سلام بچه ها اومدم با یه پارت دیگه فقط من آدم بسیااااااارررر فراموش کاری ام نمیدونم دیشب شام چی خوردم 😑 برای همین نمی دونم کجای داستان بودیم😂😂 بریم
از زبون تیکی :مرینت من دلم واسه کت میسوزه منم همینطور 😞 از کارم پشیمونم هم مرینت بهش جواب رد دادهم لیدی باگ باید ارومش کنم رفتم بالا دیدم کت بیدار ولی با من حرف نمیزنه از زبون کت نوار:بیدار شدم دیدم تو اتاق مرینت هستم با هزار درد از تخت مرینت بلند شدم تو شوک بودم از اون طرف لیدی باگ که نمیخوام اسمش رو بیارم از این طرف که همه مردم شهر قضیه رو فهمیدن من چیکار کردم دیدم مرینت اومده پیشم داره با من حرف میزد میخواستم جوابش رو بدم اما نمیتونستم حرف بزنم بخاطر بعضی که تو گلوم بود😞😞 که یه دفعه زدم زیر گریه😭😭 از زبون مرینت :داشتم با کت حرف میزدم که دیدم یه دفعه زد زیر گریه منم بغلش کردم که دیدم داره حرف میزنه از زبون کت موقع گریه کردنم دیدم مرینت محکم بغلم کرده منم اونو محکم بقلش کردم ناخودآگاه داشتم حرف میزدم از زبون مری:کت داشت میگفت مگه اون چی داره مگه من چی کم دارم از اون دیگه نمیخوام ببینمت لیدی باگ وقتی کت آخرین جمله رو گفت احساس بدی بهم دست داد
تو همین فکر ها بودم که دیدم کت دستم رو محکم گرفت لپام شبیه گوجه سرخ شد بعد گفت :دوست دارم❤️ نمیدونم چرا یه دفعه ب*و*س*ی*د*م*ش بعد از بوسه مون کت گفت انتقامم رو از لیدی میگیرم 😰 بعد رفت به نیکی گفتم چرا من که بوسیدمش تازه گفت عاشق منم هست چرا دست از سر من برنمیدارم مگه من چی دارم که آنقدر خاطرخواه دارم😏😏 مرینت اینا رو ول کن تبدیل شو. اع ببخشید از زبون کت رفتم بالای برج ایفل تمام احساسات منفی م رو جمع کردم بلند گفتم اینجا دیگه آخر خطه از زبون حاکماث :وایی چه قدر احساسات منفی زیادی پرواز کن اکومای زیبای من و اون ابر قهرمان عصبی رو شرور کن از زبون کت دیدم اکومای داره میاد زنگوله م رو گرفتم و گذاشتم اکوما بره تو زنگوله صدای حاکماث رو شنیدم گفتم حاکی حرف نزن معجزه گر خودم و اون رو میارم برات😡 قیافه کت 😡قیافه حاکماث 😑 قبوله کت بلنک از زبون لیدی :کت کجا نکنه اکوماتیز شده باشه نه بابا اون قوی که دیدم کت بلنک جلوم ظاهر شد و گفت سلام مای لیدی گفتم کتت بلنک 😰گفت درست حدس زدی گفت سریع معجزه گرتو بده به من گفتم هرگز گفت باشه هرجور خودت خواستی 😡😡
دیدم کت گفت تو هیچوقت منو جدی نگرفتی ای کاش عاشقت نمی شدم ای کاش آنقدر خنگ نبودم توووو دلیل این همه پریشونی من تویی دلیل اینکه من شرورم تویی تو خیلی خودخواهی (اضافه کنم وقتی داشتن حرف میزدن کت داشت همینجوری به لیدی باگ ضربه وارد میکرد چون قوی شده بود حتی از دفعه قبل)از زبون مرینت یا لیدی باگ :من دیگه جون نداشتم دیدم کت داره میاد اینور بهش گفتم م..م.م ..ن..همیشه تورو دوست داشتم اما بخاطره اون (آدرین)نمیتونم بعد گونشو بوسید کت افتاد زمین با خودش داشت حرف میزد از زبون کت بلنک یه کسی تو گوشم میگفت جواب بانوی تو این بود اون تورو دوست داره ولی تو نه گفتم نه از این به بعد فقط مرینت من اونو به چشم همکار خودخواه میبینم از زبون لیدی باگ :دیدم کت گفت مگا کتاکلیرم و زد زنگوله اش دیدم اکوما اومد بیرون سریع گفتم لاکی چارم و اون اکوما رو گرفتم و میراکلس لیدی باگ همه چی به روز اول برگشت کت بلند شد و گفت ممنون لیدی باگ گفتم لازم نیست منو تو دوست همیم🥰با لحن سرد گفت دیگه نه از این به بعد
