی بعد 👈
اریانا : تو راه دخترا رو دیدم سلام کرم و رفتیم مدرسه ، الیسا : د...خ..دخت..دخترا غلبم و بعدش خ.و.ن. ب.ا.ل.ا. اوردم ، دخترا من رو تا مدرسه رسوندن ، وقتی رسیدیم برفین رفت دفتر مدیر آریانا هم رفت اب بیاره، وایساده بودم یهو پام شل شد و افتادم و.....
الیسا :و بعد دیدم یکی منو گرفت اون ارشیا بود ، سلام مردم و گفتم ممنون ، ارشیا : سلام ، خواهش ، بیا بزارمت روی نیمکت ، چرا اینجوری شدی ، الیسا : ممنون ، من بیماری غلبی دارم و هیچ دوایی برای این بیماری نیست و همیشه خ.و.ن. ب.ا.ل.ا می ارم ، ارشیا :ببخشید نارحت شدی ، کلاس داره شروع میشه ، بزار بغلت کنم ، بیا حالا بریم سر کلاس . ..... رسیدیم ، اِلیسا : مرسی ارشیا ، اریانا : خوبی الیسا مگه نگفتم همون جا بمون ، اه سلام ارشیا ، ببخشید ندیدمت ، مرسی که الیسا رو اوردی ، استاد اومد و درس داد ، بعد 5 ساعت رفتیم خونه
ی صفحه نداریم ببخشید 😥
اریانا : دخترا اومدن خونه ی من ، تو راه بودیم ، یکی پیام داد اربک بود ، دوست ارشیا ، گفته بود بیام رستوران صدغ تا بیشتر باهم اشنا بشیم ، رسیدیم خونه ، برفین بعد 30 دقیقه اماده شدیم ، وااااااااااااای چقدر خوشگل شدیم ، من لباس مشکی بلند با کمربند قرمز و کفش قرمز ، ارینا ی تاب سفید پوشید با ی پالتوی پشمی صورتی بای شرتک لی ، با کتونی سفید ، الیسا ی نیم تنه ی ابی و دامن سفید ، همه ی ما از در رفتیم بیرون که دیدم ........
تمام شد مرسی که خوندید ، کتابی ننوشتم راحت بخونید ، مرسی که خوندید
نظر و کامنت فراموش نشه بای
تستت عالی بود😙
ادامه بده💜💜💙💙💚💚