
آغاز فصل2عشق سیاه و قرمز ♥️🖤
شروع فصل2:👈از زبان آدرینا:از هواپیما پیاده شدم دیدم دادش آدرین آنجا وای ساده بدو بدو رفتم سمتش پریدم بغل گفتم: سلام داداشی دلم برات تنگ شده بود 🥲🥲از زبان آدرین: آدرینا را بغل کردم گفتم:منم دلم برات تنگ شده بود 🥺🥺 گفت:داداشی از چیزی ناراحتی؟گفتم:بازم مثل قدیم میفهمی🙂🥺 گفت:داداش دوقومی معلومه که از حال داداش جونم خبر دار میشم😊 حالا بجو چی جده؟🥺 گفتم: آبجی لوس خودم توی راه همه چیز را توضیح میدم🥺💔(بعداز توضیح دادن در راه)👈 همچنان از زبان آدرین: آدرینا گفت:من کمک میکنم داداشی تنهات نمیذارم😊😊 گفتم: مرسی آبجی جونم❤️
گفت:پس الان باید ببریم خانه ی خانواده ی دوپنچنگ جعبه ی معجزه گر هارا برداریم بریم خانه ی خانواده ی اسپارو🙂 گفتم:آره آبجی ❤️ رفتیم خانه ی خانواده ی دوپنچنگ جعبه را برداشتیم رفتیم خانه ی خانواده اسپارو 😊😊همه به من و آدرینا سلام کردن🙂ما هم سلام کردیم. بعد من هرکاری کردم جعبه باز نشدآخرشم جعبه را گاز گرفتم،آدرینا گفت:داداش اینجوری باز میشه؟😂😂 گفت: فهمیدم مرینت بهم گفته بود فقط خودش میتوانه جعبه را باز کنه و گفت که باید چیکارکنم.

گفتم: جعبه ی معجزه گهبانت در خطر هست پس بازشو تا گنهبانت را پیدا کنیم 😢🥲😢🥲😢🥲 جعبه نور زیاد از خودش داد😧
کوامی ها گفتن: نگهبانمون کجاست نگهبانمون کجاست 😰😰😰😰 گفتم: نگهبانتون رفته توی دنیای پری های بیگانه تیکی هم ناپدید شده پلگ هم 4 روز دیگه ناپدید میشه😬گفتن:تیکی ملکه شده واییییی ما ملکه ی خودمون را میخوایم.
کوامی ها گفتن: نگهبانمون کجاست نگهبانمون کجاست 😰😰😰😰 گفتم: نگهبانتون رفته توی دنیای پری های بیگانه تیکی هم ناپدید شده پلگ هم 4 روز دیگه ناپدید میشه😬گفتن:تیکی ملکه شده واییییی ما ملکه ی خودمون را میخوایم.
گفتم:باید به صاحباتون نیرو هاشون رابدید نگهبان معجزه گر هارا پیدا کنیم تا دوباره ملکه تون را ببینید و ما هم ملکه ی ابرقهرمان ها را ببینیم🥲گفتن:
کمک میکنیم،ما مادرمون تیکی را میخوایم ما مادرمون تیکی را میخوایم گفتم:چی یعنی چی تیکی مادر شماست😨😨 گفتن:آره پدرمون هم پلگه. گفتم:چییییییییی یعنی به خاطر این پلگ دست تیکی را گرفت 😨 ولی ولی چرا تیکی با بغض دستش را کشید ول کنید فعلا بعداً در موردش صحبت میکنیم😬😬😬😬
تمام شد. نظرها فراموش نشه 😄😊😊😊😘😍😘😍😘😍😘😍😍 تستچی عزیزم قبول کن 🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خبر فوری پارت18درحال بررسی 😍
خوب بود ولی خوب باز داری مثل قبل کم مینویسی سیع کن بیشتر بنویسی ولی خوب داره قلق داستان نویسی دستت میاد ادامه بده 🌹
ممنون عزیزم قرار هست که کم کم زیادی کنم هر فصل اینطوری میشه اول کمه ولی میره جلو زیاد میشه 😊
عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی
خبر برای شما:من هر روز یک پارت از داستان را مینویسم 😊
عالی بود کیوت:)!💕🥡
اگه تست اولم رو لایک کنی و کامنت بزاری زیر همه ی تستات و لایک و کامنت میزارم🤝🏻🍓
مرسی عزیزم 💓
لایک کردم نظر هم دادم عزیزم من زیاد لایک نمی خوام فقط بیشتر نظر میخوام🖤