اینم پارت دوازده
این داستان : خداحافظی با دیپر و میبل
بیل:رفتم از اتاق بیرون یهو دیدم کیل داره میره سمت اتاقی که نیروی ریل توش بود نکته:پارت قبلی گفتم کیل و ریل جا به جا سدن یعنی کیل توی بدن ریل هست و ریل تو بدن کیل هست . بیل:رفتم دنبالش کیل:رفتم سراغ یه اتاق و دیدم که نور بنفش میاد ازش پس حتمی قدرتم اونجا بود درست گفتم رفتم گوی رو برداشتم و خواستم بشکنمش که یهو بیل اومد نویسنده:خاک تو سرت بیل که نمیزاری ریل اوقات خوشی داشته باشه😐😠😬 بیل:کیل فکر کردی منو گول میزنی و قدرت ریل مال خودت میشه نخیر ما با هم معامله کرده بودیم که قدرت رو داشته باشیم که اگه ریل خواست قدرتش رو با هاش معامله کنیم کیل:شرمنده من سر قولم نمیمونم بیل: ویل بهتر توعه کیل:باید قدرش رو میدونستی بیل:حالا حالیت میکنم بعد حمله کرد سمت کیل
کیل هم گوی رو گذاشت کنار و جنگید کیل : در ذهنش : باید به بدن کیل اسیب بینم و بعد سریع خودم رو جا به جا کنم بعد وقتی هنوز بیل در حال جنگیدن کیل هست گوی رو بشکنم و قدرت به خودم برگرده بعد زیاد کیل به خودش فشار نیتورد و همش بیل عه سمتش شلیک میکرد بیل:چرا حمله نمیکنی حتمی یه دلیلی داره چت شده؟ کیل:میخوای بهت حمله کنم باشه زاریس مان و بعد کیل همه ی بدنش به اتش در میاد و نبدیل به یه اژدها میشه بیل:اگه شکستت بدم دیگه خیلی ضعیفی کیل: ببینیم و تعریف کنیم و بعد دو باره حمله کردن بیل سعی کرد مقاومت کنه ولی نتونست و شکست خورد و برای اینکه بیشتر اسیب نبینه مجبور شد بره از اتاق بیرو و سنجاق سینه خای میبل و دیپر رو بگیره تا قدرت مند تر بشه
کیل از فرست استفاده میکنه و یک کوچولو از پارچه ای که مال جابه جایی بود رو در میاره و یکی دست ریل رو میزاره روش و دستش خودش هم میزاره روش و جا به جا میشن حالا ریل خودشه و کیل هم خودش ولی کیل زیاد توان نداره بعد ریل از فرست استفاده میکنه بره گوی رو برداره ولی جناب بیل سایفر از راه میرسه نویسنده:من بعدا تکلیفم رو با ببل مشخص میکنم ریل و ویل:موافقم اصلا ول کن کجا بودیم اها اینجا بودیم جناب بیل از راه میرسه بیل:حالا مبارزه ی دو باره ولی این دفعه من قوی ترم کیل : چی میگی منظورت چیه؟ بیل:چرت نگو بعد حمله کرد به کیل کیل:به زور بلند شدم و با بیل جنگیدم یهو دیدم ریل داره گوی رو برمیداره سریع بیل رو هول دادم و رفتم سمت ریل بیل : هوی هریفت منم نه ریل نویسنده :من برات تصمیم میگرم بیل پس حرف نزن بیل:کی به تو مجوز داده؟ نویسنده :بی ادب ادامه: کیل میره سمت ریل و دستش رو میگره ولی بیل کیل رو هول میده و دوباره دو باره میجنگن
بیل: ریل هم وسط بود و باید به دستش میوردم تا بتونیم اسون تر دنیا رو فتح کنم برا همین میسو رو صدا کردم بیل :میسو بیا کمک بعد میسو سریع خودش رو رسوند میسو :چی کار کنم بیل : نزار دست ریل به گوی برسه میسو : باشه ریل:گوی رو برداشتم با هزار زور و زحمت ولی تا روم رو برگردوندم دیدم میسو پرید روم و من افتادم هم اون میسو هم دستش رو برد دور گوی و به زور داشت ازم میگرفتش ریل:هیچ میفهمی داری چیکار میکنی؟ این قدرت منه اختیارش هم دست منه پس ولش کن میسو :تو مانع ما هستی ما میخوام تو به ما بپیونده ریل: میسو من همه چیز رو میدونم میدونم تو چه زندگی داشتی میدونم اول تو الهه ی جانواران نبودی و یه میسو:من به زودی قراره یه سایفر بشم تو هم قراره بشی پس فکر نکن میتونی در بری بعد گوی رو از ریل میگیره و بعد با قدرتش یه گیاه زخیم درست میکنه و دست و پای ریل رومیبنده کیل :بس کن بیل نمیدونم چت شده