من از این به بعد فقط شرور ها رو شکست میدم و میرم خونه تازه فهمیدم چه کسی رو دوست دارم منو تو به هم اصلا نمیخوریم من اونجا خشکم زده بود که دیدم رفت از زبون آدرین :پنجه ها بیرون وایییییی آدرین من تا یک هفته میخوام کمبر بخورم بگی پنجه ها داخل یه کتاکلیرم میزنم هم خودم رو هم تورو هم ناتالی و کل جهانننن رو نابود میکنم من گفتم باشه برو کمبر بخور انگار من جلوش رو گرفتم گفتم پلگ آدم وقتی از شرارت در میاد چقدر خسته میشه گفت آره مخصوصا ابرقهرمان هایی که کوامی دارن
گفتم ای شکمو😂😂😂 گفتم همه پدر دارن ما هم پدر داریم اصلا نگفته این پسره مرده هست دزدیدنش بگیریم بخوابیم
از زبون مری تیکی من خیلی خوشانسم. از اینکه به آدرین میرسی نه پس چی از این که من دل کت رو بردم این کت کسی رو به غیر از تو نمیشناسه هم تو حالت ابر قهرمانی عاشقته هم تو حالت عادی پس ببین چی داری که همه عاشقت هستن 😂😂😂 اره بگیر بخواب از زبون آدرین من طاقت نمیارم باید لیدیمو ببینم پاک پنجه ها داخل نه نههههههه دارم میام مای لیدی
از زبون مری داشتم میخوابیدم که یه دفعه ترسیدم نمیدونم چرا چون پدرو مادرم خونه نیستن ای کاش یه نفر پیشم بود. تیکی اون چی بود یه صدا از بالکن بود ماهیتابه رو از آشپزخونه گرفتم رفتم بالکن هرچی بود رو زدم😂😂😂😂 دیدم یه صدای بلند اخخخخخ اومد چشمام رو باز کردم دیدم اون کت نواره خوشحال شدم گفتم سلام کت نوار من از زبون کت داشتم میرفتم طرف بالکن مرینت که پام خورد به یه گلدون گلدون هم افتاد داشتم گلدون رو درست میکردم که دیدم یه نفر اومد یه ماهیتابه گرفت و هر چی بود رو زد که ماهیتابه خورد به سرم یه آخخخخخخ بلند گفتم که دیدم مرینته گفت سلام. گفتم س..ل..ا..م مرینت من رو برد داخل گفتم چطوری عشقم دیدم مرینت سرخ سرخ سرخ شد (+مرینت-ادرین )+سلام کت جووونم -سلام منو نزن 😂+ببخشید فکرکردم دزد هست چیشد اومدی یه سر به من زدی -اممم دلم برات تنگ شده بود🥰🥰🥰تو چی+منم همینطور😍میای فیلم ببینیم -اره +چه ژانری باشه -ترسناک👹+ب.ب..ا.ش..ه-میترسی+من ازچی نه بزن من خدای فیلم ترسناکم-میبینیم😏+وای عجب کاری کردم لحظه های ترسناک میپریدم بغل کت امن ترین جای دنیا گرم ترین جای دنیا چرا خنگ بودم و کت به این خوبی
-لحظه ی ترسناک مرینت نیومد بغلم بوی عطرش داشت مستم میکرد فیلم تموم شد گفتم مرینت خانم حالا کی میترسه دیدم خوابه گذاشتمش رو تختخواب دستم رو از دستش گرفتم داشتم میرفتم که مرینت خیلی آروم گفت کت نوار نرو من خیلی دوست دارم نرو از پیشم دلم واسش سوخت رفتم کنارش لبش رو آروم بوسیدم و دستم رو گذاشتم رو دستش و خوابیدیم صبح روز بعد از زبون مرینت:وایییییییی😰
دوستان دمتون گرم که تا اینجای داستان با من بودین دمتون گرم نظرات فراموش نشه😘
.....
این داستان عالی بازم ادامه بده
این داستان عالی بازم ادامه بده
قشنگ ترین داستانی بود که خواندم
عالی بود
واو عالی بود 🤗🤗🤗🤗
عالی فقط یه سوال چقدر طول کشید که اولین تستت ثبت شد مال من ۵ روز شد ولی هنوز نیومده
سلام واسه من حدودا 1هفته
پارت بعد را زود بزار
گذاشتم
جان مادرت پارت ۴ رو هم بزار
اول 4عدم تایید شد
بعد 5اومد همین الان پارت4 اومده
برو لذت ببیر
اولین نظر . عالی بود
بابا عجب داستانی 😆😆😆😆
میگم میای تبادل کنیم من تو پارت بعد داستانم پارت ۶ داستان تو را تبلیغ کنم تو هم مال من
سلام داستان رو خیلی دوست دارم
ادامه بده اصلا لازم نیست تبلیغ داستان من رو بکنی دوستان این داستان خیلی قشنگه من خوندم خیلیییییی دوست داشتم
لطف داری گلم باشه هر جور مایلی😊😊😊