سلام اومدم با یه پارت جدید پارت امیدوارم خوشتون بیاد
آنچه گذاشت :از زبان کت :میخوام بهت بگم پست نقاب چیه با لوکا رفتم سر قرار و عالی بود از کت خداحافظی کردم که یهو ... خب بریم سراغ داستان
میتونم بکنم؟؟کت گفت من سرشون رو گرم میکنم تو کارت رو بکن بعد از کلی فکر پیدا کردم و گفتم کت کمر بندت رو بده و گفت با کمال میل و بعد کفشدوزک معجزه آسا و همه چی به حالت اول برگشت و ما دوباره پیروز شدیم دو تایی گفتیم بزن قدش و من رفتم و کت گفت نظرت عوض نشده گفتم نه و رفتم .😑😑
رفتم تو یه کوچه و به حالت عادی برگشتم و رفتم سمت خونه تو راه به فکر کت بودم که که دیدم رسیدم خونه وقتی رفتم شام آماده بود اما گفتم نمیخورم و رفتم بالا تا بخابم وقتی بیدار شدم صبح شده بود و امروز هم تعطیله این عالیه 😝😝
آلیا بهم پیام داده بود سلام مرینت ما میخوایم بریم بستنی اندره بخوریم تو هممیای اگه میای همراه یادت نره 😉😉به تیکی گفتم که میتونه همراه من باشه تیکی گفت ::لوکا چطوره؟؟؟گفتم :وای تیکی تو عالی هستی ممنون گوشی رو برداشتم و زنگ زدم به لوکا و بهش قضیه رو گفتم و گفت البته مرینت هرچی ت بگی مرینت من که به پ... ت... ه.... افتاده بودم گفتم ممنون و گوشی رو غطع کردم
اینقدر حل شده بودم گوشی از دستم اوفتاد روی زمین تیکی گفت وااای مرینت 🤦🏻♀️🤦🏻♀️بعد رفتم پایین و چند تا ماکارون برای تیکی درست کردم تیکی میخواست ناخنک نزنه که گفتم تیکی ببخشید اینا برای وقتیه که نیرو نداشتی و تیکی هم خندید 😃😃😃رفتم تو اتاقم و
موزیک گوش کردم ساعت ۴ بود و رفتم و آماده شدم وقتی از خونه اومدم بیرون آلیا با نینو بود وو سارینا با بیلی ( یکی از همکلاسی های بچه ها که از سارینا خوشش میاد ) آلیا و سارینا گفتند که تو با کی میای گفتم اونجا جلو بستنی فروشی میبینید و سوپرایز میشید 😅😅😅و همه گفت باشه بابا ای دختر شیطون 🤣🤣تو راه بودیم که یهو ..
خب دوستان این پارت هم به پایان رسید ببخشید جای حساس کات کردم 😄😄😄 نظر یادتون نره ممنون
آنچه خواهید دید : چی آدرین و کاگامی .؟.. برای شما دو نعنا و .... شما دو تا بیشتر باهم دوستی و .... 😄😄😄
منتظر قسمت بعد باشید 😉😉😉
فعلا 🖐🏻
خیلی خوشم میاد از داستانت ❤😍❤ادامهههههه🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
خیلی ممنون به زودی پارت ها ی دیگه هم منتشر میشه
قسمت بعد را بزار
خیلی ممنون
من اولین نفرم نظر میدم عالی