بیل :تو فکر کردی من خرم؟ نویسنده؛: در واقع هستی بیل:کیل تو داشتی گوی ریل رو برمیداشتی تا قدرت زیادی داشته باشه تو از منم خصیص تری کیل :من هیچی یادم نمیاد چرا بیل دست از زدن کیل بر میداره بیل:یعنی چی؟ کیل:هیچی یادم نمیاد یهو چند تصویر جلوی چشم کیل میاد ( همون تصویر هایی که ریل جاشو با کیل عوض میکنه اما کوتاه ) کیل ری ریل بیل : ریل چی؟ کیل:ریل خودش رو با من جا به جا کرد تا بتونه قدرتش رو بدزده بیل : بر همین میزاشت شلیک ها بهش بخوره و در اخرین در صد قدرتش رو صدا کنه بعد بیل یه نگاه به ریل کرد میسو: اهای ریل رو گرفتم حالا میخواید باهاش چیکار کنم بیل : بیارش تو اتاق من و کیل بعد بیل و کیل راه افتادن به سمت اتاق کیل :بیل اون سنجاق سینه های دیپر و میبل نیس ؟ بیل : چرا هست کیل:احمق خوب اون سنجاق سینه ها دیپر و میبل رو تحت کنترل میگیره پس چرا برشون داشتی بیل: نگران نباش زندانی هستن
بیل :تو فکر کردی من خرم؟ نویسنده؛: در واقع هستی بیل:کیل تو داشتی گوی ریل رو برمیداشتی تا قدرت زیادی داشته باشه تو از منم خصیص تری کیل :من هیچی یادم نمیاد چرا بیل دست از زدن کیل بر میداره بیل:یعنی چی؟ کیل:هیچی یادم نمیاد یهو چند تصویر جلوی چشم کیل میاد ( همون تصویر هایی که ریل جاشو با کیل عوض میکنه اما کوتاه ) کیل ری ریل بیل : ریل چی؟ کیل:ریل خودش رو با من جا به جا کرد تا بتونه قدرتش رو بدزده بیل : بر همین میزاشت شلیک ها بهش بخوره و در اخرین در صد قدرتش رو صدا کنه بعد بیل یه نگاه به ریل کرد میسو: اهای ریل رو گرفتم حالا میخواید باهاش چیکار کنم بیل : بیارش تو اتاق من و کیل بعد بیل و کیل راه افتادن به سمت اتاق کیل :بیل اون سنجاق سینه های دیپر و میبل نیس ؟ بیل : چرا هست کیل:احمق خوب اون سنجاق سینه ها دیپر و میبل رو تحت کنترل میگیره پس چرا برشون داشتی بیل: نگران نباش زندانی هستن
کیل :مطمئنی ؟ بیل :مگه من چند بار دروغ گفتم بعد داشتن در رو وا میکردن که یهو در وا شد و دیپر و میبل از توش اکمدن بیرو و سریع حمله کردن به سمت کیل و بیل ولی چون میسو رو نمیشناختند به اون حمله نکردن ریل :بچه ها سرع فرار کنید تا دو باره تحت کنترل بیل و کیل در نیومدید بچه ها 6م ریل رو نمیشناختند برا همین اخمیت به حرف هاش ندادن ولی چون فهمیدن دارن شکست میخورن فرار کردن
پیش خانواده پاینز:فورد:داشتیم اخبار گوش میدادیم یهو دو تا گلوله ابی پیدا شده سریع دفاع شهصی رفتیم دیدیم دیپر و میبل هستن و به هشکن حمله کردیم دیپر :چتونه ما تحت کنترل بیل نیستیم ویل : ولی قبلا بودید میبل : اون پال قبلا بود ولی تونستیم بر گردیم استن:چطوری ؟ دیپر :بیل ارمون اون سنجاق سینه ها رو گرفت ولی دوباره ما به هوش اومدیم و فرار کردیم حالا ریل گجاست؟ ویل:پیش بیل و کیل میبل: همون سبزه؟ ویل : نه الان ریل انسانه دیپر و میبل : چه بد😣😟😩😔😔
بریم پیش کیل و بقیه : ریل :اخ چرا دست از سر من بر نمیدارید بیل :چون به دردمون میخوری قند و عسلم ریل:بیل بیا جلو کارت دارم بعد بیل گوششو میاره جلو بیل:خب چی میخواستی بگی قند و عسلم ریل: ریل با داد گفت اون ارواره ات رو ببند بعد بیل اصبانی میشه و میگه ساکت شو کیل :همه خفه شید و بعد همه ساکت شدن ریل ::تکلیف منو مشخص کنید کیل : دو تا پیشنهاد داریم پیشنهاد اول اینه که.....
اینم پارت داوزده و اینکه ممکنه تست ها دیر تر بیان چون امتحان هام شروع شده ولی وقتی امتحان هام تموم شد صد تا پارت منتشر میشه و اینکه من تصمیم گرفتم دو تا فصل داشته باشیم یا شاید یه فصل ولی قسمت هاش طولانی باشه پس فعلا یکم منتظر باشید وقتی امتحان هم تموم شد پارت ها دو زود تد مینویسم بریم سراغ معرفی تست:تست جاذبه ی صفر درجه، نیمه ی اکسولاتل ، عشق و طمع که فقط نسفش رو خوندم ولی زیبا بود، نگهبان ابی، ابشار جاذبه و بن تن، تغیر نشانه ها، و ابشار هرج و مج هپ بخونید بریم سراغ انچه خواهید خواند
انچچه خواهید خواند : ریل:هیچ کدوم دیپر : میریم و ریل رو نجات میدیم میبل:خیلی دلم واسه ریل تنگ شده ( راستی عکس این پارت عکس ریل هست به صورت سایفر )
عالیییی ریل به چه حقی شخصیت مورد علاقه من رو بد نام کرد 😡😡 بیخیال نایس 👌👌
تنکس
و میشه بگی ویل کیل یا بیل اگه بیل بود دگه همه میدونن بیل کلا خیلی چیزه
به حاکم بعد کابوس میگم امتحانارو بسوزنه و به روح کهکان میگم کلا درس رو نابود. کنه عالی بود
دستت درد نکنه فقط بهش بگو خبرم کنه میخوام مرگ مشق رو ببینم😌😌 و ممنون
باشه
عالی بود
ممنون